!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




من یه چیزیو متوجه نمی شم...

ینی نمی تونم هضم و درک کنم راستش... تو کتم نمیره!

اونم این که مردم، ینی 99.99999% مردم، به جای محتوا و نیت کلام، به لحنش توجه می کنن!

به محض این که طرف، از لحنت به هر دلیلی(من میگم به هر دلیلی، ولی خودت هم می دونی که یه دلیل بیشتر نداره و اونم اینه که به مذاق هوای نفسش خوش نیومده!!) خوشش نیاد، واکنش نشون میده و جبهه می گیره... اصن نگاه نمی کنه ببینه نیت گوینده چی بوده، محتوای سخنش چی بوده، اصن هدفش چی بوده!

ینی اینجوری بگم که به محض ناخوشایند بودن لحنت برای طرف مقابل، فکرش رو میذاره رو حالت قفل تا خدای نکرده یه دوزار نفهمه!!!

این حقیقتاً مسخره و جاهلانه ست...

ولی متأسفانه واقعیته! :-/

نتیجه این میشه که در جامعه فقط اون هایی که زیبا سخن میگن(ولو سخن چرت و پرت!) سریع مقبول واقع میشن! 



[ پنجشنبه 27 اسفند 1394 ] [ 16:36 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

خب دیگه مَرده دیگه... اونم آدمه... ممکنه عصبانی بشه...

بعد مردا وقتی عصبانی می شن، ممکنه کارای ناخوشایند و خطرناکی بکنن... مثلاً داد بزنن، ناسزا بگن، دم دست ترین چیز رو بر دارن پرت کنن و یا ممکنه دست به یقه بشن و کتک بزنن... ممکنه حتی وقتی طرف مقابلشون یه زن باشه، کتکش بزنن!

البته مرد اگه آدم باشه نباید هرگز یه زن رو بزنه... این آداب جوانمردی و نجیب زادگیه و تو همه ی فرهنگ ها و ملت ها وجود داره...ولی خب می دونی، آدمه دیگه... بلاخره عصبانی میشه ممکنه یه زن رو هم بزنه حتی... با اون دست های سنگینش...

حالا آدم هیچی، ولی دیگه مسلمون باشه، نباید این کارو بکنه... چون پیامبر(ص) فرمودن: «هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبت وی به زن ها نیز زیاد می شود» ... و در مورد همسر هم فرمودن: «هر مردی که به صورت همسرش سیلی بزند، خدا به فرشته مأمور دوزخ (مالک) دستور می‌دهد که در دوزخ هفتاد سیلی بر صورتش بزند.»

حالا باز مسلمون هیچی، ولی شیعه باشه نباید به هیچ وجه دست رو یه خانم (هرچقدم اون خانم بد باشه) بلند کنه... چون مولا علی(ع) فرمودن: «زن گل است»... آدم یه گل رو که کتک نمی زنه که...

حالا باز شیعه هیچی، ولی اگه بچه هیئتی باشه... 

اگه بچه هیئتی باشه... 

اگه بچه هیئتی باشه...

...

اگه روضه ی سیلی و کوچه رو شنیده باشه...

اگه روضه ی سیلی اسرای کربلا رو شنیده باشه...

اگه روضه ی رقیه ی سه ساله رو شنیده باشه...

.

.

.

بچه هیئتی هیچ وقت دستشو رو زن جماعت بلند نمی کنه... هیچچچچچچچچ وقت... حالا اون زن هرکی می خواد باشه...

بچه هیئتی هیچ وقت دست رو هیچ زنی بلند نمی کنه...

توضیحات1: یک عمر بچه شیعه ی هیئتی شعارش اینه: «می روم تا انتقام سیلی زهرا(س) بگیرم...»

توضیحات2: دیروز تو یه کافه خیلی لوکس و گرونقیمت –که همه ی گارسون های مرد و زنش به شدت شیک و باکلاس برخورد می کردن و به زعم خودشون لباس های شیکی هم پوشیده بودن- با صحنه ی بسیار دردناکی مواجه شدم... بین دو تا از گارسون ها –یه مرد و یه زن- درگیری پیش اومد و مرده یکی خوابوند تو گوش زنه!! دلم می خواست بشینم همونجا گریه کنم... 

توضیحات3: شهادت حضرت مادر(س) تسلیت باد بر همه ی فرزندان خلف این مادر...



[ یکشنبه 23 اسفند 1394 ] [ 10:57 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

امروز اولین هدیه تولدمو گرفتم... پیشاپیش! :)

اونم از یکی از بهترین دوستام :)

چون خیلی غافلگیرکننده بود، خیلی چسبید... اصن هدیه باید غافلگیرکننده باشه، وگرنه هدیه نیس که!

تو این 7 سالی که تهرانم، تقریباً هیچ وقت روز تولدم تهران نبودم. رشت هم نبودم! هر سال، فکه، شلمچه، طلائیه و ... پارسالم که مشهد... امسالم که هنوز تو کربلام!!! 

:(



[ سه شنبه 18 اسفند 1394 ] [ 20:51 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

من گنگ خواب دیده و عالم، تمام کر

                                     من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش




[ یکشنبه 16 اسفند 1394 ] [ 22:15 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

چند روز دیگه نقطه ی عطف زندگی منه...

نقطه ای که زندگی آدم از این رو به اون رو میشه...

نقطه ای که زندگی آدم از اون به بعد رنگ و لعاب دیگه ای پیدا می کنه...

زندگی هر بچه شیعه ای، به دو قسمت تقسیم میشه... یکی قبل از این نقطه ی عطف، یکی هم بعدش...

قسمت ما هم در این بود که این نقطه ی عطف، در سن 26 سالگی (حدود دو هفته قبل از تولد 26 سالگی م) اتفاق بیفته برام...

.

.

.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 اسفند 1394 ] [ 10:47 ] [ *برف دونه* ] حلال کنید

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ دوشنبه 3 اسفند 1394 ] [ 09:12 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

یه سوال همیشه برای من بوده؛ خیلی دوس دارم جوابشو بدونم...

خیلی از دوستای من معتقدن وقتی همسرشون یه هدیه ی ارزون براشون می خره، این به این معنیه که اونقد که باید دوستشون نداره و براشون ارزش قائل نیست... استدلالشون هم اینه که چون مرد، نون آور خونه ست و دخل خونه حاصل کار کردن های مرده، پس مرد بیش از هر کسی قدر پول رو می دونه و پول براش ارزشمنده چون به خاطرش جون کنده اصطلاحاً، بنابراین وقتی یه چیز ارزون قیمت برات هدیه می خره یا حتی اصرار داره که وسایل شخصی ت رو ارزون و با قیمت پایین برات بخره، نشونه ی اینه که خیلی براش ارزشمند نیستی و خیلی دوستت نداره... لااقل به اندازه ی پولی که به دست آورده، دوستت نداره!

تو با این استدلال موافقی؟! آیا واقعاً همینطوره؟؟؟!

توضیحات: ممنون میشم اگه برادرا لطفاً نظرشونو بگن و با جواب دادن صادقانه، بیان کمک... چون فقط آقایون هستن که می تونن بگن آیا واقعاً این فرضیه ی خانم ها درسته یا نه.




[ یکشنبه 2 اسفند 1394 ] [ 10:05 ] [ *برف دونه* ] موافقی؟