!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




قاتل اهلی رو به خاطر بازی پرویز پرستویی رفتم که ببینم. چون می دونستم معمولاً ایشون فیلم های خوبی رو بازی می کنن، فیلم هایی که از نظر فیلم نامه و پیام، حرفی برای گفتن دارن. کارگردان فیلم هم که مسعود کیمیایی بود، یه کارگردان باتجربه. بنابراین حس کردم باید این فیلم رو دید!

Image result for ‫قاتل اهلی‬‎

موضوع فیلم اینه که پرویز پرستویی –که نقش اول فیلم هست- تحت عنوان دکتر جلال سروش، یک سیاستمدار و سرمایه گذار بخش خصوصی و یه آدم مذهبی و خیّر و بسیار پولداره و به خاطر صداقتش، یه عده شروع می کنن براش پاپوش درست کردن به جرم پولشویی و اینجور چیزا و اون در طول فیلم، تلاش می کنه حقیقت رو اثبات کنه. از اون طرف دخترش-که تفکرش هیچ شباهتی به تفکر باباش نداره!- عاشق یه خواننده ی پاپِ جنجالی میشه و خواننده هه هم هرچند عاشق دختره ست، ولی معتقده که پدر دختره موجب میشه که به کنسرت هاش مجوز ندن!! خلاصه که قضیه کلاً سیاسیه! و تقریباً تمام دیالوگ ها و حتی اشعاری که خواننده هه، روی سِن اجرا می کنه، همه شون به طرز اغراق آمیزی رنگ و بوی ناامیدی  و طعنه های سیاسی دارن!

فیلم به شدت داستان پراکنده و غیرمنسجمی داره و پر از تناقضه. از رفتارهای عجیب و احساسی دکتر جلال سروش که گاهی نه به آدم های مذهبی و خیّر شبیهه و نه گاهی به یه سیاستمدار! تا رفتارهای عجیب و سرکشانه ی دخترش تا حرفای پر از سیاه نمایی اون خواننده ی پاپ (که بیشتر به نماینده ی انسان های عقده ای شبیهه تا به نماینده ی صنف خوانندگان و هنرمندان کشور!!) تا عادی جلوه دادن این موضوع که چون کنسرت یه خواننده مجوز نداره، خیلی راحت یه عده می ریزن توی سالن کنسرت و مردم عادی رو کتک می زنن و کنسرت رو بهم می زنن!!!! :|

چیزی که برام جالبه اینه که پرویز پرستویی تقریباً در همه ی فیلم هایی که بازی می کنه، یه شخصیت داره!!!!! شخصیتِ یه آدم مذهبیِ احساسیِ جبهه رفته ی دوستِ شهید داشته ی انقلابیِ از انقلاب خسته و ناامید شده ی همیشه منتقد!!!! ینی حاج کاظمِ آژانس شیشه ای، با شفیعیِ به نام پدر، با حیدرِ بادیگارد با دکتر سروشِ قاتل اهلی هیچ فرقی نمی کنن انگار!!! حتی محتوای دیالوگ هاشون! :-/

Image result for ‫قاتل اهلی‬‎

برای دیدن فیلم بدی نبود، ولی احتمالاً اصن عامه پسند نیس... دیالوگ ها سنگینن... باید کلی فک کنی تا بفهمی الان طرف به کی یا به چی تیکه پرونده!!! سناریوی فیلم هم خیلی قابل تقدیر نبود... بیشتر حالت فانتزی و کلیشه ای و البته غیرمنسجم و مشوش داشت... فیلم پر از زوائد بود و در نهایت هم خیلی مبهم و بی معنا تموم شد!... و انگار سازندگان این فیلم، اول غرهای سیاسی شونو تنظیم کردن، بعد از روش یه فیلم نامه هول هولکی نوشتن که فقط این غرها رو توش بگنجونن!!! واقعاً تعجب آوره که همچین فیلمی رو کارگردان باتجربه ای مث کیمیایی ساخته!

نکته ی خیلی مثبت فیلم هم فیلمبرداری بسیار جذاب و حرفه ای فیلم بود که حس خیلی خوبی به آدم القا می کرد.


توضیحات : بعد از اینکه این پست رو نوشتم این نقد به دستم رسید که حس کردم دقیقا نظرش با من یکیه! منتها فنی تر توضیح داده، پیشنهاد می کنم بخونی ش



[ شنبه 30 دی 1396 ] [ 11:07 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

فیلتر شدن تلگرام فرصت خوبیه برای ما تنبلا که بلاخره پاشیم اسباب کشی کنیم به یه پیام رسان ایرانی!

خیلی ها فوری یاد پیام رسان سروش میفتن، در حالی که من در مورد ناکارامدی سروش نقد زیاد شنیدم. خیلی ها به همین دلیل وقتی می رفتن سروش و می دیدن سرعت و امکاناتش پایینه، دوباره برمیگشتن به تلگرام.

ولی من به شما پیام رسان ایرانی دیگه ای رو پیشنهاد می کنم که این روزا خودم رفتم، سراغش...فضاش عین تلگرامه و هم نسخه ی دسکتاپ داره هم نسخه ی گوشی(هم اندروید هم آیپد)... به نظر بد نمیاد...ظاهراً از نظر امنیتی، هم قابل اعتماده. بهتون پیشنهادش می دم: پیام رسان ایرانی «آی گپ»

می تونید از اینجا نسخه ی اندروید و از اینجا نسخه دسکتاپش رو دانلود و استفاده کنید.

توضیحات : پیشبینی می کنم یه زودی پیام رسان اول ایرانی بشه و جای سروش رو هم بگیره.



[ یکشنبه 17 دی 1396 ] [ 10:57 ] [ *برف دونه* ] بسم الله...

به قول استاد رحیم پور ازغدی:

«چهل ساله خواص مملکت می خوان نظام رو سرنگون کنن، مردم نمیذارن!!!!»

:)))))



[ جمعه 15 دی 1396 ] [ 09:23 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

حالا جالبه، اونایی که میگن پرچم کشورها رو آتیش نزنید، چون نماد ملت هاست، و نباید به ملت ها توهین کرد، سر اغتشاشات اخیر که یه چند نفر عمداً جلوی دوربین پرچم عزیز کشورمون رو آتیش زدن، میگن خوب کاری کردن، این رژیم باید سرنگون بشه!!!!

عجب!!! چی شد پس؟!

پرچم نماد ملت ها نبود مگه؟!!!!

:|

توضیحات : پرچم ها دقیقاً نماد حکومت هاست، نه ملت ها. ملت ما عوض نشد موقع انقلاب، شد؟! اما پرچم مون با تغییر رژیم پهلوی عوض شد! ملت عراق، عوض نشدن، شدن؟! اما حکومت صدام در اون سال تصمیم گرفت پرچم شون رو تغییر بده. یهودی های اورشلیم(ینی یهودی های اصیل اون منطقه، نه اونایی که اسرائیل از کشورهای دیگه برشون داشته آورده اونجا) جلوی دیوار ندبه پرچم اسرائیل رو آتیش می زنن، چون با حکومت اسرائیل مشکل دارن. مگه اینا ملت نیستن؟!! سیاه پوست های آمریکایی در اعتراض به خشونت های پلیس آمریکا، بارها پرچم آمریکا رو توی خود خاک آمریکا آتش زدن، چی شد؟ مگه پرچم آمریکا مال ملت آمریکا نبود؟! پس دوست عزیز! پرچم ها مال ملت ها نیس، دقیقا مال حکومت ها و دولت هاست. اینو بفهم لطفا!! :|



[ جمعه 15 دی 1396 ] [ 01:22 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

وقتی اون روز توی سن 13 سالگی داشتم تو زمین بسکتبال مدرسه، با بچه ها بسکتبال بازی می کردم که یکی از دوستان از نمایشگاه علمی مدرسه-که در سطح شهر برگزار شده بود- برگشت و اومد سراغ من و بهم گفت که دلت بسوزه، عدل همین امروز که نیومدی نمایشگاه، یه آقایی اومد و به ما چند نفر که تو غرفه ی نجوم بودیم، بلیط مجانی کنسرت علیرضا عصار رو –که قرار بود چند روز بعد توی شهر برگزار بشه- داد، (بلیطی که اون موقع قیمتش 36 هزار تومن بود) و من واقعاً دلم سوخت، هیچ وقت فک نمی کردم که 15 سال بعد، بتونم تو کنسرت این خواننده ی خوش صدا شرکت کنم... خواننده ای که 20 ساله با کارهاش آشنا هستم و خیلی هاشو حفظم و همیشه به صدای پرصلابتش، به صاحب سبک بودنش در موسیقی پاپ، به وقار رفتاری ش، به موسیقی فاخر کارهاش و از همه مهم تر، به محتوای اشعاری که انتخاب می کنه، افتخار می کردم.

خوشحالم که اولین تجربه ی حضورم در کنسرت یه خواننده، با حضور در کنسرت علیرضا عصار عزیز رقم خورد. یه کنسرت بسیار پرشور، باوقار، پرمحتوا، سرشار از هنر و فوق العاده پرشکوه...کیفیت سالن، نور و صدا واقعاً عالی بود... و تقریبا هیچ تایم پرتی در این برنامه وجود نداشت و عصار و گروهش تمام دو ساعت رو بدون وقفه برامون اجرا کردن... یکی از نکات بسیار جالب توجه برای من این بود که مخاطبین این کنسرت(که حدود 2000 نفر بودن) در عین هیجان زده بودن و شادی کردن، بسیار باوقار و متین بودن و هیچ رفتار ناشایستی در کنسرت مشاهده نکردیم... من فک می کنم علتش، وقار و متانت خود خواننده ست... شخصیت هر خواننده یا هنرمندی قطعاً در شخصیت مخاطبینش تاثیر میذاره... عصار خواننده ایه که در 20 سال گذشته سبک جدیدی رو در موسیقی پاپ بعد از انقلاب ایجاد کرد و اینقد کارهاش وزین و فاخر بود که هنوزم که هنوزه، هیچ خواننده ای نتونسته جاشو بگیره یا کارهاش اندکی شبیه اون بشه... به نظرم قدر این خواننده ی مردمی رو باید دونست و از این که عرصه ی موسیقی کشور، چنین خواننده ی مسلط، خوش صدا، پرصلابت، صادق، متواضع و باوقاری داره، باید به خودش بباله...

دیشب شب بسیار شیرینی برای من بود... و این شیرینی رو بعد از خدا، مدیون همسر عزیزم هستم که چند هفته ی پیش، بلیط این کنسرت رو به عنوان هدیه ای غافلگیرکننده بهم داد! :)

توضیحات1 : عصار برای ما دهه ی 60 ای ها، خواننده ی خاصیه... اینقد اشعارش رو توی تلویزیون پخش می کردن که همه مون حفظ بودیم... اولین خواننده ای بود که از شعر شاعران بزرگ مث مولانا در موسیقی پاپ استفاده می کرد و به خاطر سبک خاص خوندنش، من واقعا از این اشعار لذت می بردم. آخه همه ش عادت داشتیم این اشعار رو در موسیقی های سنتی بشنویم و نوعِ موسیقی سنتی طوریه که آدم تقریباً هیچی از شعر نمی فهمه!!! :))))) در ضمن، به عنوان کسی که تمام آلبوم هاشو گوش کردم، به نظرم شعر "وطن" خاص ترین، تاثیرگذارترین و در یک کلام، شاهکار این خواننده ست.

توضیحات2: هر وقت اینستاگرام اوکی شد، سعی می کنم قطعاتی از کارهاشو برات بذارم اونجا



[ چهارشنبه 13 دی 1396 ] [ 20:21 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

چقد خوبه که این روزا یکم از دست این شبکه های مجازی اندرویدی خلاص شدیم و یه نفسی کشیدیم!

انسان همیشه به دنبال راهیه که راحت تر ارتباط برقرار کنه و راحت تر احساسات و عقایدش رو به اشتراک بذاره، در حالی که نمی دونه این ارتباط راحت تر و سریع تر، نه تنها موجب نزدیک شدن دل ها به هم نمیشه، نه تنها اندیشه ها رو باز نمی کنه، نه تنها دنیا رو بهتر نمی کنه، بلکه وقت ها رو تباه می کنه و زندگی شو پر از تشتّت و تنش می کنه...

این که ارتباط با چند صد نفر از دوستان و آشنایانت در گوشی همراهت و همیشه و همه جا میسر باشه، الزاما چیز خوبی نیس... اینو وقتی می فهمی که یه چند روزی دسترسی ت به این ارتباطات قطع میشه و یکم نفس می کشی!! مث کسی که داشته روی تردمیل میدوییده ولی حتی یه متر هم جابجا نمی شده و حالا که تردمیل رو خاموش کردن، تازه داره یه نفس راحت می کشه و تازه می فهمه که اصن جابجا نشده!!

انصافاً چند نفر از ماها از این ارتباط آسان و همه گیر استفاده ی خدایی می کنیم؟!

توضیحات1 : سر این جریانات اخیر خیلی خوشحال شدم که تلگرام و اینستاگرام رو بستن... هرچند خودم خیلی باهاشون این روزا کار داشتم، ولی واقعا معتقدم با این بی فرهنگی مجازی موجود در جامعه ی ما، خیلی خوب کاری کردن که موقتا مسدودشون کردن، چون واقعاً مردم هر چرت و پرتی که به ذهنشون می رسید، منتشر می کردن و اصن نگاه نمی کردن که چقد تحلیل ها و اخبارشون منطقیه، چه برسه به این که اصن صحت داشته باشه!! چه این وری ها چه اون وری ها! مشکل اصلی فضای مجازی ما، سم پاشی های دشمن نیس... مشکل اصلی عمل نکردن مردم ما به همین یه آیه از قرآنه که در سوره ی مبارکه ی اسرا آیه ی 36 می فرماید: «از چیزی که بدان علم نداری، پیروی نکن زیرا که از چشم و گوش و دل ها، از همگی سوال خواهد شد» و یا این حدیث از پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: «در دروغگویی انسان همین بس که هر چه را که شنید، نقل کند!!»

توضیحات2 : نقد مفصلی دارم به شبکه های اجتماعی امروزی، که نزدیکه یه ساله می خوام بنویسم، هنوز فرصت نشده!! دعا کن به زودی بنویسمش! :|

توضیحات3 : هیچی مث وبلاگ نویسی نمیشه...واقعاً متعجبم از کسایی که به بهانه ی تلگرام و اینستاگرام، دست از وبلاگ نویسی برداشتن!! واقعا چه شباهتی بین این ها هست؟!!! وبلاگ کجا، تلگرام و اینستاگرام کجا؟!!!! 



[ چهارشنبه 13 دی 1396 ] [ 12:16 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

کریسمس رو به همه ی ارمنی ها و مسیحی های عزیز تبریک میگم به عنوان یک عیدِ صوریِ مذهبی

نه به عنوان میلاد حضرت مسیح(ع)!

چون این تاریخ، طبق اعتقاد مورخین مسیحی هم حتی جعلیه!

سال هاست که رسانه ها به مردم دنیا گفتن تقویم میلادی بر اساس میلاد حضرت عیسی مسیح(ع) بنا شده، در حالی که این تقویم هیچ ربطی به این واقعه ی تاریخی نداره!

اولاً روز میلاد این پیامبر بزرگ خدا رو 25 سپتامبر می دونن، ینی در زمستان. اما طبق آیات کتاب مقدس، ایشون نمی تونن در زمستون به دنیا اومده باشن. مثلاً در لوقا 2: 1-8 می فرماید: «مریم طفل خود را در طویله ای در شهر بیت لحم به دنیا آورد. در آن زمان، چوپان ها در صحرا به پاسبانی گله های خویش مشغول بودند.» اما در منطقه بیت لحم(که یه شهر کوچیکه نزدیک اورشلیم یا همون قدس خودمون)هرگز زمستون ها هوا طوری نیست که بشه گوسفندها رو ببری چرا! مورخین معتقدن که طبق این آیه از کتاب مقدس و یه سری آیات دیگه، حضرت عیسی باید تو یه تاریخی حدودای آخرای تابستون یا اوایل پاییز به دنیا اومده باشن. جالب اینه که تا دو قرن اول میلادی، روز تولد حضرت عیسی(ع) رو 6 ژانویه می دونستن!!! اما بعدش کلیسای کاتولیک روم، این تاریخ رو به 25 سپتامبر تغییر داد!! علت این تغییر رو بعضی از مورخین، یه موضوع سیاسی می دونن. میگن در اون موقع، بسیاری از اروپایی ها مسیحی نبودن و خدای خورشید (میترا) رو می پرستیدن که تولدش 25 سپتامبر بود. کلیسای روم برای از یاد رفتن این خدا، این طوری اعلام کرد که میلاد حضرت مسیح(ع) در این تاریخه!! ینی به همین راحتی قضیه جعل شد!!

ثانیاً در کتاب های تاریخی میلاد حضرت مسیح رو در زمان پادشاهی «هِرودِ کبیر» می دونن... در حالی که هرود، در سال یک قبل از میلاد از دنیا رفته بود!! بیشتر مورخین رومی (مث کاسیودوریوس، ایرنیوس، ترتولیان، جولیوس، اپیوانیوس و ...) میلاد حضرت مسیح رو 2 تا 3 سال قبل از میلاد می دونن... ینی مثلاً الان که سال 2018 میلادی هست، اینطور نیس که میلاد حضرت، 2018 سال پیش بوده باشه(که مردم عوام اینجوری فک می کنن)... بلکه 2020 یا 2021 سال پیش بوده!!

عمق فاجعه رو درک کردین؟! :))))

جالبه که حتی تاریخ شروع سال میلادی هم با کریسمس یکی نیس! ینی حدود 7، 8 روز بعد تازه شب سال نوی میلادی و اول ژانویه هست!!

از نظر دقت نجومی هم اگه بخواییم بررسی کنیم، تقویم میلادی، جزء تقویم های دقیق نیس و صرفاً به این دلیل بین المللی شده که غربی ها قُلدرن! همین! :)

دقیق ترین تقویم جهان، همین تقویم شمسی ایرانیه که معروفه به تقویم جلالی. از نظر نجومی، تقویم میلادی در هر ۲۵۰۰ سال یک روز خطا داره، در حالی که تقویم جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه خطا داره! شگفت آوره، نه؟! این تقویم توسط گروهی از اخترشناسان مسلمان در زمان سلجوقیان طراحی شد که یکی از مشهورترین شون، جناب خیام نیشابوری بود. (انصافاً چند نفرمون به این تقویم افتخار می کنیم؟!)

در واقع تقویم میلادی که امروزه یه تقویم بین المللی هست، نه از نظر نجومی تایید شده ست، نه از نظر تاریخی و دینی! این تقویم نه از نظر مبدأ با میلاد حضرت عیسی(ع) یکی هست، نه آغازش همزمان با روز میلاد ایشون هست و نه حتی اون روز، تطبیق تاریخی با تاریخ واقعی میلاد ایشون داره!!! کاش مردم دنیا اینقد شجاع بودن که قبل از قبول هرچیزی توسط رسانه های غربی، در موردش سوال بپرسن و همینجور کورکورانه قبولش نکنن!



[ چهارشنبه 6 دی 1396 ] [ 01:51 ] [ *برف دونه* ] نظر خاصی نداری؟!



  چرا یه بچه مسلمون، اونم از نوعِ ایرانی ش باید کریسمس رو جشن بگیره؟!

این واقعاً سوالیه که کسی تا الان بهم پاسخ نداده! :-/

تا چند سال پیش این موضوع اینقد مد نبود... الان توی هر مغازه ای که میری، فضاش کلللللا رفته به سمت کریسمس و نمادهای مسیحیت! حتی مغازه های خیلی کوچیک! واقعاً مسخره نیس؟؟!!! (حالا کریسمس که خوبه، کم کم هالویین و اینا هم داره جا میفته از تو خانواده ها و تو مدارس و مهدکودک ها بگیر تا توی جشن های بزرگتر ها و توی پاساژها و مغازه ها) ینی ارمنی های عزیز کشور اینقد به این مراسم ها توجه ندارن که سایر مردم! :|

جالبه که دقیقاً تو همین چند سال اخیر هم پُز روشنفکرمآبانه ی وطن پرستی و کوروش پرستی و من آریایی ام و من یک ایرانی اصیلم و اینا واگیر شده بین همه! همینایی که میگن من ایرانی ام و برای چی باید تو مراسم عرب ها(بیشتر منظور برنامه های ماه رمضان و محرم و صفر و اربعین و ایناست!) شرکت کنم؟!! اون وقت همینا تو این ایام، جشن یلدای ما ایرانی ها رو(که اتفاقاً اصلاً هم مال عرب ها نیس) هم اینقد بهش توجه نمی کنن که به کریسمس توجه می کنن!! در حالی که حتی نمی دونن ریشه ی کریسمس چی هست اصن!

ببخشید جسارتاً جناب کوروش کبیر، کریسمس می گرفتن اون وقت؟!!! :| این بزرگوار، یا سایر بزرگوارانی که تصاویرشون روی دیوارهای سنگی پرشکوه تخت جمشید حک شده، کلاه کریسمس می ذاشتن سرشون آیا؟!! یا درخت سبز توی کاخ شون رو زنده زنده می بریدن میاوردن وسط کاخ درخت کریسمس درست می کردن باهاش؟!(قابل توجه مدافعین حقوق گیاهان!)

عزیزم! شمایی که لیبرالی و به هیچ مذهبی پایبند نیستی! و معتقدی مذهب، موجبِ پسرفت ملت هاس! آیا می دانستی که کریسمس رسماً یه جشن مذهبیه؟؟؟!! و طبیعتاً باید مال پیروان همون دین و مذهب باشه؟! این همه تناقض برای چی آخه؟!!

من که می دونم این جریان های فرهنگی، ریشه در کجا داره و علتش چیه و مسببینش کیا هستن و چه اهدافی رو دنبال می کنن.

اما کاش "مردم عوام" ما هم یکم هشیار بشن و به فرهنگ خودشون توجه کنن. کاش یکم فک کنن و دیگه "عوام" نباشن. ما مسلمان و ایرانی هستیم. کللللللی مراسم و اعیاد و مناسبت های مذهبی و ملی داریم که اگه بخواییم همه شونو برگزار کنیم، واااقعاً روزهای سالمون پر از تنوع و نشاط میشه. دلیلی نداره بریم سراغ فرهنگ دیگران.(این به معنی دشمنی با دیگران نیستا! باز یه عده نیان پز صلح دوستی بگیرن برا ما!!! این یه جور عزت نفسه. انسان هایی که عزت نفسشون پایینه، میرن سراغ تقلید. میگیری چی میگم؟!) ما حتی می تونیم این مناسبت های پرنشاط خودمون رو صادر کنیم به فرهنگ های دیگه، نه که از اونا بگیریم.



ممکنه یکی این وسط بگه خب تو فرهنگ ملل مختلف می تونه آدم از چیزای قشنگش یاد بگیره، چه اشکالی داره ازش تقلید کنیم؟ هیچ اشکالی نداره، ولی من سوالم اینه که:

اولاً شما چرا فقط اون بخش هایی از فرهنگ غربی ها رو یاد می گیرین که رسانه هاشون بهش توجه می کنن؟!! چرا با موج رسانه ها میرین جلو؟ (ینی همون چیزایی که ماهواره ها و رسانه های غربی به خوردتون میدن) آیا فرهنگ غربی، چیزای قشنگ دیگه ای نداره که تقلید کنید؟!!! این که فقط به همون چیزایی توجه کنین که رسانه هاشون می خوان، آیا این یه جور بردگی نیست؟! چیزای خیلی خیلی مفید و قشنگی توی فرهنگ غربی ها هست که هیچ وقت توی رسانه هاشون نمیگن، چرا از اون بخش هاش تقلید نمی کنید؟!!

ثانیاً فرهنگ خودتو میذاری زمین، میری سراغ فرهنگ غربی ها! آیا این خودفروختگی نیس؟! ینی واقعاً غیرتت اجازه میده؟! چرا اینقد مراسمات فرهنگ خودتو بزرگ نمی کنی که غربی ها ازت تقلید کنن؟! مگه مراسمات ما ایرانی ها چه بدی داره؟! اتفاقا مراسمات و مناسبت های ما دارای محتواها و معانی بسیار غنی هستن که به هیچ وجه قابل مقایسه با محتواهای پوچ مراسمات اون ها نیس... (در مورد همین کریسمس آیا می دونی واقعاً این جشن، هیچ ربطی به میلاد حضرت مسیح(ع) نداره؟! اگه نمی دونی، حتماً پست بعدی رو بخون)

ثالثاً شما که دنبال این هستی که بین المللی عمل کنی و مراسمات زیبا و بانشاط رو از فرهنگ های مختلف بگیری، چرا فقط به هالویین و کریسمس و بالماسکه و ولنتاین رسیدی؟!!! اینا که همه شون مال غربن که!! مثلاً توی فرهنگ ژاپنی یا روسی یا بنگلادشی یا چینی یا آمریکای لاتین یا هندی یا مصری یا مدیترانه ای، احیاناً هیچ مراسم و مناسبت جالب و بانشاطی وجود نداره؟!!! تو حتی ازشون خبر هم نداری!

من فک می کنم اگه کسی فقط یکم به سوالات بالا فک کنه، متوجه میشه که داره خودشو گول می زنه و بدجوری بازی خورده از رسانه های غربی! رسانه هایی که ظاهراً خیلی متنوع و آزاد هستن، ولی در واقع همه شون بلندگوهای مختلف از یه میکروفونن!

امیدوارم یا هرگز ادعای ایرانی بودن یا مسلمان بودن یا بافرهنگ بودن نکنیم، یا اگه چنین ادعاهایی می کنیم، به فرهنگ بسیار غنی خودمون پایبند باشیم و اینقد نریم سراغ مرغ همسایه! اونم مرغ های مُرده ی همسایه!!!


توضیحات: تصویر مال یه مغازه توی رشته. 



[ یکشنبه 3 دی 1396 ] [ 00:32 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

بزرگ ترین و گرانبهاترین سرمایه ی یک مرد برای به دست آوردن دل همسرش، صداقتشه...

هیچ چیز برای یک زن، نمی تونه جای "صداقت" رو بگیره...

و اگه این صداقت، به هر دلیلی خدشه دار بشه، هیچچچچچ چیزی نمی تونه جایگزینش بشه...



توضیحات: خوش به حال زنی که همسرش این سرمایه رو داشته باشه، به خصوص اگه از این نوع باشه.



[ شنبه 2 دی 1396 ] [ 07:37 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...