!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




این که آدم یکیو داشته باشه که پایه ی انواع بحث های اعتقادی و تحلیلی و سیاسی و تاریخی و اینا باشه، خیلی نعمت بزرگیه... حتی اگه علم و اطلاعاتش از تو کمتر باشه، مث یه استاد متفکر می مونه که کمکت می کنه فکرت باز بشه و از زاویه های مختلفی به قضایا (چه قضایای ریز زندگی روزمره ی ما آدم ها، چه قضایای کلان کشور و اسلام و جهان و عالم هستی) نگاه کنی... این خیلی خیلی باارزشه... اصن به نظرم انسانی که تحلیلگر و آگاه به مسائل روز نباشه و دید تحلیلی به مسائل ریز و درشت نداشته باشه و یا ذهنش تحلیلی باشه ولی حوصله ی مباحثه نداشته باشه، خسته کننده ترین آدم روی زمینه و بیش از نیم ساعت نمیشه کنارش نشست و دوستی باهاش ادامه دار نمیشه! خلاصه اگه چنین کسیو تو زندگی ت داری، خیلی قدرشو بدون!

بله! داشتم می گفتم... ینی من از خدامه فقط وقتایی که خونه شون هستیم، یه فرصتی پیش بیاد که خودم و خودشون تنها بشیم باهاشون مباحثه کنم! پدرشوهرمو عرض می کنم! کارم هم فقط همینه که بحث رو باز کنم (با یه سوالی ابهامی نظری چیزی) و بذارم بقیه شو خودشون ادامه بدن... چون می خوام وقتی صحبت می کنن، شنونده باشم بیشتر و ازشون چیز یاد بگیرم.

نکته ی خیلی عجیب قضیه می دونی چیه؟

اینه که ایشون نه خیلی اهل مطالعه ست(در سال های اخیر) نه استاد دانشگاهه، نه روحانیه، نه فعال فرهنگیه ظاهراً، نه تحصیلات خیلی بالا و خفنی داره و نه اهل فضای مجازیه، ولی خیلی از چیزایی که ایشون در تحلیل هاشون میگن، من به هیچ وجه در آدم های عادی همسن ایشون که هیچی، حتی در دانشجوهای تحصیل کرده ی مذهبی و فرهنگی هم نشنیدم اصن!... ینی مسائلی که میگن و تحلیل هایی که بیان می کنن، اولاً خیلی به روز هستن، ثانیا خیلی موشکافانه و دقیق و کاملاً منطبق بر اصول اعتقادی. این خیلی عجیبه! مثلا یهو ایشون در فلان تحلیل سیاسی یا فرهنگی و یا حتی تاریخی از زاویه ای به موضوع نگاه می کنن و نکاتی رو میگن که من در سخنرانی های سنگین اعتقادی استاد پناهیان عزیزم اون نکات رو شنیدم!!!!!O_o

گاهی با خودم فک می کنم چی میشه که یکی اینجوری میشه... منِ دانشجویی که خیر سرم تحصیل کرده هستم، پای کلی سخنرانی نشستم، کلی کتاب خوندم، با آدم های گنده سر و کله زدم، تو کلاس ها و دوره ها و جریان شناسی های مختلف شرکت کردم، دیدم تا این اندازه وسیع و جامع و دقیق نیس که دید ایشون... واقعاً علت چیه؟! باید چیکار کنم که مث ایشون بشسم؟!

خودم با کمی فکر به این نتیجه رسیدم( شاید جوابم هنوز ناقصه ولی قطعا غلط نیس) که سه دلیل داره که این شخص اینطور «حکیم» از آب در اومده(حکمت در حد وسع و ظرفیت خودش) یکی رعایت تقواست(نه فقط تقوا، بلکه ورع) که طبق آیات صریح قرآن، موجب میشه خدا به انسان حکمت بده؛ یکی جهاده(ایشون از رزمندگان دفاع مقدس و همرزم شهید احمد کاظمی بودن) که اگه کسی خالصانه پای در راه خدا بذاره، خدا هدایتش می کنه و یکی هم مسجدی بودن که موجب میشه همیشه آگاه به زمان باشی و نور حضور در بین مومنین در وجودت بشینه...

برای خودم تکرار می کنم:

برف دونه! تقوا داشته باش تا خدا بهت حکمت بده... با مومنین نشست و برخاست کن و به خونه ی خدا زیاد رفت و آمد کن که خدا تو رو در زمره ی نیکان و آگاهان و هدایت شدگان و دارندان فرقان قرار بده... و تلاش کن برای خدا پای در راه جهاد فی سبیل الله بذاری که آخرتت باهاش تامینه. با خودت تکرار کن برف دونه... اینقد تکرار کن که اهل عمل بشی...

خلاصه که من قطعا خیلی خوشبختم که پدر دومم همچین شخصیت جذاب و حکیمی از آب در اومده برام ^____^ امیدوارم یه روزی مث ایشون بشم :)

توضیحات1: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَیُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا دارید، براى شما [نیروى‌] تشخیص [حق از باطل‌] قرار مى‌دهد؛ و گناهانتان را از شما مى‌زداید؛ و شما را مى‌آمرزد؛ و خدا داراى بخشش بزرگ است.» سوره ی انفال-آیه 29

توضیحات2: « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» «و كسانى كه در راه ما كوشیده‌اند، به یقین راه‌هاى خود را بر آنان مى‌نماییم و در حقیقت، خدا با نیكوكاران است.» سوره عنکبوت- آیه 69



[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 16:44 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...