!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




*نمونه ی اول:

مادر داماد مغرورانه و کاراگاهانه قدم می زنه و عینهو خانم رُتل مایِر توی کارتون هایدی شروع می کنه به باز کردن در کابینت ها و در یخچال و لمس کردن فرش و بررسی جنس پرده و مبل و میزان وزن قاشق چنگال ها و شمردن تعداد شیشه های آبلیمو و روغن و آب غوره و سرکه و بررسی ذره بینانه ی طرح بشقاب های چینی و ...! همینطور داره از کل هیکل خونه سان می بینه در حالی که نفس های همه تو سینه هاشون حبس شده تا ببینن نتیجه، چی اعلام میشه!! سکوت همه جا رو فراگرفته... تا اینکه وارسی مادر محترم دوماد تموم میشه، یه نگاه عاقل اندر سفیهی می کنه به خانواده ی عروس و با یه لحن خیلی بدی میگه: واقعاً شرم آوره... چطور ممکنه تو جهیزه ی دخترتون، بستنی ساز برقی نباشه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

*نمونه دوم:

ببین اصن نمی خوام تو تهیه ی جهیزیه کوچیکترین فشاری به تو و خونواده ت بیاد... تو حتی اگه هیچچچچچچی هم نیاری با خودت، از نظر من مشکلی نیس و نظرم حتی ذره ای نسبت بهت عوض نمیشه... چون اینو می دونم که این وظیفه ی مرده که لوازم زندگی رو آماده کنه و عروس رو ببره خونه ش... تهیه ی این وسایل وظیفه ی تو نیس...

توضیحات1 : هر دو نمونه ی بالا کاملاً واقعی هستن که دو تا از دوستام برام تعریف کردن و من از زبون خودم نوشتم اینجا... در مورد اول، کسی جرأت نکرد حتی به زنیکه(!) جواب بده که آخه بنده ی خدا! بستنی ساز می خواییم چیکار؟! مگه آدم در عمرش چند بار بستنی درست می کنه؟! اصن مگه آدم بستنی رو درست می کنه؟!!! اصن از هر چند تا آدم، یه نفر بلده بستنی درست کنه؟!!!! هر وقت هوس بستنی کردیم، می پریم میریم سر کوچه بهترین بستنی رو از سوپری می خریم یا فوقش می ریم به بهترین کافی شاپ شهر و گرون ترین بستنی شهر رو می خوریم و خوش می گذرونیم!! آخه آدم اینقد نفهم؟!!!! :-| در مورد دوم هم صد البته دوستم بدون جهیزیه نرفت خونه ی شوهر ولی این درک و خلوص همسرش (که چون می شناسمش، میدونم بُلُف نزده) تو دنیای امروز حقیقتاً ستودنی بود...

توضیحات2 : ببین دیگه داد مسئولین فرهنگی مملکت هم در اومده!

توضیحات3 : ینی اوضاع رو می بینی:

            

توضیحات4 : این عکس هم به نوبه خودش جالبه!

توضیحات5 : من به شخصه حتی اگه گرون ترین جهیزیه ی دنیا رو هم تهیه کنم، همینجا رسماً اعلام می کنم که قلم می کنم پای هر کسیو که پاشو بذاره تو خونه م برای دیدن جهیزیه... اینو کاملاً جدی دارم میگم... غلط کرده هر کس بخواد این کارو بکنه... مردم شورشو در آوردن به خدا... خونه ی خودمه... شوهر خودمه... جهیزیه ی خودمه... زندگی خودمه و اساساً به احدالناسی ربط نداره من چی دارم و چجوری می خوام زندگی کنم و اصولاً فضولی ش به کسی نیومده... وقتش که برسه، اینو جداً با همین خشونت اعمال خواهم کرد.



[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 08:53 ] [ *برف دونه* ] اعلام برائت!