تبلیغات
!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع





!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




باورم نمیشه امروز 28 سال میشه که از خدا عمرِ این دنیایی گرفتم... چه ناسپاس بودم در حفظ این امانت مهم الهی... 

این قافله ی عمر عجب می گذرد...



[ پنجشنبه 24 اسفند 1396 ] [ 06:20 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

امسال جالب شد که 8 مارس مصادف با روز جهانی زن، یا به تعبیر صحیح تر، روز جهانی جنبش مطالبه ی حقوق زنان، مقارن شده با میلاد حضرت زهرا(س)، که در ایران روز زن نام گذاشته شده. به همین دلیل این روزا هم از طرف دوستان داخلی تبریک روز زن رو دریافت می کنم هم از دوستان خارجی :)

روز جهانی زن که میشه یه عده شروع می کنن به نشر مطالبی که زن ها قدرتمندن و زن ها قوی هستن و زن ها نیازی به مردها ندارن و از اینجور چیزا! میلاد حضرت زهرا هم که میشه، یه عده شروع می کنن به این که زن باید عفیف باشه و زن باید نجیب باشه و زن باید حجاب داشته باشه و از این حرفا.

به این بهانه، می خوام یه نیم نگاهی باهم داشته باشیم به بحث مفصل زن در انواع تفکرهای جهانی.

.

.

.

اساساً در جهان دو نوع تفکر در مورد زن وجود داره:

1-      یک تفکر که زن رو جنس پست تر و بی ارزش تر (نسبت به مرد) می دونه و اساساً اون رو طفیلی مرد و به عنوان جنس دوم به حساب میاره. در این تفکر، زن نجیب و باحیاست، صورتش پر از شرمه، در دسترس مردهای غریبه نیس، به راحتی نمیشه به دستش آورد، تو متن جامعه دیده نمیشه، اما در عین حال فقط با مرد معنا پیدا می کنه، و هیچ استقلال شخصیتی و هویتی نداره؛ اجازه ی علم آموزی، اجازه ی حضور در میادین ورزشی، علمی، آموزشی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نداره؛ اجازه ی تصمیم گیری و تاثیرگذاری در جامعه نداره. این تفکر متحجّرانه همواره در بخش وسیعی از جوامع بشری بوده و هنوزم در بسیاری از کشورها، خصوصاً کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین دیده میشه.

2-      یک تفکر که تفکر نوین تری هست، زن رو در ظاهر برابر با مرد میدونه و اجازه میده که مث مردها ورزش کنه، مث مردها تحصیل کنه، مث مردها در جامعه حضور داشته باشه، مث مردها وارد اقتصاد و سیاست و علم و هنر و ... بشه. اما در این تفکر زن فقط وقتی اجازه ی این کارها رو داره که برهنه بشه و جنسیت زن در اولویت باشه نه شخصیتش. به عبارتی در این تفکر، زن مجبوره مورد مصرف همه ی مردان قرار بگیره تا بتونه مستقل باشه. پایه گذار این تفکر-که ریشه ی فمنیسم هست- غربی ها بودن، چرا که قبل از اون، مردهای غربی در مورد زن ها تفکر شماره 1 رو داشتن و به دلیل ریشه های مسیحیتی این تفکر(در مسیحیت زن جنس پست تر نسبت به مرد دونسته میشه)فک می کردن که تفکرشون درسته. اما کم کم با اعتراض و بیداری زن ها مواجه شدن و از طرفی سرمایه گذارها و کارخونه دارهای غربی هم دیدن این تفکر جدید، بیشتر به نفعشون هست، چرا که اولاً زن ها رو می تونن به عنوان نیروهای ارزان قیمت برای کار تو کارخونه ها استخدام کنن(تاریخ اروپا در این برهه از زمان واقعا وحشتناکه) و ثانیاً زن ها وقتی در معرض دید قرار بگیرن، طبق غریزه شون شروع می کنن به خودنمایی های افراطی و خودنمایی منجر به مصرف گرایی میشه و مصرف گرایی ینی سود بیشتر! سیاستمدارها هم بدشون نمیومد زن ها مدرن بشن... چون با این کار فحشا و از هم گسیختگی خانواده ها بیشتر می شد و مردم سرگرم می شدن و کسی دیگه کاری به قوانین و حکومت و چپاول مسئولین و اینا نداشت.

