!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع

سلام مهدیِ شیرینم...

به دنیای عجیب و غریب و پررنج ما خوش اومدی...

تو ۲۳ تیرماه ۹۸ روز میلاد آقا امام رضا (ع)، ساعت ۶ و ربع صبح، از پیش خدا برامون اومدی... امیدوارم وقتی که فرصتت تموم شد و دوباره خواستی بری پیشش، یه برنده باشی... یکی که آفریدگارش ازش رضایت کامل داشته باشه...

...

دوستت دارم... مامان!



[ جمعه 28 تیر 1398 ] [ 22:59 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


اگه می خوای معنی مبارزه ی بدون مرز رو بفهمی...

اگه می خوای با وسعت دغدغه های ناب انسانی آشنا بشی...

اگه می خوای شجاعان عالم رو بشناسی...

اگه می خوای اهمیت وحدت و امنیت در یک کشور رو درک کنی...

اگه می خوای با قدرت حیرت آور شیعه آشنا بشی...

اگه می خوای با علت ترس دشمن از تفکرات امیرالمومنین(ع) و آقا اباعبدالله(ع) آشنا بشی...

اگه می خوای معنای واقعی جهاد رو بفهمی...

اگه می خوای بدونی لبنان آرام و مقتدرِ امروز رو چه کسایی نجات دادن و چرا لبنانی ها، با هر دین و مذهبی عاشق حزب الله لبنان هستن...

اگه می خوای با شخصیت امام موسی صدر آشنا بشی و بفهمی چرا بهش میگن امام...

اگه می خوای بدونی چرا دزدیدنش...

اگه می خوای ببینی چه اتفاقاتی ممکن بود بعد از انقلاب در ایران بیفته و نیفتاد...

بشین پای صحبت های شیرین دکتر چمران... تا از «لبنان» برات بگه...

.

.

.

ممنونم از برادر لبنانی عزیزم، که این کتابو بهم قرض داد تا بخونمش... قبلا خیلی تعریفشو شنیده بودم ولی پیداش نمی کردم که بخونمش... یه کتاب حیرت انگیز... با تحلیل هایی بسیار دقیق و کارشناسی شده از شهید والامقام، دکتر مصطفی چمران... کسی که تو عمق تمام این حادثه ها بود و شاهد عینی همه ی مصیبت ها و فاجعه های لبنان... در حین خوندن این کتاب، حس می کنی وسط یه فیلم تخیلی اکشن جذاب و البته دردناک قرار داری...

نکته ای که شاید کمتر به نظر خواننده ها بیاد اینه که چمران لای حرفاش پیشبینی های خیلی جالب ودقیقی از وضع شیعیان ایران و تاثیر بیداری شون در منطقه و دنیا ارائه میده که خیلی هاش تا به امروز محقق شده...اول آدم خیلی راحت از کنار این حرفا رد میشه (چون برامون عادی شده) ولی وقتی به تاریخ سخنرانی ش نگاه می کنی، می بینی سخنرانی چمران مربوط به قبل از سال 57 اه!!!! ینی هنوز انقلابی نشده که چمران داره این پیش بینی ها رو می کنه... الحق که عجیب بصیر بود این ابرمرد...

وقتی این کتابو بخونی، بهتر می فهمی که چرا لبنانی ها خیلی خیلی بیشتر از ما، چمران و امام موسی صدر رو می شناسن و عاشقشونن... و شاید حالا بهتر بفهمی که چه کار بزرگی دارن می کنن شاگردان این دو قهرمان، در حزب الله لبنان...   

ان شاءالله روزی جشن آزادی قدس رو در کنار برادران و خواهران فلسطینی و لبنانی مون در مسجد الاقصی خواهیم گرفت... به امید اون روز قشنگ که قطعا نزدیکه...

Image result for ‫کتاب لبنان‬‎

درددل های ابتدای کتاب از زبان دکتر چمران:

« من آمده ام که فریاد ضجّه آلود شیعیان لبنان را در زیر آسمان بلند ایران طنین انداز کنم.

من آمده ام تا وجدان خفتۀ انسان های متعهد و مسؤول را بیدار سازم.

من آمده ام که از دردها و محرومیت ها، ظلم ها، ناله های نیمه شب، آه های سحر بگویم و اشک یتیمان، ضجۀ دردمندان، آه بیوه زنان، سوز دل سوختگان را بازگو کنم.

من آمده ام تا پردۀ سیاه شب را-که هم چون ابری ضخیم بر اندیشۀ ملت ما سایه افکنده است -پاره کنم و حقایق تلخ و دردناک شیعیان لبنان را به آن ها بنمایانم.

من آمده ام که دردی را به شما بازگویم که تا به حال کسی بازگو نکرده است.

من آمده ام که دعا کنم، تا خدای بزرگ انقلاب اسلامی ایران را پیروز کند. من آمده ام که آرزو کنم تا در پناه حکومت اسلامی، عدل و عدالت دامن بگسترد.

من می خواهم امیدوار باشم که سیطرۀ ظلم و ستم اسرائیل و استعمار برای همیشه نابود گردد.

من آمده ام که جان خود را فدا کنم تا رسالت مقدس اسلام پیروز شود و این ظلمت کفر و جهل و فساد برای همیشه ریشه کن گردد.

من نیامده ام که چیزی بخواهم، زیرا کسی که همۀ وجود خود را تقدیم رسالتش کرده است، بی نیاز است.

من نیامده ام که شکوه کنم؛ مردمی که 1400 سال درد و رنج تحمل کرده اند، باز هم با جان خود همۀ مشکلات را تحمل می کنند.

من نیامده ام که از تهمت ها و افتراها و اذیت و آزارها و ظلم و ستم هایی که هم کیشان من به من روا داشته اند شکوه و ناله کنم؛ زیرا در طول 1400 سالۀ تاریخ خود به این ستم بزرگ خو گرفته ام و تحمل این بی انصافی ها برای من عادت شده است.

من فریادی ام که در سینۀ مجروح جبل عامل، در خلال قرن ها ظلم و ستم، محبوس شده است.

من آرزوی آن زنده دلانم که هوای عدل و عدالت دارند و از این دنیای پر ستم گریزانم و به امید روزی دل بسته ام که با ظهور مهدی (عج)، عدل و عدالت بر خطۀ وجود دامن بگسترد و ظلم و ستم از این عالم ریشه کن گردد.

من تمنای دل های عشاقم که می خواهم عشق و محبت بر همه جا دامن بگسترد و کینه و حقد و تعصب از روی زمین ناپدید گردد.

من، خون شهیدانم که بر کوه های دور یا قعر دره های عمیق یا بر دامان دشت ها و صحراها جاری هستم.

من از قلبی سوزان که به خاطر حق و حقیقت می تپیده و برای استقرار عدل و عدالت می جنگیده است سرچشمه گرفته ام...»



[ سه شنبه 11 تیر 1398 ] [ 11:32 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات