!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع

تا میگن «مادر» ، یاد چی میفتیم؟

انصافا یه لحظه فک کنین...اولین چیزی که یادش میفتین چیه؟ (کامنت کنین لطفا)

سال هاست که تمام اشعار و کتب و ترانه ها و برنامه های تلویزیون و ... همه و همه صرفا حس غم و ایثار و از خودگذشتگی رو در مورد مقام مادر بهمون القا می کنه... یه جوری که تو ناخودآگاه همه مون جا افتاده که  مادری یه کار وحشتناک سخته و وقتی مادر بشیم، دیگه نمی تونیم به خودمون و علاقه هامون و خوشی هامون برسیم... یه جور کنیزی! ... بنابراین هروقت حسابی خوش گذروندیم و عشق و حالمونو کردیم و درسمونو خوندیم و فعالیت های اجتماعی مون به ثمر رسید و ... اون وقت شااااید وقتش باشه که مادر بشیم!! خب به هر حال تصور همچین زندگی ای سخته دیگه! فکرشو بکن قراره تماما به فکر یکی دیگه باشی، دائما تر و خشکش کنی، تمام وقتت مال یکی دیگه باشه، هیچ فرصتی برا خودت و تفریحاتت و علاقه هات و فعالیت هات نداشته باشی، دائما در حال حرص خوردن و غمخوار بودن باشی و غم های خودتو فراموش کنی... سلطان غم، مادر!! :| با این وجود واقعا چرا آدم باید عمر و جوونی و لذت و شادی شو بفروشه به این همه دردسر و غم و حرص و فداکاری؟!

اعتراف می کنم تا قبل از به دنیا اومدن مهدی، منم فقط همین حسو به مادر شدن داشتم و خودمو آماده کرده بودم برای یک دنیا سختی و مسئولیت و خداحافظی با خوشی و راحتی و تفریح و مسافرت...

اما وقتی مهدی به دنیا اومد، عجایب زیادی از همون اول کار بهم نشون داده شد که قابل وصف نیست.

هنوزم که هنوزه با خودم فک می کنم که چرا در تمام این سال ها کسی به ما نگفت که مادری اصلش یک لذت محضه که هیچ چیز دیگه ای نمی تونه این لذتو برامون تولید کنه، فقط یکم سختی و تلاش لازمه کنار این لذت... چرا کسی به ما نگفت مادر بودن تماما شادیه، فقط گاهی که پاره ی تنت اذیت میشه، تو هم غصه دار میشی... چرا کسی به ما نگفت هرچی تو عمرت خندیدی بنداز یه طرف، خنده های از ته دلی که بچه ت باعث و بانی شه، یه طرف!

من، به عنوان یه مادر، تکذیت می کنم هر چی تا الان درمورد مادری بهمون گفتن!

مادر بودن یک حس بکر و نابه، سرشار از لذت و شادی و اعجاز و زیبایی و شگفتی و تفریح و خوشحالی... فقط گاهی یه سختی هایی داره که اونم همه ش قابل حله و همه ش شیرین و جالبه... کدوم لذت رو در دنیا می شناسین که سختی کنارش نداشه باشه؟

امروز روز مادره... خدا رو شاکرم که بهم فرزندی هدیه داد تا طعم شیرین و خارق العاده ی مادر بودن رو بچشم... خدا رو شاکرم که اجازه داد یکی از بزرگ ترین لذت های عالم رو بچشم...

امروز، روز میلاد بهترین بانوی دو عالمه... بانویی که گره های بزرگ رو باز می کنه... بانویی که معشوق خالقه... به حق این بانوی بزرگ، که حق مادری برگردن همه ی بچه شیعه ها داره، از خدا می خوام تا این لذت ناب رو به همه ی زوج هایی که دلشون بچه می خواد، بچشونه... از خدا می خوام تا فرزندانی پاک و سالم و صالح نصیب همه ی زوج های جوون بکنه... از خدا می خوام همه ی دختران و زنان سرزمین ما در پناه حضرت زهرا، پاک و مومن و عفیف و زیبا و موفق و والا بمونن...

و از خدا می خوام که کمکم کنه تا قدر لحظه لحظه ی زیبای مادر بودن رو بدونم...

مادر شدن تازه اول راهه... از خدا می خوام به حق صاحب این روز، توفیق نائل شدن به مقام والای مادری رو در عالی ترین درجه ش بهم عطا کنه ان شاءالله...

آمین...

توضیحات: این روز رو به طور ویژه به مادران شهدا تبریک میگم...مادرانی که هیچ وقت نمی تونیم حتی یه ثانیه از عمرشون رو بفهمیم... و هرگز نمی تونیم حقی که بر گردن ما دارن، ادا کنیم...



[ شنبه 26 بهمن 1398 ] [ 20:46 ] [ *برف دونه* ]

[ تبریک() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic