!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع

سال هاست که حرص می خورم از دست این مساجد که چرا سر اذان که میشه، میکروفون رو وصل می کنن به رادیو قرآن تا از اونجا اذان پخش بشه! به جای این که مث قدیما بدن دست موذن و ما مردم، صدای واقعی و زنده ی یک شخص رو برای اذان بشنویم. صدای اذان موذن های مشهور رو که همش از رادیو و تلویزیون می شنویم که. خوبه گاهی صدای هم محلی ها رو بشنویم از ماذنه های مساجد. حتی اگه اذان شون به اون شیکی نباشه. هرچی باشه صدای زنده خیلی ارزشش بیشتره. (البته من کلا از دست مسجدها خیلی حرص می خورم... خیلی ایراد دارن خیلی...این فقط یه نمونه ی کوچیک شه.)

اصن قشنگی اذان به همینه که آدم ها هر جا که هستن، حتی با دست خالی، وقت نماز رو بلند اعلام کنن... اونم با این کلمات زیبا... فرق اذان ما با ناقوس کلیسا تو همین موضوعه اصلا... قدیما این رسم اسلامی تو خونه ها و محله ها حاکم بود که موقع اذان، مرد هر خونه می رفت رو پشت بوم یا رو ایوون، بلند اذان می گفت... روایت زیاد داریم در اینکه بلند اذان گفتن در خونه ها چقد ثواب داره. اما امروزه واقعا این رسم رو جایی نمی بینیم دیگه خیلی.

چند روز پیش دیدم شبکه ی نهال یه کار جالب کرده... یه طرحی برا بچه ها و نوجوون ها گذاشته به اسم همصدای آسمان... تو این طرح بچه ها باید برن رو پشت بوم یا رو بالکن با صدای بلند اذان بگن و فیلم شو بفرستن برا شبکه.

کار قشنگیه به نظرم... نسل ما که هیچی، اسیر مدرنیته شدیم رفت! به نظرم طرح های این چنینی لااقل نسل های بعدی رو تشویق می کنه به احیای هرچه بیشتر این ظرائف سبک زندگی اسلامی.

پویش «همصدای آسمان» در ماه مبارک رمضان راه اندازی شد - خبرگزاری ...



[ چهارشنبه 17 اردیبهشت 1399 ] [ 19:12 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


از کودکی همیشه به دونستن در مورد زندگی علمای دین تشنه بودم. هنوزم فک می کنم جوون های ما خیلی غافلن در این زمینه. به نظرم نیازه به همون اندازه که در مورد سبک زندگی شهدا کتاب می خونیم، در مورد سبک زندگی علما هم کتاب بخونیم (هر چند می دونم تعداد کتاب هایی که روایت های قابل درک و شیرینی از زندگی علما داشته باشه، خیلی خیلی کمتره تا زندگی شهدا) مطالعه در مورد شهدا، به جوون های ما راه و رسم جهاد و مبارزه ی پرحماسه و هیجان انگیز رو یاد میده و مطالعه در مورد علما، راه و رسم زندگی سخت و پرتلاش زاهدانه و متقیانه و آرام آرام طلا شدنِ مسِ وجود رو.

بلاخره نخل و نارنج به دستم رسید و توی ماه رمضون توفیق داشتم توسط این کتاب، با زندگی استاد بزرگ فقه، مشهور به خاتم الفقها و شیخ اعظم، شیخ مرتضی انصاری آشنا بشم که در زمان قاجار زندگی می کردن. در بزرگی مقام علم و زهد و تقوای این عالم عظیم القدر چیزی نمی تونم بگم چون به هیچ وجه در حد و اندازه ای نیستم که در این زمینه بخوام اظهارفضل کنم. فقط همینو بدونید که جزء نادر فقهایی بود که پایه های علم فقه رو محکم کرد و در چند قرن اخیر، کسی هم تراز و هم سنگ ایشون در علم فقه نداشتیم و نداریم. هنوزم که هنوزه از روش های مبتکرانه ی ایشون و از کتاب ها و رسالات شون در حوزه های علمیه استفاده میشه.

در ضمن ایشون شخصیت بسیار ممتازی در اخلاق و زهد و ساده زیستی داشتن و بسیار از مردم دستگیری می کردن و اهل کرامات زیادی بودن. تمام این مسائل دست به دست هم داد تا ایشون در عصر خودش زعیم شیعیان جهان بشه، ینی همون چیزی که امروز بهش می گیم ولایت فقیه. آرامگاه ایشون در حرم امیرالمومنین در نجف اشرف هست. خداوند مقام والاشون رو متعالی تر کنه ان شاءالله...

نخل و نارنج-آثار بوك | 20% تخفیف

هرچند این کتاب خالی از ایراد نیست اما حقیقتا چند بار وسط کتاب یادم افتاد که وحید یامین پور نویسنده شه! واقعا تعجب آور و البته ستودنیه که یامین پور تونست همچین کتابی بنویسه. درسته که خودش استاد حقوق و جزاست و حقوق بی ربط به فقه اسلامی نیست اما به هر حال، نوشتن چنین کتابی از ایشون حقیقتا تحسین برانگیزه. چون روایت داستانی این کتاب، خالی از تحلیل و نکات علمی نیست و اتفاقا حرف های خیلی مهمی در این کتاب در کنار جریان داستان به مخاطب زده میشه. حرف های مهمی که توی زندگی به درد همه مون می خوره.

نمی دونم وحید یامین پور می بینه این نوشته رو یا نه، ولی مایلم دو تا ایراد خیلی بزرگ کتاب رو بگم که بیش از همه به چشم میاد:

ایراد اول این که ایشون در ابتدای کتاب نوشتن «داستانی است که هرچند به قلم خیال نگاشته شده است، کوشش شده بر اسناد و واقعیت های تاریخی استوار باشد.» اون وقت حتی یه دونه از این اسناد تاریخی رو نیاوردن! همچین کتاب هایی خب لااقل آخرش باید ذکر بشه از چه کتب و اسنادی استفاده شده دیگه... واقعا تعجب آوره که هیچ ذکر منبعی نمی بینه آدم در این کتاب... شما یه تحقیق کلاسی می خوای انجام بدی، آخرش باید منابع رو ذکر کنی! اون وقت همچین کتابی هیچ ذکر منبعی نداره!! گاهی حرف های خیلی مهمی از زبان شیخ در این کتاب نقل شده که مشخص نیست تحلیل نویسنده ست یا واقعا در تاریخ اومده که تز فکری شیخ اعظم بوده...مخاطب نمی تونه بفهمه کجای کتاب خیاله و کجای کتاب واقعیت تاریخی داره. من فک می کنم این بزرگ ترین ایراد کتابه که به راحتی می تونن در چاپ های بعدی اصطلاحش کنن. چون قطعا جناب یامین پور برای نگارش این کتاب، منابع زیادی رو از تاریخ مطالعه کردن.

ایراد دوم این که این کتاب و روایت داستانی شیرینش، بهترین فرصت بود که نویسنده در اون تز فکری حکومت داری و ولایت فقیه رو در فقه اسلامی به شیوه ای روان و ساده از زبان شیخ برای جوان مخاطب توضیح بدن. من اواسط کتاب که بحثش پیش اومد، کلی خوشحال شدم که قراره این مسئله تا آخر کتاب حل بشه... ولی با کمال تعجب دیدم که رها شد کاملا! وقتی نویسنده میاد اختلاف نظر فقهایی چون ملا احمد نراقی و سید شفتی رو در بحث ولایت فقیه و حکومت اسلامی توی کتاب بیان می کنه، و این سوال رو در ذهن مخاطب جوان ایجاد می کنه که واقعا حق با کدومشونه، اگه تا آخر کتاب، نویسنده جوابشو نده که ظلمه به مخاطب! فرصت بسیار خوبی بود که آقای دکتر یامین پور تز فکری شیخ رو در این زمینه بیان می فرمود و عملا این شبهه ی رسانه های معاند رو خنثی می کرد که ادعا می کنن بحث ولایت فقیه یه بحث نو و من در آوردیه و سابقه ی فقهی نداره!

به هر حال نخل و نارنج کتاب خوبی بود و به عنوان اولین رمان رسمی جناب یامین پور، واقعا عالی بود و حق داشت که تا این حد پرفروش بشه. من که لذت بردم و توصیه می کنم حتما بخونیدش.



[ جمعه 12 اردیبهشت 1399 ] [ 17:20 ] [ *برف دونه* ]

[ تحلیل و نظر() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic