!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




امسال جالب شد که 8 مارس مصادف با روز جهانی زن، یا به تعبیر صحیح تر، روز جهانی جنبش مطالبه ی حقوق زنان، مقارن شده با میلاد حضرت زهرا(س)، که در ایران روز زن نام گذاشته شده. به همین دلیل این روزا هم از طرف دوستان داخلی تبریک روز زن رو دریافت می کنم هم از دوستان خارجی :)

روز جهانی زن که میشه یه عده شروع می کنن به نشر مطالبی که زن ها قدرتمندن و زن ها قوی هستن و زن ها نیازی به مردها ندارن و از اینجور چیزا! میلاد حضرت زهرا هم که میشه، یه عده شروع می کنن به این که زن باید عفیف باشه و زن باید نجیب باشه و زن باید حجاب داشته باشه و از این حرفا.

به این بهانه، می خوام یه نیم نگاهی باهم داشته باشیم به بحث مفصل زن در انواع تفکرهای جهانی.

.

.

.

اساساً در جهان دو نوع تفکر در مورد زن وجود داره:

1-      یک تفکر که زن رو جنس پست تر و بی ارزش تر (نسبت به مرد) می دونه و اساساً اون رو طفیلی مرد و به عنوان جنس دوم به حساب میاره. در این تفکر، زن نجیب و باحیاست، صورتش پر از شرمه، در دسترس مردهای غریبه نیس، به راحتی نمیشه به دستش آورد، تو متن جامعه دیده نمیشه، اما در عین حال فقط با مرد معنا پیدا می کنه، و هیچ استقلال شخصیتی و هویتی نداره؛ اجازه ی علم آموزی، اجازه ی حضور در میادین ورزشی، علمی، آموزشی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نداره؛ اجازه ی تصمیم گیری و تاثیرگذاری در جامعه نداره. این تفکر متحجّرانه همواره در بخش وسیعی از جوامع بشری بوده و هنوزم در بسیاری از کشورها، خصوصاً کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین دیده میشه.

2-      یک تفکر که تفکر نوین تری هست، زن رو در ظاهر برابر با مرد میدونه و اجازه میده که مث مردها ورزش کنه، مث مردها تحصیل کنه، مث مردها در جامعه حضور داشته باشه، مث مردها وارد اقتصاد و سیاست و علم و هنر و ... بشه. اما در این تفکر زن فقط وقتی اجازه ی این کارها رو داره که برهنه بشه و جنسیت زن در اولویت باشه نه شخصیتش. به عبارتی در این تفکر، زن مجبوره مورد مصرف همه ی مردان قرار بگیره تا بتونه مستقل باشه. پایه گذار این تفکر-که ریشه ی فمنیسم هست- غربی ها بودن، چرا که قبل از اون، مردهای غربی در مورد زن ها تفکر شماره 1 رو داشتن و به دلیل ریشه های مسیحیتی این تفکر(در مسیحیت زن جنس پست تر نسبت به مرد دونسته میشه)فک می کردن که تفکرشون درسته. اما کم کم با اعتراض و بیداری زن ها مواجه شدن و از طرفی سرمایه گذارها و کارخونه دارهای غربی هم دیدن این تفکر جدید، بیشتر به نفعشون هست، چرا که اولاً زن ها رو می تونن به عنوان نیروهای ارزان قیمت برای کار تو کارخونه ها استخدام کنن(تاریخ اروپا در این برهه از زمان واقعا وحشتناکه) و ثانیاً زن ها وقتی در معرض دید قرار بگیرن، طبق غریزه شون شروع می کنن به خودنمایی های افراطی و خودنمایی منجر به مصرف گرایی میشه و مصرف گرایی ینی سود بیشتر! سیاستمدارها هم بدشون نمیومد زن ها مدرن بشن... چون با این کار فحشا و از هم گسیختگی خانواده ها بیشتر می شد و مردم سرگرم می شدن و کسی دیگه کاری به قوانین و حکومت و چپاول مسئولین و اینا نداشت.

در یکی دو قرن اخیر غرب خودشو کشت تا بتونه این تفکر رو در مورد زن به دنیا صادر کنه و تا حدی هم موفق بوده. رسانه، اصلی ترین ابزار اشاعه ی این تفکر بود. به همین دلیل بیشتر می خوام در مورد این تفکر صحبت کنم. تفکری که کم کم زن های غربی آسیب هاش رو دارن تازه درک می کنن و آروم آروم دارن ازش فاصله می گیرن و دنبال یه تفکر سومی هستن برای مصون بودن.

در تفکر غربی، بدن زن، مسئله ی اصلی هست. در ظاهر، اون می تونه مث مردها وارد عرصه های عمومی بشه اما حق نداره مث مردها، شخصیت یا استعدادهاشو در اولویت قرار بده. او همچنان در خدمت هوس مردانه قرار داره. مثلاً در عرصه ی مسابقات ورزشی، می تونه در مسابقات شرکت کنه، ولی نمی تونه مث مرد، فقط خلاقیت یا توانایی شو به رقابت بذاره، بلکه باید لباس های نیمه برهنه یا تحریک برانگیز بپوشه تا به بهانه ی ورزش ،مرد لذت ببره. (شما به عنوان نمونه یه نگاهی به قوانین لباس های ورزشی در ورزش ژیمناستیک، والیبال ساحلی، فوتبال آمریکایی و دومیدانی بندازین!) در عرصه های سیاسی یا مراسمات رسمی، زن می تونه شرکت کنه، ولی نباید مث مردها لباس بپوشه! مردها لباس های رسمی شون پوشیده ست ولی زن ها روز به روز باید برهنه تر بپوشن! در عرصه های اداری و اقتصادی و اجتماعی هم به شکل های گوناگون همین مسئله حاکمه. ینی غرب، همچنان به شیوه ای بدوی معتقده که زن برای لذت مرد آفریده شده بنابراین حتی وقتی که در اجتماع و دوشادوش مردها به صورت زن مدرن فعالیت می کنه، باز باید بُعد جنسیتی ش در اولویتش باشه!

زن ها در تفکر شماره 1 ناراضی هستن و می دونن که تحت ستم مردها هستن ولی کاری از دستشون بر نمیاد. اما در تفکر شماره 2 یا همون تفکر غربی، زن ها ظاهراً راضی و خوشحال هستن و فک می کنن آزاد و مستقل هستن و با مردها برابر شدن! اما نمی دونن که چه بلایی داره سر هویت زنانه شون میاد. در این تفکر، زن ها برده ی مردها شدن، اما به شکلی نامحسوس!

با ترویج برهنگی زن در ملاء عام و در دسترس قرار گرفتنش، در یکی دو قرن اخیر، طبیعتاً میزان تجاوزات و بی احترامی ها به زن توسط مردهای غریبه افزایش پیدا کرد و زن ها مجبور شدن جنبش هایی در اعتراض به خشونت علیه زنان راه اندازی کنن! کم کم زن ها عادت کردن که هر مردی رو تجاوزکار و خشن و در واقع دشمن زن ها ببینن! (حتی پدر و همسرشون رو!) بنابراین در جبهه ی مقابل مردها قرار گرفتن!

نتیجه این شد که زن ها در این فرهنگ دائماً در حال دو رقابت سنگین هستند:

1-      رقابت با سایر زن ها در جذب مردها (و این ینی مصرف گرایی بیشتر و از خودِ انسانی فاصله گرفتن و تنزل دغدغه های اصلی و مهم زندگی انسانی و همچنین کمک به هوسرانی بیشتر مردها)

2-      رقابت با مردها در خانواده و اجتماع (و این ینی عدم توجه به ظرفیت های زنانه)

در هر دوی این رقابت ها که زن غربی دائماً باهاش درگیره، مسئله ی جنسیت اولویت اوله! نه روح و انسانیت و استعدادها و ظرفیت های وجودی زن! بنابراین زن غربی دائماً در کشاکش جنسیتشه و فرصتی برای تفکر در خودش و زیبایی هاش و خواسته هاش و علایقش و از همه مهم تر، روح زنانگی ش نداره!

دلم برای زن غربی خیلی می سوزه... اون ها خیلی چیزا رو در این یکی دو قرن از دست دادن... ظاهراً آزادن (چون رسانه هاشون می خوان ما اینطور فکر کنیم) اما مجبورن با مد پیش برن، مجبورن با رسانه همسو بشن، مجبورن در یکی از این دو رقابت(یا هر دوش) قرار بگیرن، مجبورن اثبات کنن که اون ها هم آدمن! مجبورن برای تمام کارهاشون مردها رو معیار قرار بدن، مجبورن از همسر شدن و مادر شدن به معنای واقعی فاصله بگیرن، مجبورن تمام بار زندگی رو به تنهایی به دوش بکشن(چون حمایت های مردانه رو از دست دادن)، مجبورن دائماً به بدنشون توجه کنن، و وقتی که سنی ازشون گذشت، به خودشون میان و می بینن که هیچی براشون باقی نمونده، نه زیبایی و فریبایی که در رقابت با سایر زن ها اونا رو پیروز کنه و نه قدرت و توانایی کاری که در رقابت با مردها اونا رو موفق کنه!

به عبارتی زن مدرن، خواست مرد بشه، اما نه مرد شد و نه زن موند!

اما اسلام یک نگاه و تفکر سومی رو برای زن ها ارائه داد. تفکری که نه اجازه میده زن، سنتی و بی سواد و بی فکر و محجور و مورد سختگیری های ستمگرانه ی مرد باشه و نه اجازه میده کرامت و شخصیت و هویت مستقل زن، مورد بهره برداری و هوسرانی های مرد قرار بگیره. اسلام نه اجازه میدن زن حذف بشه و نه اجازه میده مصرف بشه.

در الگوی زن مسلمان، زن با انسانیت خودش وارد عرصه ی اجتماعی، سیاسی، علمی، هنری، اقتصادی و ... می شه، نه با جنسیتش. اسلام می خواد جنسیت زن، فقط در خلوت خانوادگی ش معنا داشته باشه و در جاهای دیگه دیده نشه. وقتی زن با جنسیت خودش وارد جامعه می شه، بدن اون مسئله ی اصلیه. اما وقتی زن با عفت و کرامت و به صورت پوشیده وارد اجتماع می شه، روحش میشه مسئله ی اصلی، نه بدنش؛ و به مردها فرمان می ده که به من به عنوان یک انسان نگاه کنید نه یک ابزار مصرفی. در واقع حجاب حق زن و محدودیت برای مردهاست. چون مرد ذاتاً و فطرتاً می خواد زن رو مجانی استثمار جنسی کنه، ولو در حد یک نگاه، بدون برعهده گرفتن هیچ گونه مسئولویت اخلاقی و حقوقی! و اسلام این اجازه رو به مرد نمیده. (البته این که چرا خدا مردها رو اینجوری آفریده، خودش جای بحث داره که اینجا مجالش نیس)

بنابراین در جامعه ای که زن ها و مردها با تفکر اسلامی زندگی کنن، مردها هرگز علیه زن ها خشونت به خرج نمیدن. وقتی خشونتی نباشه، دشمنی و رقابت معنا نداره. در  چنین تفکری، مرد و زن در دو جبهه ی مخالف و دشمن هم نیستن، بلکه مکمل همند. چه در خانواده و چه در اجتماع. زن، زن می مونه و مرد، مرد می مونه و هر دو انسان! بنابراین رقابت بین این دو، معنا نخواهد داشت مگر در ایمان و تقوا.

در تفکر اسلامی زن ها در رقابت با همدیگه هم قرار نمی گیرن چرا که اسلام اجازه ی تنوع طلبی و هوسرانی رو به مردها نداده بنابراین زن ها مجبور نیستن برای دلبری از مردها، با هم رقابت کنن و درگیر مسائل جنسیتی و مصرف گرایی بشن. هر زنی خودش رو دوست خواهد داشت و هر مردی، به همسر خودش اکتفا خواهد کرد.

در نتیجه میشه گفت نه حذف زن، نه مردستیزی و نه رقابت زن ها با هم و زن ها با مردها، اینا هیچ کدوم مفاهیم اسلامی نیستن و در تفکر اسلامی جایی ندارن.

اسلام با دقت مسئله ی جنسیت زن در خانه و خانواده و مسئله ی جنسیت زن در اجتماع و عرصه ی عمومی رو تبیین و مدیریت کرده که واقعا هر چی بیشتر در موردش مطالعه می کنم، حقیقتاً بیشتر شگفت زده میشم و با خودم میگم کاش می شد این تفکر متعالی اسلام در مورد زن رو به همه ی زبان های دنیا ترجمه کرد و به گوش تمام زن های عالم رسوند تا بیدار بشن و از این ظلم و ستمی که توش هستن و خودشون خبر ندارن، نجات پیدا کنن. امروزه زن های غربی، در خانواده نه لذت معشوقه بودن رو می چشن، نه لذت کرامت و شرافت زنانه رو. نه در جامعه امنیت جنسی و روانی دارن، و نه کرامت انسانی. هیچ تضمینی نیس که مردهاشون تا آخر حامی اون ها باشن، و هیچ تعهدی در قبال اون ها ندارن. سایر مردهای جامعه هم هیچ احساس مسئولیتی نسبت به اون ها ندارن. (فقط سر همین بخش، میشه کلی پست نوشت... یه نگاهی به آمار جهانی در مورد خشونت های خانگی علیه زنان، بچه های بی پدر، سقط جنین، خیانت های جنسی، روسپی گری، تجاوزات جنسی در محل کار، فحشا در بین سیاستمداران و هنرمندان، برده داری جنسی، قاچاق زن و دختر، فاحشه های مرد!! و ... زن های مجرد سن بالا بندازین تا ببینید چه فاجعه ای داره در غرب رقم می خوره و باز زبونشون درازه که شماها حقوق زنان و حقوق بشر رو رعایت نمی کنید!!!)

اسلام یک دید بسیار مترقی نسبت به زن داره که واقعا حیرت آوره. (و غرب سال هاست داره تلاش می کنه با فرافکنی نذاره این دید مترقی به مردم دنیا برسه چرا که هر انسان عاقلی اگه خوب این مسائل رو بفهمه، متوجه میشه که این تفکر چقد به نفعشه نسبت به سایر تفکرات در مورد زن) نکات خیلی مهم و زیادی در مورد زن ها –به عنوان نصف جامعه- در اسلام وجود داره که برای هر کدومش میشه کتاب ها نوشت. اینجا فقط به چند تاشون خلاصه و موردی اشاره می کنم: (در مورد هر کدومشون علاقه داشتید، بگید توصیح مفصل تر بدم)

-          در اسلام خداوند مسیر تکامل انسانی و رسیدن به خدا رو برای زن و مرد یکی میدونه... اعمال نیک و حسنه رو برای زن و مرد یکی میدونه... وظایف اجتماعی و دینی رو برای زن و مرد یکی می دونه. به عبارتی از نظر معنوی هیچ تفاوتی بین شون نیس و بیشتر احکام الهی برای هر دوشون یکسانه.

-          خداوند در قرآن خطاب به مردها می فرماید: «عاشروهنّ بالمعروف». معاشرت به معروف ینی رعایت اخلاق انسانی و انصاف نسبت به زن، ینی احترام به زن و عواطف اون، احترام به استعدادها و نیازهای زن، و ... قرآن حتی در مورد طلاق از مردها رعایت انصاف و اخلاق رو می طلبه. طبق قرآن دادن نفقه و مهریه به زن ها هم باید بدون منت و با احترام باشه و مرد حق نداره فشار روانی به همسرش وارد کنه تا از حقوق مالی ش بگذره. اینقد حدیث و آیه داریم در مورد مراعات و احترام و محبت شوهر به زنش و وظایف شوهر نسبت به زنش که حد نداره. حیف که این ها رو بهمون هرگز نگفتن تو کتاب های درسی یا در بیلبوردهای شهری!

-          در نگاه اسلامی زن مسئولیت اقتصادی نداره ولی حقوق اقتصادی داره. اون حق داره کار کنه و درآمدش مال خودش باشه اما مرد حق نداره همسرش و فرزندانش رو از درآمدش محروم کنه. قوام بودن مرد نسبت به زن که در قرآن اومده، به این معنیه که مرد باید از نظر اقتصادی و امنیت تکیه گاه زن باشه. این به این دلیله که سهم مرد در به وجود اومدن انسان، سهم کم تری هست نسبت به سهم زن. به همین دلیل، اسلام فشار اقتصادی رو از دوش زن برداشت. مسائلی مث دیه و ارث هم در همین راستا تعریف میشه در اسلام.

-          مسئله ی حضانت فرزند برای پدر، یک حق برای زن و یک محدودیت برای مرد محسوب می شه تا اتفاقی که الان در غرب بسیار رایجه برای زن مسلمان نیفته (ینی تعداد بسیار زیاد فرزندان بی پدری که مادر بیچاره باید کل خرج بچه رو بده یا بچه رو بسپاره یتیم خونه تا بتونه بره پی زندگی ش) بحث نام خانوادگی پدر برای فرزند هم در همین راستا تعریف میشه.

-          حجاب، حق زن و محدودیت برای مرده. چرا که زن(به دلیل خلقت زیبا و جذابش)اگه خودش رو نپوشونه، ناخودآگاه در جامعه همه به فریبایی و جنسیتش توجه می کنن و مورد سوءاستفاده و مصرف قرار میگیره. بنابراین زن وقتی خودش رو می پوشونه، تازه از نظر اجتماعی با مرد برابر میشه و فقط نگاه انسانی رو به خودش جذب می کنه. به همین دلیله که همیشه در همه جای دنیا، بیشترین طرفداران برهنگی زن ها در اجتماع، مردها بودن!! اسلام در کنار دستور به پوشش زن، دستور به کنترل نگاه مرد هم داده تا این دو دستور در کنار هم، جامعه رو از فضای جنسیتی خالی کنه و فعالیت های جنسیتی صرفا محدود به داخل خانواده بشه.

-          مسئولیت اصلی تربیت انسان بر عهده زن گذاشته شده چرا که خدا در فطرت زن اون حوصله و صبر و محبت و رحمت رو قرار داده که بتونه انسانی رو تربیت کنه. اگر زنی، فرزندش رو از محبت و تربیت مادرانه محروم کنه، هیچ احدی نمی تونه جای اون رو برای فرزندش پر کنه. اسلام برای مقام مادر اینقد ارزش قائل شده که واقعاً ذکرش اینجا نمی گنجه. قدرت مادرها در تعیین روند کلی جامعه بسیار تاثیرگذاره. در جامعه ای که مادرانش مشکل داشته باشن، اون جامعه جامعه ی خرابی خواهد شد.

-...

نکات زیاده، بحث مفصله، مطلب واقعاً مطلب مهمیه... من واقعا تلاش کردم خلاصه بیان کنم و هنوز معتقدم نتونستم حق مطلب رو ادا کنم!

ان شاءالله تصمیم دارم سر فرصت این مطالب رو به انگلیسی هم ترجمه کنم تا شاید بتونم حرف اسلام رو به چند نفر از بانوان خارجی برسونم لااقل. هرچند مطمئنم که بانوان خودمون هم هنوز خیلی از این چیزا رو نمیدونن.

سال هاست غرب تلاش کرده شعارهای مطالبه برای حقوق زن رو با قالب های فمنیستی –این مکتب کثیف هرزه- به خوردِ مردم ناآگاه دنیا، مشخصاً زنان مسلمان- بده تا نگاه ها به ظلم های زیادی که داره بر سر زنان غربی میاد، معطوف نشه. تمام این مطالبات که تحت عنوان درخواست برای حقوق زنان در جوامع غربی و به تبع اون، در جوامع اسلامی مطرح میشه، در واقع حقوق مردهاست!! ینی با انجام اون ها، محدودیت های مردها برداشته میشه و مردها منتفع میشن! در واقع این مطالبات، زنانه نیس، بلکه کاملاً مردانه ست. و من بسیار متاسفم که سیاستمداران و دیپلمات های ما خواب تشریف دارن! که اگه نداشتن، دائما در مجامع بین المللی به جای اینکه از خودشون دفاع کنن، اون ها رو به چالش می کشوندن و اون ها رو به نقض آشکار حقوق بشر و حقوق زنان محکوم می کردن!

به امید آگاهی و هشیاری تمام زنان عالم و رسیدن به مقام باکرامت انسانی در تمام جوامع...



[ جمعه 18 اسفند 1396 ] [ 15:14 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر