!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




هفته پیش کتاب مشهور «سه شنبه ها با موری» نوشته ی «میچ آلبوم» نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی رو که هدیه ی خواهر عزیزم به من بود، تونستم بخونم. یه کتاب حکمت آموز و پرمعنا که جزء پرفروش ترین کتاب های آمریکا بوده. نازک هم هست، حدود 160 صفحه ست فقط... با ترجمه ی علیرضا نوری.

قضیه ی این کتاب یه ماجرای واقعیه. یه استاد دانشگاه به نام موری شوارتز در سال های پیری ش، یه بیماری سخت می گیره و نگاهش به زندگی و مرگ بسیار عمیق میشه و میچ آلبوم که یه زمانی شاگردش بوده، بعد از سال ها دوباره میاد سراغش و هر سه شنبه باهم دیدار می کنن. میچ به حرفای حکمت آموز موری در مورد زندگی، مرگ، عشق، بخشش و ... گوش میده و اونا رو ضبط می کنه و بعدها توی این کتاب می نویسه. همین...

Image result for ‫سه شنبه ها با موری‬‎

در واقع این کتاب، مجموعه ای از حکمت هاست و نمیشه اسم رمان رو روش گذاشت. کشش داستانی هم اصن نداره، بنابراین برای کسایی که علاقه ای به مطالب حکمت آموز و تفکر برانگیز ندارن، اصولا جذابیتی نداره.

غیر از جملات حکمت آموزِ موری به میچ، توصیفات میچ از موری و مشکلاتی که به خاطر پیری و بیماری داره، انسان رو به فکر فرو می بره که برای من خیلی جالب بود... این که آیا برای ایام ناتوانی و پیری آماده ایم؟

هرچند این کتاب، کشش و هیجان داستانی خاصی نداره و تمام نکاتیو که موری داره به میچ یاد میده (که حاصل عمر هفتاد و خرده ای ساله شه و ماحصل تفکراتی که به خاطر بیماری نگاهش به زندگی و مرگ رو عوض کرده) برای من تکراری و جزء بدیهیاته و کلاً چیز جدیدی برام نداره، اما خوشحالم که این کتاب رو خوندم چون اولاً دوس ندارم اینقد مغرور باشم که چیزاییو که خودم میدونم رو لازم ندونم از جایی دوباره بخونم و ثانیاً بازم دوباره بهم یادآوری کرد که چقددددددددر مردم دنیا تشنه ی دونستن حقیقت و قوانین عالم هستند. بهم یادآوری کرد که فرهنگ لیبرالی غرب تا چه حد، انسان ها رو از خودِ واقعی شون دور و اون ها رو دچار انواع خلاءهای روحی و روانی کرده و از اون ها یه مشت رباط ساخته. بهم یادآوری کرد که بشرِ امروز تا چه اندازه دلش برای خودش تنگ شده و شاید بیش از هر زمان دیگه ای به خدا نیاز داره. به اینکه در میان همه اینایی که فقط دارن می دوون، یکم توقف کنه و به دور از هر هیاهویی در این جهان شلوغ پلوغ، به خدا تکیه بده و آرامش واقعی رو لمس کنه.

وقتی موری یه چیزای حکمت آموزی در مورد زندگی و عشق و مرگ به میچ می گفت و میچ با حیرت بهش نگاه می کرد، وقتی موری بهش یادآوری می کرد که پول خیلی هم مهم نیس و میچ شگفت زده می شد، وقتی موری می گفت که باید به آدما عشق ورزید و میچ افسوس می خورد، دلم به حال تمام آمریکایی ها بلکه تمام مردم شرق و غرب عالم سوخت... اینکه ما چه گنجی داریم و مردم تشنه ی دنیا ازش بیخبرن! اگه میچ یا اون خبرنگار برنامه ی راه شب، به جای حرفای موری که صرفا با تجربه به دست اومده بود، فقط دو تا خطبه از خطبه های نهج البلاغه ی علی(ع) رو می خوندن، لابد پس سنگ کوب می کردن!!!!

ممنون از خواهر عزیزم بابت این هدیه ی ارزشمند. حقیقتاً هیچ هدیه ای به اندازه ی کتاب ارزشمند و هیچ یادگاری ای به اندازه ی کتاب ماندگار نیس.

Image result for ‫سه شنبه ها با موری‬‎

قسمت هایی از این کتاب:

"میچ! ما فرهنگی داریم که به مردم احساس خوشبختی نمی دهد. فرهنگ ما چیزهای غلط به مردم یاد می دهد و باید خیلی قوی باشی تا جرأت کنی و بگویی که اگر این فرهنگ کارایی ندارد، خریدارش نباش و فرهنگی برای خود بساز... در این کشور تفاوت زیادی بین آنچه که ما می خواهیم و آنچه که نیاز داریم، وجود دارد. ما غذا نیاز داریم اما بستنی شکلاتی می خواهیم!! ما صداقت نیاز داریم اما ماشین اسپرت و خانه می خواهیم... حقیقت این است که این چیزها ما را ارضا نمی کند... خیلی از آدم ها زندگی را به عبث می گذرانند. آن ها حتی موقعی که مشغولی کاری هستند که به نظرشان مهم است، نیمه خوابند. به خاطر این که آن ها دنبال چیزهای غلطی هستند.... میچ! این فرهنگ تا وقتی که نزدیک مرگت برسی، تو را تشویق به فکر کردن در مورد این مسائل نمی کند. ما به شدت درگیر خواسته های نفسانی خود، شغل، خانواده، داشتن پول کلان، پرداخت اقساط، خرید ماشین جدید، تعمیر شوفاژ و ...هستیم. ما با هزاران هزار از همین چیزهای کوچک مشغولیم تا روزگارمان بگذرد. به خاطر همین عادت نداریم که کنار بایستیم و به زندگی مان نگاهی بیندازیم و سوال کنیم که آیا همه ی زندگی ما همین هاست؟! آیا این ها همه ی آن چیزهایی است که ما می خواهیم؟! آیا این میان چیزی گم نشده است؟"



[ جمعه 24 فروردین 1397 ] [ 19:10 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

خدایا... یادته؟

من خودمو برای یه جنگ تمام عیار آماده کرده بودم...

اما تو نذاشتی حتی یه گلوله شلیک بشه!



[ چهارشنبه 15 فروردین 1397 ] [ 10:02 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

بهترین آدمای دنیا اونایی ان که همزمان باهوش و صادقن...

به نظرم بهتر از اینا، نمی تونی پیدا کنی...

چون اینا اینقد باهوشن که نمیذارن کسی فریبشون بده ولی اینقد صادقن که هیچ وقت کسیو فریب نمیدن.



[ دوشنبه 13 فروردین 1397 ] [ 19:27 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

این مردها هیچ وقت نمی فهمن که ایده ی غذا درست کردن، خیلی خیلی خیلی سخت تر از خود غذا درست کردنه!!!! :|

تمام مردهای زندگی من همین مدلی بودن!! اه!!

توضیحات : البته من فقط دو تا مرد تو زندگی م داشته م و دارم: یکی بابام، یکی هم همسرم! :))))) ولی به هر حال خیلی از خانم ها این حرف منو تایید می کنن! مگه نه؟! :)(((

توضیحات : روز مرد مبارک 



[ شنبه 11 فروردین 1397 ] [ 14:01 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...