!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع

«مرگ از من فرار می کند»

به نظرم بهترین اسمی بود که می شد برا این کتاب حیرت انگیز انتخاب کرد...

خاطراتی از راویان مختلف در مورد شهید دکتر مصطفی چمران... این اعجوبه ی عصر ما...

از چشم ها 6: مرگ از من فرار می کند (کتاب چمران) - پاتوق کتاب فردا

وقتی این کتاب رو می خوندم، در بهت شخصیت این مرد غرق می شدم... و نمی فهمیدم تو چه زمان و مکانی هستم... شخصیتش اینننننقد سنگینه برام که نمی تونستم بیش از ده، پونزده صفحه از این کتاب رو یهو بخونم... لازم بود یه دو سه ساعتی به فکرم استراحت بدم تا بتونه یکم هضمش کنه، بعد دوباره ادامه بدم خوندنو!!... حسی که از خوندن این کتاب پیدا کردم، حقیقتاً در قالب کلمات نمی گنجه...

آخ اگه زندگی چمران فیلم می شد... عجب فیلم اکشنی می شد... ینی اصلاً اسم شخصیت ها و مکان ها رو که نگیا، مخاطب فک می کنه داره یه فیلم هالیوودی خفن می بینه... تا این حد اکشن... تا این حد پرتلاطم... تا این حد مخوف... تا این حد حیرت انگیز... تا این حد گیج کننده... تا این حد نفس گیر...

و جالب اینه که تو این فیلم اکشن، قطعاً چمران تبدیل خواهد شد به یه قهرمان نقش اول صدجون! که اصلاً تحت هیچ شرایطی نمی میره!!! اصلاً میشه ازش بازی رایانه ای هم ساخت به خدا... چقد این پسربچه ها حال میان باهاش... از بس اکشنه... با خوندن این کتاب تازه می فهمین جنگ چریکی ینی چی...
اسم این کتاب  برگرفته از یکی از نوشته های دکتره که نوشته بود:

«گاهی احساس می کنم که من به سوی مرگ می تازم و مرگ از من فرار می کند»

خوندن این کتاب رو به همه ی آزاده های جهان پیشنهاد می کنم...

در سالروز شهادتش، صلواتی هدیه کنیم به محضر این بزرگمرد عارف و واصل...



[ شنبه 31 خرداد 1399 ] [ 02:22 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات