!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع

یه روز که رفته بودم پیش دکتر چمران و کنار آرامگاهش خلوت کرده بودم، یه پسر جوونی اومد اونجا که یکی دو تا پسر نووجون همراهش بودن... تیپ و قیافه شون اصن به افرادی نمی خورد که اهل  رفاقت با شهید و شهدا و اینا باشن...

پسره اومد نشست کنار قبر دکتر و اون دو سه تا نوجوون هم کنارش ایستادن... یکی شون ازش پرسید: این قبر کیه که اینقد بزرگه و به رنگ پرچم ایرانه؟ طرف نگاهشو دوخت به قبر سه رنگ دکتر چمران و گفت:

+ فیلم بت منو دیدی؟

- آره

+فیلم سوپرمن؟

-آره

+اسپایدرمن؟

-اوهوم

+بروسلی؟

-آره دیدم

+ آرنولد؟

-اوهوم

+...

همینجوری چند تا فیلم مشهور رو نام برد یکی یکی... بعد گفت:

ببین! اونا همه فیلم بود...الکی بود! اینی که اینجا دفنه، واقعیِ همه ی اونا باهم بود!!

اسمش بود چمران!


اون پسر نوجوون همینجور بهتش برده بود... چند ثانیه خیره شد به پسره، بعد خیره شد به قبر...گفت: واقعا؟؟!!!

...

با خودم فک کردم کی می تونست به این خوبی دکتر چمران رو به یه پسر نوجوون معرفی کنه؟!!

Image result for ‫چمران‬‎

هرچی بیشتر درمورد چمران بخونی، متحیرتر و گیج تر می شی... به نظر من چمران، یه سر و گردن از همه ی شهدای دیگه بالاتر بود... یه ابرمرد واقعی...یه شیعه ی ناب...

باید چمران رو شناخت (هرچند این صد در صد مقدور نیس) تا معرفی ش کرد به همه ی عالم... به همه ی اونایی که تشنه ی حقیقت ناب انسان ان... به همه ی اونایی که دنبال صلح و دوستی ان... به همه ی اونایی که دنبال مردانگی و شجاعت و حماسه ن... به همه ی اونایی که تشنه ی شناخت امیرالمومنین، مولا علی(ع) هستن... به همه ی اونایی که می خوان عاشورا رو بشناسن... به همه ی اونایی که می خوان شیعه رو بشناسن... به همه ی اونایی که می خوان ماها رو، تفکرات ما رو، حکومت ما رو، آرمان های ما رو بشناسن... به همه ی اونایی که می خوان مدینه ی فاضله ی جهان رو بسازن... چمران متعلق به ایران و لبنان نیس... چمران متعلق به همه ی آزادی خواهان و حق طلبان عالمه...

چمران رو باید شناخت... باید به همه ی دنیا شناسوند...



[ جمعه 31 خرداد 1398 ] [ 18:53 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


این صوت سخنرانی یه ساعته ی استاد رحیم پور ازغدی خییییییییییییییلی برای من جالب بود و البته خیلی ناراحت کننده :(

ظاهراً جایی از استاد دعوت کردن که در حمایت از شیخ نمر صحبت کنه، آدم از این ناراحت میشه که اون موقع هنوز شیخ نمر رو اعدام نکرده بودن :(

اما استاد از این فرصت استفاده می کنه برای بیان ایدئولوژی و تاریخچه ی آل سعود

وااااااااااااقعا حیرت آوره

من نمی دونستم اینا تو همین صد سال اخیر اینننننننننن همه جنایت مرتکب شدن

و البته از این غصه ش میشه آدم که قبور اهل بیت ما در بقیع تا همین صد سال پیش قابل دسترس بود و الان... :(

و یه چیز جالب دیگه هم اینه که استاد پیش بینی هایی می کنه توی این فایل که مال سال 93 هست که الان یه بخش هایی ش درست در اومده! خیلی جالبه :) و در نهایت حرف محکمی می زنن، میگن: من تعهد محضری میدم بهتون که آل سعود هر وقت نابود بشه، به 6 ماه نمی کشه که اسرائیل نابود خواهد شد!!!! :)

حتتتتما گوش بدین این فایل جالب رو و به بقیه معرفی ش کنین لطفا...



[ چهارشنبه 22 خرداد 1398 ] [ 14:06 ] [ *برف دونه* ]

[ تحلیل و نظر() ]


امام خمینی (ره) به همه فهماند که به تنهایی هم می توان تاریخ را تغییر داد...

این بزرگ ترین درسی بود که من از امام یاد گرفتم...

... 

ناگهان نوری از شرق تابید

خون خورشید

آتشی در شفق زد

مردی از شرق برخاست

آسمان را ورق زد...

... 

*امام خمینی عزیزم... من هرگز شما رو ندیدم... اما سال به سال شکوه و عظمت کاری که انجام دادی، بیش از پیش از کشورهای مختلف دنیا نمایان میشه، پیشبینی هات داره به وقوع می پیونده و میوه های آبدار و شیرین نهالی که کاشتی، روز به روز بیشتر از پیش داره کام دنیا رو شیرین می کنه... و من افتخار می کنم که با تو هم عصر بودم... برام دعا کن که بتونم قدر زحماتی که برای ما کشیدی، بدونم و کاری برای اسلام انجام بدم تا اسمم رو در زمره ی یارانت ثبت کنن... برام دعا کن... امام عزیزم...



[ سه شنبه 14 خرداد 1398 ] [ 14:43 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


می دونی چرا خدا به شوهرها توصیه می کنه که علاوه بر فراهم آوردن امکانات راحتی و آسایش و در کنار کار کردن و عرق ریختن برا در آوردن رزق حلال برا خونه و پرداخت نفقه و ... بازم باید "زبانی" هم ابراز محبت کنه به همسرش و ازش تعریف و تمجید کنه و بهش "حس" معشوق بودن و مطلوب بودن بده؟؟

ینی خدا -نعوذ بالله- سرش نمی شده که همین زحمت کشیدن های مرد، همین پول در آوردن های مرد، حتی همین کمک کردن های مرد تو خونه به همسرش نشونه ی عشق و علاقه ش به همسرشه؟!!

چرا... خدا سرش می شه!!

خدا خیلی خوب می دونه چون شما عاشق همسرت هستی، اینجوری براش زحمت می کشی و کمکش می کنی و هواشو داری و ...

ولی همین خدا هم باز خیلی خوب زن ها رو می شناسه و می دونه که اگه مردی بهشون -بدون ابراز عشق و علاقه- کمک کنه و براشون زحمت بکشه، حس ترحم بهشون دست میده نه حس معشوق بودن! و زمین تا آسمون فرقه بین این دو حس!

دقت کردی چی گفتم؟

حس ترحم!

خدای ما با "حس"ها کار داره، نه فقط با اعمال...

خدا خیلی خوب می دونه که این حس برای یه زن خیلی وحشتناکه... این که حس کنی همسرت از سر ناتوانی و ضعفت، بهت کمک می کنه... این که حتی حس کنی چون از خدا می ترسه، برا زندگی ت زحمت می کشه... این که حس کنی حواسش به وظایف دینی یا وجدان اخلاقی شه که نفقه میده و احیاناً تو خونه کمکت می کنه یا کاری که میگیو انجام میده یا...

مردها نمی فهمن که چقققققد فرقه بین این حس ترحم و ضعیف شمرده شدن با حس معشوق بودن!

به خیال خودشون عاشق همسرشونن که دارن برا زندگی زحمت می کشن، کار می کنن، کمک می کنن، خرید می کنن و ... و همین کافیه!

غافل از این که خدا یه چیزی می دونسته که به شوهرها گفته هر از چندگاهی عشقت رو زبونی به همسرت نشون بده، هر از چندگاهی براش هدیه بخر، هر از چندگاهی بهش بگو که چقد دوستش داری و چقد برات ارزشمنده،... تا بفهمه که چون عاشقشی، داری براش زحمت می کشی، نه فقط چون مسئولشی!

در واقع خدا خیلی خوب می دونسته که کاری که شما انجام میدین، هرچند مهمه اما حسی که به همسرتون دست میده، صد برابر از اون مهم تره...

برای یه زن

خیلی فرقه بین مسئول کسی بودن و عاشقش بودن

خیلی فرقه بین عاشقانه برا کسی زحمت کشیدن و از روی وظیفه و ثواب و اینها براش زحمت کشیدن

در یک کلام...خیلی فرقه بین معشوقه بودن و مورد ترحم بودن

خیلی فرقه...

کاش آقایون بفهمن و اگه نمی فهمن، لااقل تعبّداً به حرفای خدا گوش کنن... لااقل برا نفع خودشونم که شده!! چرا که آثار این "حس"هایی که به خانمشون دست میده، مستقیماً به خودشون برمی گرده! از ما گفتن بود! :)



[ دوشنبه 13 خرداد 1398 ] [ 15:32 ] [ *برف دونه* ]

[ بگو و رد شو...() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic