تبلیغات
!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع - کنترل اوضاع! (پاسخ)





!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




خانم میگه آخی، الهی بمیرم! شوهرم وقتی غذای مورد علاقه شو درست می کنما، ایننننقد بااشتها می خوره، اصن لذت می برم نگاش می کنم وقتی داره با اشتها می خوره... یا وقتایی که خسته و کوفته از سر کار میاد، وقتی میرم در خونه به استقبالش و براش یه شربت خنک می گیرم که بخوره و میاد می بینه خونه تمیز و مرتبه، اینننننقده شارژ میشه، اینقده انرژی می گیره که حد نداره.... ولی خب دیگه، ما زن ها زود خر(!) می شیم!! برا چی من باید دقیقاً هر غذایی دوس داره، درست کنم؟!! برا چی من باید با این همه کار و درس، هر روز خونه رو تمیز و مرتب کنم؟! حالا فردا پررو و پرتوقع میشه فک می کنه من وظیفه مه هر روز بهترین غذا رو درست کنم و هر روز خونه رو عین دسته ی گل تمیز کنم و هر روز که از سر کار میاد، شربت خنک بدم دستش!! پس فردا که بچه هم اضافه میشه به زندگی، دیگه بدتر!! باید اونم تر و خشک کنم... این مردها هم که هیچی کمک آدم نمی کنن که... وظیفه ی همه ی کارای اونم میفته گردن من! والاع!! میشم عین مامانم که همیشه همه ی کارای خونه رو دوشش بود و کسی هم قدرشو ندونست!! مردا همه شون پرتوقعن! نباید پرروشون کرد!!!!

آقا میگه اینقده ذوق می کنم وقتی برا خانمم هدیه ای که میدونم دوس داره، می خرم و می بینم که چقدددد خوشحال میشه... اینقده از شادی ش شاد میشم... اینقده ذوق می کنم وقتی می بینم بانشاط و پرانرژیه و هم به خودش می رسه هم به من هم به بچه ها... وای یه وقتایی که دلش میگیره یا یکی اذیتش می کنه یا تو زندگی بهش فشار میاد یا وقتایی که مشکلات جسمی اذیتش می کنه، اینقدددده قلبم آتیش می گیره، تحمل ندارم اشکشو ببینم، دوس ندارم بذارم بهش تو زندگی فشار بیاد، دوس دارم براش رفاه رو آماده کنم که همیشه شاد و پرانرژی باشه، دوس دارم همه ش ببرمش بیرون بهش خوش بگذره، دوس دارم نذارم یه لحظه هم احساس تنهایی و بی پناهی کنه و غصه بخوره، دوس دارم... ولی نه! مردهای باتجربه همیشه میگن که مواظب باشین این زن جماعت رو پررو نکنین! دوبار براش هدیه بخری، فک می کنه وظیفه ته! حالا یه سال، احیانا اگه سالگرد ازدواجتون یادتون رفت، زمین و زمان رو بهم می دوزه... این زن ها خیلی پرتوقع میشن... دلیل نداره هر چی می خوان براشون آماده کنی که... فردا وسعت اگه نرسه یه چیزیو تو زندگی براشون آماده کنی، سرکوفت بهت می زنن... که شوهر دخترخاله م فلانه و نمی دونم شوهر دوستم بهمانه و تو عرضه نداری و اینا... والا! آره، باید مواظب باشم زنم پررو نشه... همه ش که نباید خوشحالش کنم یا وسیله ی راحتی شو فراهم کنم یا هر چی خواست براش بخرم یا وقتی می خواد از خرید خونه برگرده، با ماشین برم دنبالش یا هر روز سه بار بگم چقد دوستش دارم و چقد همه زندگی و نفسمه که... فک می کنه وظیفه مه...باید یکم سختگیری کنم و گاهی سرد باشم تا پرتوقع و پررو نشه!!

این افکار تقریباً از ذهن هر مرد و زنی رد میشه لااقل یه بار! حتی از ذهن آدمایی که هنوز ازدواج نکردن!!!(اصن شاید خیلی وقتا پسرا واسه همین افکار تن به ازدواج نمی دن!!) توی پست قبل پرسیدم ازت که آیا واقعاً راهکار پیشگیری از این پرتوقع شدن همسر آدم چیه؟! باید چیکار کرد که هم انسان مطابق فطرتش(که میل به محبت سرشار و صادقانه به همسر داره)عمل کنه و هم طرف، پرتوقع و پررو نشه؟!

راه حل های عزیزان توی بخش نظرات پست قبل رو خوندم... مفید و خوب بودن و بعضاً جدید و جالب... ولی خودم حس می کنم هیچ کدوم حالت پیشگیرانه نداشت خیلی... ینی تضمینی نبودن هیچ کدوم... البته شایدم باشن و من اشتباه می کنم...

راه حل من اینه:

برای پیشگیری از امر خطیر پرتوقع شدن همسر، هم آقا و هم خانم خونه باید یه کاریو به طور مداوم تو زندگی شون انجام بدن؛ دقیقاً عین نماز واجب که در زندگی روزانه شون تداوم داره... و اونم این که هر روز تو خلوت انفرادی(نه خلوت دونفره) خودشون، به خودشون یادآوری کنن که دقیقاً وظایف همسر من نسبت به من و حقوق من نسبت به اون چیه. همین! (وظایف و حقوق از نظر شرعی و خدایی؛ وگرنه اگه بخواییم وظایف طرف و حقوق خودمون رو از تو تصورات و توهمات خودمون و مثلاً در مقایسه با شوهرِ فلانی و زنِ فلانی یا فلان هنرپیشه و فلان مدل تعریف کنیم که این روش از بیخ تو زرد از آب در میاد!!)

ینی صرفاً یادآوری مداوم این موضوع(روی تداومش تاکید موکد دارم، چون چیزی که انسان رو بدبخت می کنه، همین غفلت کردن هاست) بهترین راه پیشگیری از پرتوقع شدن و پررو شدن خودمونه... وقتی هر دوی زن و مرد خونه هر روز این کارو انجام بدن، ینی مواظبت کنن که خودشون پررو و پرتوقع نشن، اصن دیگه لازم نیس نگران پررو و پرتوقع شدن طرف مقابل باشن...

وقتی مرد به خودش دائم یادآوری کنه که زن من شرعاً وظیفه نداره برای من غذا درست کنه (چه برسه به غذای مورد علاقه ی من)، هر بار که میاد خونه و می بینه بوی خوش غذای خوشمزه ای فضای خونه رو پر کرده، از ته دل و جانانه قدردانی می کنه از خانمش...

وقتی زن دائم به خودش یادآوری کنه که شوهر من شرعاً وظیفه نداره هر چی که من تو بازار می بینم و خوشم میاد، برام بخره، و یا هر روز منو ببره بیرون که بهم خوش بگذره یا هر وقت می خوام برگردم خونه، با ماشین بیاد دنبالم که سختم نشه، هر بار که همسرش چنین کارایی کرد، به اندازه ی یه دنیا خوشحال میشه و قدردانی می کنه از شوهرش...

وقتی مرد دائماً به خودش یادآوری کنه که زن من که به اندازه ی کافی سختی کشید در دوران بارداری و زایمان و شرعاً وظیفه نداره تمام کارهای مربوط به فرزندمون رو خودش تنهایی انجام بده، وقتی می بینه این زن نه سر کار می ره و نه به تفریحات شخصی ش می رسه و عوضش تمام وقت و انرژی روز و شبشو گذاشته برا تر و خشک کردن بچه هاشون، حاضر میشه با وجود خستگی کار، از خونه که بر می گرده، حتی یه ساعت هم که شده کمک دست این زن باشه در امور بچه ها و اینقد قدردان میشه که حاضر میشه تمام دنیا رو بریزه به پای زنش... و این عشق و قدردانی رو به بچه هاش هم منتقل می کنه که همیشه عاشق و قدردان مادر خونه باشن...

وقتی زن دائماً به خودش یادآوری کنه که همسر من شرعاً فقط وظیفه داره کار کنه و نون حلال بیاره و مایحتاج زندگی من رو فراهم کنه و وظیفه نداره الزاماً پول دار و مرفه بشه و زندگی شاهانه برای من فراهم کنه و نیازهای کاذب منو هم تامین کنه، اون وقته که وقتی شوهرش خسته و کوفته از سر کار میاد، به گرمی ازش استقبال می کنه و قدردان عرق ریختن ها و زحمت کشیدن هاش میشه و هرگز به خودش اجازه نمیده درخواستی از شوهرش بکنه که حتی یه درصد احتمال بده که شاید در وسع شوهرش نباشه و شرمنده بشه... و این قدردانی و فهیم بودن رو به بچه هاش هم منتقل می کنه تا همیشه قدردان پدر خونه باشن...

وقتی مرد دائماً به خودش یادآوری کنه که زن من چه ایثارهایی برام کرد و چه محبت هایی از خودش نشون داد، بدون اینکه وظیفه ی شرعی ش بوده باشه، حالا یه بار هم که زنش بداخلاقی کرد یا غر زد یا از خودش انعطاف به خرج نداد، کوتاه میاد و بهش سخت نمی گیره و همه ی گذشته رو فراموش نمی کنه و تلافی نمی کنه و خشونت به خرج نمی ده در قبال زنش...

وقتی زن دائماً به خودش یادآوری کنه که شوهر من چه جاهایی که به خاطر من کوتاه نیومد و چه گذشت هایی که به خاطر من نکرد و چه وقتایی که برام نذاشت و چه محبت هایی که بهم نکرد و چه هدیه هایی که برام نخرید، با اینکه وظیفه ی شرعی ش نبود، حالا یه بار هم که شوهرش بداخلاقی کرد یا یه دستور غیرمنطقی داد یا بی حوصلگی به خرج داد یا مثلاً نشد برا تولدش هدیه بخره، نمیاد سخت بگیره و غر بزنه و هی بگه تو دیگه منو دوس نداری و به من توجه نمی کنی و شوهر خوبی نیستی و بخواد تلافی کنه و اینا...

هزاران هزار تا از این مثال ها میشه زد که من نه هنوز تجربه شون کردم و نه الان حضور ذهن دارم که برات اینجا بنویسمش... فقط خواستم بگم حس من اینه که راه حل پیشگیری از پرتوقع شدن و پررو شدن همسر، کم کردن محبت نیس... نباید جلوی فوران محبت رو در زندگی مشترک گرفت... نباید پنهونش کرد... نباید کمش کرد... ذره ذره ش کرد، نصفه نیمه ش کرد... به قول آقای فانوس، نباید احتکارش کرد محبت رو... این روش نه تنها جواب نمیده، بلکه آثار سوء دیگه ای هم داره که قابل جبران نیس... به نظر من تنها راهش اینه که وظایف شرعی طرف مقابل و حقوق شرعی خودمون رو در قبالش دائم به خودمون یادآوری کنیم ... یاد بگیریم ببینیم خوبی های طرف رو... یاد بگیریم ببینیم ایثارهاییو که بارها برامون انجام داد و سختی هایی که به خاطر ما کشید، در حالی که وظیفه ش نبود... یاد بگیریم بزرگنمایی کنیم محبت هاییو که ازمون دریغ نکرد در حالی که شرعاً جزء حقوق مون نبود... و حتی حتی حتی... یاد بگیریم ببینیم و به خاطر بسپاریم حقوقی رو که شرعاً یا عرفاً داشت ولی به خاطر این که ما به سختی نیفتیم، ازشون کوتاه اومد بدون هیچ منتی...در یک کلام یاد بگیریم قدردان بودن رو...

توضیحات1: اگه زن و شوهر عاقل باشن، می فهمن که این قدردانی ها به نفع خودشونه در نهایت، چون آقا یا خانمی که ببینه به زحمت هاش توجه میشه و ازش قدردانی میشه، ترغیب میشه بازم همسرشو خوشحال کنه، چون مطمئن شده که همسرش نمک نشناس نیس.

توضیحات2: این روشی که گفتم صرفاً و صرفاً برای همسر کاربرد داره نه کس دیگه... البته خوبه آدم کلاً قدردان باشه، ولی من به هیچ وجه توصیه نمی کنم که برای افراد دیگه آدم اینطور صادقانه و سرشار محبت و ایثار کنه...!!

توضیحات3: بانوی دو عالم، حضرت زهرا(س) خطاب به مولا علی(ع): شرم دارم از تو چیزی طلب کنم که در وسعت نباشد.

توضیحات4: قسمت تلخ و خطرناک ماجرا می دونی کجاست؟ اونجا که اگه به طور مداوم به خودمون یادآوری نکنیم که شرعاً چه حقوقی نسبت به همسرمون داریم و همسرمون نسبت به ما چه وظایفی داره، ناخودآگاه پرتوقع خواهیم شد (چون به قول قرآن مجید، انسان ذاتاً ناسپاس است) و کار به جایی می کشه که همسرمون مجبور میشه منت بذاره سرمون و بهمون یادآوری کنه که شرعاً چه حقوقی نسبت به اون داریم و اون چه وظایفی نسبت به ما داره و مجبور میشه خاطرنشان کنه که فلان کاری که انجام داد، جزء وظایفش نبود!! و یا فلان ایثار رو اگه نکرد، چون وظیفه ای نداشت و دفعات پیش هم صرفاً از روی محبت اون کارو می کرد و شرعاً وظیفه نداره همیشه اون کارو بکنه... خدا نکنه کار به مرحله ی منت گذاشتن برسه... که هم اجر اون شخص عامل از بین می ره و هم کام همسرش تلخ می شه برای همیشه.

توضیحات5: ممنون از همه ی عزیزانی که تو بحث های این وبلاک محقر شرکت می کنن و با نظرات و ایده هاشون، کمک می کنن تا ذهن ها باز و اندیشه ها منسجم بشه... خدا به همه تون خیر بده..



[ جمعه 1 مرداد 1395 ] [ 17:16 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر