!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




بچه که بودم، کتاب «داستان راستان» شهید مطهری رو خوندم... یه کتاب کوچیک و کم حجم و ساده و شیرین... که پر از داستان های کوتاه و واقعیه از بزرگان (غالبا اهل بیت)که سندشون توکتب تاریخی موجوده...

شهید مطهری با این عظمت علمی، یه فرصت زیادی گذاشتن این داستان ها رو جمع آوری کردن، ساده سازی کردن و کتابش کردن... با هدف افزایش اخلاق عمومی جامعه... در واقع در همه ی این داستان ها پندهای مهمی نهفته که خیلی می تونه رو زندگی آدم تاثیر بذاره.

دوباره بعد از سال ها نشستم این کتاب رو خوندم... خیلی برام جالب بود که تمام داستان هاشو یادم بود!!!  نشون میده تاثیری که باید در یک نوجوون بذاره رو گذاشته و براش مث یه درس الگو شده و تو ذهنش مونده... از این جهت حس می کنم حتما این کتاب رو به نوجوون های دور و برت پیشنهاد بده که بخونن...و اگه خودتم نخوندی ش، حتما بخونش... یه روزه تموم میشه! :)

یکی از چیزای جالب این کتاب (که تو خاطرم نمونده بود!) مقدمه ی بسیار درس آموزش بود از شهید مطهری که به بهانه ی توضیحِ علت نوشتن این کتاب، نکات خیلی مهم و جالبی رو فرمودن که احتمالا بعدا در قالب پست هایی جدا برات می نویسم.

در ضمن ایشون در مقدمه توضیح دادن که اسم این کتاب از این جهت داستان راستان گذاشته شده که اولا داستان آدم های راست و صدیق هست، ثانیا آدم هایی که دنبال راه راست هستن، این داستان ها به دردشون می خوره و ثالثا این داستان ها همه شون راست و واقعی هستن.

خلاصه خوندنش رو از دست نده...



[ شنبه 7 مهر 1397 ] [ 09:55 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...