!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




دیروز بلاخره تونستم فیلم تنگه ی ابوقریب رو ببینم تو سینما استقلال

یه فیلم خیلی زنده و پرتکنیک و پرخرج از یک ماجرای خیلی حساس و یک جانفشانی خیلی مهم با یک محتوای خالی و تقریبا سناریوی صفر!

Image result for ‫تنگه ابوقریب‬‎

من نمی فهمم این فیلم سازهای دغدغه مند ما که دوس دارن درمورد حوادث و حماسه های دفاع مقدس فیلم بسازن، و اینقد استرس اینو دارن که فیلم شون از نظر تکنیکی خوب از آب در بیاد و کلی هزینه ی توپ و تانک و تفنگ و فشنگ و هواپیما و گریم و خون و زخم و تاول می کنن برا فیلم شون، چرا یکم کتاب های دفاع مقدسی نمی خونن؟!! اصن کتاب هیچی، چرا لااقل فیلم های هالیوودی رو نمی بینن؟!!!

بابا الفبای اول فیلم سازی اینه که فیلم باید سناریو داشته باشه! ینی یه داستانی باشه از یه جایی شروع بشه مخاطب رو با خودش همراه کنه یه جایی تموم بشه. چیزی که تو اصن تو تنگه ی ابوقریب نمی بینی!! تو کلاسای دانشگاه رشته ی سینما آیا درسی به اسم سناریو نویسی ندارن اینا؟!!

مثلا تو فیلم های هالیوودی اینجوریه که یه روز عادی تو زندگی داره شروع میشه همه چی عادی و گل و بلبله یهو خبر میدن فلان حادثه یا بحران پیش اومده(سقوط هواپیما، حمله ی زنبورها، شیوع فلان بیماری بیولوژیکی، هواپیماربایی، دزدی از بانک، حمله ی مورچه ها، حمله ی آدم فضایی ها، چه میدونم هر بحرانی!) بعد یه عده گروه ضربت یا پلیس یا کاراگاه یا دانشمند دور هم جمع میشن تا بحران رو حل کنن، بعد تمام روند حل بحران رو تو فیلم نشون میدن و توضیح میدن، مثلا یکی پیشنهاد میده برا دفع حمله ی زنبورها فلان کارو بکنیم، بعد اون کارو می کنن بعد نتیجه نمیده بعد توضیح میدن که چرا نتیجه نداده، بعد بیشتر تحقیق و تفکر می کنن، بعد میرن سراغ راهکار بعدی...

ینی مخاطب قشنگ همراهه با حل بحران... می فهمه چی به چیه!

حالا تنگه ی ابوقریب رو داشته باش!

بچه های لشکر 27 محمد رسول الله(ص) بعد از کلی خستگی از عملیات قبلی دارن شاد و خرم آماده میشن از دوکوهه برگردن تهران خونه هاشون برا مرخصی که یهو خبر میدن عراق با لشکر زرهی (لشکر زرهی میدونی ینی چی؟!) حمله کرده دهلران و حتی شیمیایی زده و تلفات خیلی زیادی به جا گذاشه و دارن پیش میان سمت تنگه ی ابوقریب که اگه بتونن از اون رد بشن، میان تو شهرهای مردم و کل ایلام و خوزستان از دست میره...حالا کی؟ 21 تیرماه 67! ینی چند روزِ آخر جنگ! در واقع عراق با همه ی توانش داره میاد که تموم کنه کارو... چون تو کل این 8 سال هیچ دستاوردی نداشته.

هیچی دیگه! بچه های گردان عمار لشکر 27 از مرخصی شون می زنن و می مونن برا دفاع... چیزی که هیچ آمادگی ای براش ندارن... بعد هم فیلم نشون میده که حدود بیست سی نفر از این گردان میرن اونجا و بعد دیگه معلوم نیس چی به چیه (چون همه ش فضاسازی جنگه، بمب و تانک و خاک و درد و آه و ناله و خون و اینا!) این وسط همه فقط دارن میدونن و هول کردن و هی این میگه بگو فلانی بیاد، اون میگه پس فلانی کجاست؟ یکی میگه پس کمک توپخونه چی شد؟ و ... یه دو سه تا تانک هم این وسط تو این بلوشو می زنن، چند تاشون هم شهید میشن، بعد یهو نشون میده تانک های عراقی دارن عقب نشینی می کنن... و تیتراژ پایانی فیلم!!!! باورت میشه؟! به همین شیکی!! :-/

فیلم اینجور بود که این حس رو به آدم القا میکرد که اینا همه ش نیم ساعت نیس تو خطن!  ولی هی فرمانده هه میگفت بچه ها تشنه ن...بچه ها تشنه ن... دارن از تشنگی جون میدن! عین تئاتر!! ینی کارگردان هیچ تشنگی ای رو نشون نداد تو فیلم! فقط یکی هی میگفت بچه ها تشنه ن!!!! همین!

و حقیقتاً برای مخاطب هیچ دلیل قانع کننده ای وجود نداره که چرا لشکر زرهی عراق با این عظمت، باید به خاطر چارتا جوون که هی فقط تیر می خوردن و این ور اون ور می دوییدن(دقیقا مث یه لشکر از هم پاشیده) عقب نشینی کنه!! :|

اگه نوشته ی اول فیلم و توضیح متنی آخر فیلم نبود، من یکی که اصن نمی فهمیدم چی شد!!!

برادرای عزیزی که این فیلم رو ساختید، خسته نباشید، خدا قوت، اجرتون با شهدا... ولی به این نمیگن فیلم سازی... برید فیلم سازی یاد بگیرید... خواهش می کنم... برید فیلم سازی یاد بگیرید...

Related image

توضیحات: حاضرم شرط ببندم که الان باز یه عده میان میگن که فیلم خوبی بود و چطور دلت میاد نقد کنی و این همه زحمت کشیدن و تو سینمای کثیف این روزا، این فیلم ها غنیمته و ارزشمنده و تو اصن چی میفهمی از شهید و شهادت و ما کلی با این فیلم گریه کردیم و ساخت چنین فیلم هایی واقعا زحمت داره و این کارای ارزشی خیلی غنیمته و دغدغه هاشون ارزشمنده و ...!!!! :| و من هنوز حرف خودمو می زنم: چقققققد سینمای دفاع مقدس ما عقبه از کتاب های دفاع مقدسی مون. درواقع سینمای دفاع مقدس ما پسرفت کرده از سه دهه پیش درحالی که کتاب های دفاع مقدسی ما روز به روز داره پیشرفت می کنه. کسی که کتاب های دفاع مقدس رو بخونه این فیلم ها در نظرش پوچ میشه. باور کن!



[ چهارشنبه 11 مهر 1397 ] [ 12:00 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و نظر