تبلیغات
!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع - ایستاده در غبار





!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




هفته ی پیش با دوستان عزیز و دوست داشتنی م رفتیم فیلم «ایستاده در غبار» رو دیدیم تو سینما چارسو... می خوام نظرمو درموردش بهت بگم:

1)      این فیلم به سبک روایی ساخته شده... یه سبک کاملاً متفاوت... نمی دونم تو سینماهای دنیا مشابه این سبک هست یا نه، ولی تو سینمای ایران قطعاً یه سبک نو محسوب میشه. از اول این فیلم تا آخرش هر صدایی که مخاطب می شنوه، واقعیه... بیشتر صداها، صداهای ضبط شده افرادی هست که با جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان در ارتباط بودن(حالا یا خانواده، یا همکلاسی یا همرزم یا...) و دارن ازش خاطره روایت می کنن... و یه چند تا قطعه هم صدای خود حاج احمد هست که داره پشت بلندگو یا بیسیم صحبت می کنه... به عبارتی، این فیلم اصن رو تصاویرش صدا نیس!

2)      اشتباه نکنین... این فیلم مستند محسوب نمیشه... چون هیچ کدوم از تصاویرش واقعی نیس... در واقع این فیلم، کاملاً بصری و صامت ساخته شده... و بعد صدای روایت ها رو انداختن روش...

3)      همونطور که گفتم، یکی دو تیکه صدای واقعی حاج احمد متوسلیان رو داشتن که انداختن رو تصویر... مثلاً یه جاش که خیلی طولانی بود، سخنرانی حاج احمد تو مسجد برای کردها بود... خیلی برام جالب بود که بازیگر این نقش، اینقد خوب تونست لب بزنه! واقعاً کار سختیه... چون یه قطعه آهنگ یا ترانه که نیس... بلکه سخنرانی معمولی یه شخصه و خیلی سخته دقیقاً حفظ کنی  که کجاها مکث کنی و کجاها لب بزنی... کلاً این سکانس برام خیلی جالب بود از نظر فنی...

 تصاویری از پشت صحنه فیلم ایستاده در غبار، برنده جشنواره فیلم فجر

4)      یکی از نکات جالب در این فیلم، انتخاب بازیگر بود... واقعا تحسین برانگیز بود... افرادی برای اغلب شخصیت ها انتخاب شده بودن که بسیار بهشون شبیه بودن... منظورم شباهت چهره نیس... چون ایجاد شباهت چهره مهارت گریموره و خب بلاخره میشه یه کاری ش کرد... منظورم انتخاب از روی استخوان بندی و نوع راه رفتن و اندام و قد و قواره و ایناست... مثلاً کسیو که برا شخصیت حاج احمد انتخاب کردن، وااااقعاً پیکربندی جسمش خیلی شبیه حاج احمد بود! یا اون بازیگری که انتخاب کردن برا نقش نوجوانی حاج احمد، واقعاً بهش می خورد... بازیگر محسن رضایی و آقای عسکری و شهید وزوایی هم همینطور... تنها استثناء این قضیه شهید بروجردی بود!! شهید بروجردی طفلک اینقد چاق و تپل نبود که!! :|

5)      وقتی بازیگر نقش شهید محسن وزوایی بار اول اومد تو فیلم، کم مونده بود از فرط تعجب جیغ بکشم!! فوق العاده شبیه ش بود... فوقققققققق العععععاااااده... هنوزم نمی تونم اصلش رو از بازیگرش تشخیص بدم!!!! من جای خانواده ی شهید بودم، با دیدن این کاراکتر، داغم بدجوری تازه می شد... :(

6)      یه جا توی فیلم جوونی های حضرت آقا رو نشون دادن از پشت... کلی ذوق کردم!! ^____^

7)      یکی از راوی های فیلم، خانم کاتبی عزیز بود... از صداش شناختمش... وای که چقد این زن دوست داشتنیه... وقتایی که میومد خوابگاه برامون خاطرات کردستانش رو با حاج احمد و حاج همت تعریف می کرد، می ترکیدیم از خنده...!! آخه نمی دونی که، خاطراتش خیییییلی بانمکه... یکی از دوست داشتنی های روزگاره این خانم کاتبی... بازیگر نقش جوونی خانم کاتبی تو این فیلم هم از نظر قد و قواره خیلی شبیه ایشون بود...

8)      یکی از نفس گیر ترین صحنه های این فیلم (که حس می کنم حتی ساختن سکانسش هم سخت بود) صحنه ی عمل جراحی پای حاج احمد بدون داروی بیهوشی بود... من جای دکترش بودم، خودم غش می کردم!!!

9)      محتوای فیلم جالب بود... همین که به شخصیتی پرداخت که تو این سی و خرده ای سال بهش پرداخته نشده بود اصن، خودش جای تقدیر داره... ولی چیزی که مهم بود احتیاط سازندگان فیلم در حفظ استناد فیلم بود... این طور نبود که طرف خودش یه تصور ناقصی از فلان شهید پیدا کنه بعد تصور خودشو به خوردِ مخاطب بده مث بعضی ها!! بلکه بار مسئولیت انتقال حقایق رو گذاشت بر عهده راوی ها و خودش فقط تصویرسازی کرد...

Poster istadeh dar ghobar.jpg

10)   فیلم های دفاع مقدسی مث بقیه ی فیلم ها نیستن... اینا رسالتشون دو بُعد داره... هم بعد محتوا، هم بعد فضاسازی(به عبارتی، هم شور هم شعور)... ینی یه فیلم دفاع مقدسی، نه تنها باید پیام حماسه و شجاعت و مظلومیت دفاع مقدس رو به مخاطب منتقل بکنه، بلکه باید طوری فضاسازی کنه که دل مخاطب پر بکشه به اون فضای معنوی و عاشوراگونه ی حاکم در بین رزمندگان و شهدا... ایستاده در غبار از حیث فضاسازی محشر بود... واقعاً حس می کردی وسط جنگی... مث بعضی از فیلم های دفاع مقدسی نبود که تصنعی و شیک و پیک باشه!... به نظرم این فیلم این بعد از رسالتش رو خیلی خوب تونست انجام بده... ماها که جنگ رو ندیدیم ولی اون صحنه ای که از دوکوهه نشون داد، دل هامونو پرواز داد به ساختمون های غمگین و مظلوم دوکوهه که هر سال تو اردوهای راهیان نور ملاقاتشون می کنیم و اونا با زبون بسته برامون از بزرگ مردان این سرزمین روایت می کنن... با دیدن اون بخش از فیلم دلم هوای حسینیه ی گردان تخریب رو کرد... جایی که بوی ناب شهدا میده...

تصاویری از پشت صحنه فیلم ایستاده در غبار، برنده جشنواره فیلم فجر

11)   یکی از اصلی ترین ایرادهایی که میشه به این فیلم گرفت، این بود که کاش به جای این که این همه با جزئیات به دوران نوجوانی حاج احمد بپردازن، بیشتر به دوران فرماندهی و رشادت های این فرمانده ی شجاع و باهوش می پرداختن و زودتر از دوران نوجوانی ش عبور می کردن... در واقع سازندگان فیلم بیشتر سعی کردن سیرت و خلق و خوی حاج احمد رو به نمایش بذارن در حالی که شاید این نوع خلق ها توی رفتار خیلی از شهدای ما مشترک بوده باشه... اما چیزی که حاج احمد رو خاص می کنه، اون مدیریت و زیرکی و جدیتی بود که داشت و در بسیاری از عملیات ها ایران رو قدرتمند ظاهر کرد... مثلاً تو این فیلم تقریباً اصن به فتح خرمشهر اشاره ای نشد... در ضمن، حاج احمد از همون ابتدای جنگ خیلی دید جهانی داشت... ینی درست زمانی که همه عراق رو دشمن می دیدن، اون همیشه حواسش به اسرائیل بود... این تزی که حاج احمد داشت، خیلی کم بهش پرداخته شد تو این فیلم... اگه جوونای امروز این تز فکری حاج احمد رو ندونن، ممکنه اینطور بهشون القا بشه که لابد از رو جوگیری و آرتیست بازی پاشدن رفتن لبنان!!

12)   در پایان، احسنت و تبارک الله به محمدحسین مهدویان دهه ی شصتی! احسنت به این دغدغه ی قشنگش... قبل تر که مستند جالب «آخرین روزهای زمستان» رو کار کردن و الان هم در قالب فیلم سینمایی این کار ارزشمند و بسیار فاخر «ایستاده در غبار» رو و تازه اعلام کردن احتمالاً کار بعدی شون فیلم زندگانی «امام موسی صدر» خواهد بود... تبارک الله... احسنت... احسنت که یه جوون نسل سومی داره اینطور زیبا و البته در حد وسعش، استخراج می کنه گنج های دفاع مقدس رو و کشف می کنه گوهرهای ناب این مرز و بوم رو... خدا حفظش کنه برای سینمای ایران ان شاءالله... 

 تصاویری از پشت صحنه فیلم ایستاده در غبار، برنده جشنواره فیلم فجر



[ جمعه 25 تیر 1395 ] [ 11:28 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر