!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




پریشب با آقای همسر رفتیم سینما که فیلم "ماجرای نیمروز" رو ببینیم... تعریفش رو زیاد شنیده بودیم... و دیدیم تو یه مدت کمی خیلی فروش کرد... این شد که رفتیم ببینیمش... بذار حرف آخر رو همین اول بزنم:

ببین! آب دستته، بذار زمین برو سینما ببین ش!

 Image result for ‫ماجرای نیمروز‬‎

واقعاً محشر بود... از همه نظر...

کارگردانش محمدحسین مهدویان هست، یه جوون متولد سال 60 که قبلاً مستند زندگی شهید حسن باقری(آخرین روزهای زمستان) و فیلم سینمایی حاج احمد متوسلیان(ایستاده در غبار) رو ازش دیدیم.

Related image

موضوع فیلم «ماجرای نیمروز» مربوط میشه به اتفاقات تلخ سال 60، سالی که منافقین رسماً وارد فاز مسلحانه برای مبارزه با نظام اسلامی شدن. ترورهای آیت الله بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و ترور حضرت آقا که اون موقع امام جمعه ی تهران بودن... و همچنین ترورهای کور منافقین تو کوچه و خیابون... بارها در این باره خوندیم و شنیدیم ولی من حتی فکرشم نمی کردم اوضاع شهرها(به خصوص تهران) ایننننقد وحشت آور و خوفناک بوده باشه... این فیلم واقعاً مث یه تونل زمان می بردت به سال 60 در تهران... صحنه ها محشره... اصن من نمی دونم اینا کجا فیلم برداری این فیلم رو انجام دادن که اینققققد شبیه خیابون های سال 60 تهران شدن!

ماجرای این فیلم، مربوطه به یه تیم اطلاعات عملیات که می خوان عامل این ترورها رو کشف کنن... یه ماجرای فوق العاده هیجان انگیز و اکشن و در عین حال تاثیر گذار!

در تاثیرگذاری و موفقیت داستان پردازی این فیلم همینقد بهت بگم که وقتی به این تیم اطلاعاتی خبر میدن که مثلاً ساختمون حزب جمهوری رو امروز صبح منفجر کردن، اینقد توی فیلم غرق هستی که با خودت میگی واااای شهید بهشتی هم اونجا بود، نکنه کشته شده باشه!!!!!!!!!! یا چند وقت بعدش که قضیه ی انفجار ساختمون پاستور رو می گن تو فیلم، با خودت میگی واااااای نکنه رجایی هم آسیب دیده باشه!!! ینی تا این حد این فیلم تو رو می بره تو زمان سال 60 و الحق که صحنه ها کاملاً متناسب اون سال هست. بازیِ بازیکنانش هم که حرف نداره... اصن یه درصد احتمال نمیدی اینا دارن فیلم بازی می کنن!!

به نظر من این فیلم هیجان انگیز اگه واقعی نبود، به اندازه ی کافی جذاب بود خودش... دیگه چه برسه وقتی می فهمی ماجراهای این فیلم کاملاً واقعی و بر اساس تاریخ ساخته شده و فقط اسم ها رو عوض کردن و چقد حس عجیبی بهت دست میده وقتی می فهمی همین سی و خرده ای سال پیش تو همین کشور، این بلاها رو سر مردم بی گناهت آوردن... مردمی که مث کوه محکم بودن و ذره ای غر نزدن و اعتراض نکردن و با قدرت پشت انقلابشون، پشت نظامشون واستادن... مردمی که هنوز از انقلابشون فارغ نشده بودن که جنگ در گرفت و هنوز خوب پردازش نکرده بودن چی شده که همزمان بحث کردستان و بحث این ترورها هم پیش اومد... این همه امتحان سخت به صورت همزمان برای یه ملت، واقعا عجیبه... و مردم صبور ما چه سرافرازانه و چه مقتدرانه از این امتحان ها بیرون اومدن... احسنت به سازندگان این فیلم که جوونای امروز رو بردن به اون زمون تا شاید کمی درک کنن که برای امنیت این خاک چه خون دل ها که خورده نشد و چه بی گناه هایی که شهید نشدن... باورم نمیشه یه کارگردان نسل سومی انقلاب، این فیلم رو ساخته باشه!! کسی که خودش تازه تو همون سال به دنیا اومده بود!

دیدن این فیلم محشر رو از دست نده... زودتر برو چون ممکنه دیگه کم کم اکرانش از پرده ها برداشته بشه چون مدت هاست که رو پرده ست.

Image result for ‫ماجرای نیمروز‬‎

و در ضمن، لطفاً منتظر نمون اینجور فیلم های ارزشی که سازندگانش جوون هستن، بیاد تو تلویزیون  که بعد ببینی ش، برو سینما و به خاطرش پول بده تا این سازندگان جوون و پردغدغه انگیزه ی فیلم سازی های مشابه رو پیدا کنن. امیدوارم سینمای ایران و انقلاب روز به روز پرمحتواتر و موفق تر بشه و به زودی شاهد فیلم های استراتژیک و ارزشی بیشتری باشیم.

با آرزوی موفقیت در دنیا و اجر اخروی برای محمدحسین مهدویان(نویسنده و کارگردان) و سید محمود رضوی(تهیه کننده)



[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 22:33 ] [ *برف دونه* ] دوست دارم نظرتو بشنوم...

این که آدم یکیو داشته باشه که پایه ی انواع بحث های اعتقادی و تحلیلی و سیاسی و تاریخی و اینا باشه، خیلی نعمت بزرگیه... حتی اگه علم و اطلاعاتش از تو کمتر باشه، مث یه استاد متفکر می مونه که کمکت می کنه فکرت باز بشه و از زاویه های مختلفی به قضایا (چه قضایای ریز زندگی روزمره ی ما آدم ها، چه قضایای کلان کشور و اسلام و جهان و عالم هستی) نگاه کنی... این خیلی خیلی باارزشه... اصن به نظرم انسانی که تحلیلگر و آگاه به مسائل روز نباشه و دید تحلیلی به مسائل ریز و درشت نداشته باشه و یا ذهنش تحلیلی باشه ولی حوصله ی مباحثه نداشته باشه، خسته کننده ترین آدم روی زمینه و بیش از نیم ساعت نمیشه کنارش نشست و دوستی باهاش ادامه دار نمیشه! خلاصه اگه چنین کسیو تو زندگی ت داری، خیلی قدرشو بدون!

بله! داشتم می گفتم... ینی من از خدامه فقط وقتایی که خونه شون هستیم، یه فرصتی پیش بیاد که خودم و خودشون تنها بشیم باهاشون مباحثه کنم! پدرشوهرمو عرض می کنم! کارم هم فقط همینه که بحث رو باز کنم (با یه سوالی ابهامی نظری چیزی) و بذارم بقیه شو خودشون ادامه بدن... چون می خوام وقتی صحبت می کنن، شنونده باشم بیشتر و ازشون چیز یاد بگیرم.

نکته ی خیلی عجیب قضیه می دونی چیه؟

اینه که ایشون نه خیلی اهل مطالعه ست(در سال های اخیر) نه استاد دانشگاهه، نه روحانیه، نه فعال فرهنگیه ظاهراً، نه تحصیلات خیلی بالا و خفنی داره و نه اهل فضای مجازیه، ولی خیلی از چیزایی که ایشون در تحلیل هاشون میگن، من به هیچ وجه در آدم های عادی همسن ایشون که هیچی، حتی در دانشجوهای تحصیل کرده ی مذهبی و فرهنگی هم نشنیدم اصن!... ینی مسائلی که میگن و تحلیل هایی که بیان می کنن، اولاً خیلی به روز هستن، ثانیا خیلی موشکافانه و دقیق و کاملاً منطبق بر اصول اعتقادی. این خیلی عجیبه! مثلا یهو ایشون در فلان تحلیل سیاسی یا فرهنگی و یا حتی تاریخی از زاویه ای به موضوع نگاه می کنن و نکاتی رو میگن که من در سخنرانی های سنگین اعتقادی استاد پناهیان عزیزم اون نکات رو شنیدم!!!!!O_o

گاهی با خودم فک می کنم چی میشه که یکی اینجوری میشه... منِ دانشجویی که خیر سرم تحصیل کرده هستم، پای کلی سخنرانی نشستم، کلی کتاب خوندم، با آدم های گنده سر و کله زدم، تو کلاس ها و دوره ها و جریان شناسی های مختلف شرکت کردم، دیدم تا این اندازه وسیع و جامع و دقیق نیس که دید ایشون... واقعاً علت چیه؟! باید چیکار کنم که مث ایشون بشسم؟!

خودم با کمی فکر به این نتیجه رسیدم( شاید جوابم هنوز ناقصه ولی قطعا غلط نیس) که سه دلیل داره که این شخص اینطور «حکیم» از آب در اومده(حکمت در حد وسع و ظرفیت خودش) یکی رعایت تقواست(نه فقط تقوا، بلکه ورع) که طبق آیات صریح قرآن، موجب میشه خدا به انسان حکمت بده؛ یکی جهاده(ایشون از رزمندگان دفاع مقدس و همرزم شهید احمد کاظمی بودن) که اگه کسی خالصانه پای در راه خدا بذاره، خدا هدایتش می کنه و یکی هم مسجدی بودن که موجب میشه همیشه آگاه به زمان باشی و نور حضور در بین مومنین در وجودت بشینه...

برای خودم تکرار می کنم:

برف دونه! تقوا داشته باش تا خدا بهت حکمت بده... با مومنین نشست و برخاست کن و به خونه ی خدا زیاد رفت و آمد کن که خدا تو رو در زمره ی نیکان و آگاهان و هدایت شدگان و دارندان فرقان قرار بده... و تلاش کن برای خدا پای در راه جهاد فی سبیل الله بذاری که آخرتت باهاش تامینه. با خودت تکرار کن برف دونه... اینقد تکرار کن که اهل عمل بشی...

خلاصه که من قطعا خیلی خوشبختم که پدر دومم همچین شخصیت جذاب و حکیمی از آب در اومده برام ^____^ امیدوارم یه روزی مث ایشون بشم :)

توضیحات1: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَیُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا دارید، براى شما [نیروى‌] تشخیص [حق از باطل‌] قرار مى‌دهد؛ و گناهانتان را از شما مى‌زداید؛ و شما را مى‌آمرزد؛ و خدا داراى بخشش بزرگ است.» سوره ی انفال-آیه 29

توضیحات2: « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» «و كسانى كه در راه ما كوشیده‌اند، به یقین راه‌هاى خود را بر آنان مى‌نماییم و در حقیقت، خدا با نیكوكاران است.» سوره عنکبوت- آیه 69



[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 17:44 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

                 اینقدر خوب نباش!

     التماست می کنم...

                 این دنیای لعنتی، خوب ها را زود از انسان می گیرد ...

Image result for christian schloe the beginning



[ یکشنبه 13 فروردین 1396 ] [ 15:57 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...