در یکی دو قرن اخیر غرب خودشو کشت تا بتونه این تفکر رو در مورد زن به دنیا صادر کنه و تا حدی هم موفق بوده. رسانه، اصلی ترین ابزار اشاعه ی این تفکر بود. به همین دلیل بیشتر می خوام در مورد این تفکر صحبت کنم. تفکری که کم کم زن های غربی آسیب هاش رو دارن تازه درک می کنن و آروم آروم دارن ازش فاصله می گیرن و دنبال یه تفکر سومی هستن برای مصون بودن.

در تفکر غربی، بدن زن، مسئله ی اصلی هست. در ظاهر، اون می تونه مث مردها وارد عرصه های عمومی بشه اما حق نداره مث مردها، شخصیت یا استعدادهاشو در اولویت قرار بده. او همچنان در خدمت هوس مردانه قرار داره. مثلاً در عرصه ی مسابقات ورزشی، می تونه در مسابقات شرکت کنه، ولی نمی تونه مث مرد، فقط خلاقیت یا توانایی شو به رقابت بذاره، بلکه باید لباس های نیمه برهنه یا تحریک برانگیز بپوشه تا به بهانه ی ورزش ،مرد لذت ببره. (شما به عنوان نمونه یه نگاهی به قوانین لباس های ورزشی در ورزش ژیمناستیک، والیبال ساحلی، فوتبال آمریکایی و دومیدانی بندازین!) در عرصه های سیاسی یا مراسمات رسمی، زن می تونه شرکت کنه، ولی نباید مث مردها لباس بپوشه! مردها لباس های رسمی شون پوشیده ست ولی زن ها روز به روز باید برهنه تر بپوشن! در عرصه های اداری و اقتصادی و اجتماعی هم به شکل های گوناگون همین مسئله حاکمه. ینی غرب، همچنان به شیوه ای بدوی معتقده که زن برای لذت مرد آفریده شده بنابراین حتی وقتی که در اجتماع و دوشادوش مردها به صورت زن مدرن فعالیت می کنه، باز باید بُعد جنسیتی ش در اولویتش باشه!

زن ها در تفکر شماره 1 ناراضی هستن و می دونن که تحت ستم مردها هستن ولی کاری از دستشون بر نمیاد. اما در تفکر شماره 2 یا همون تفکر غربی، زن ها ظاهراً راضی و خوشحال هستن و فک می کنن آزاد و مستقل هستن و با مردها برابر شدن! اما نمی دونن که چه بلایی داره سر هویت زنانه شون میاد. در این تفکر، زن ها برده ی مردها شدن، اما به شکلی نامحسوس!

با ترویج برهنگی زن در ملاء عام و در دسترس قرار گرفتنش، در یکی دو قرن اخیر، طبیعتاً میزان تجاوزات و بی احترامی ها به زن توسط مردهای غریبه افزایش پیدا کرد و زن ها مجبور شدن جنبش هایی در اعتراض به خشونت علیه زنان راه اندازی کنن! کم کم زن ها عادت کردن که هر مردی رو تجاوزکار و خشن و در واقع دشمن زن ها ببینن! (حتی پدر و همسرشون رو!) بنابراین در جبهه ی مقابل مردها قرار گرفتن!

نتیجه این شد که زن ها در این فرهنگ دائماً در حال دو رقابت سنگین هستند:

1-      رقابت با سایر زن ها در جذب مردها (و این ینی مصرف گرایی بیشتر و از خودِ انسانی فاصله گرفتن و تنزل دغدغه های اصلی و مهم زندگی انسانی و همچنین کمک به هوسرانی بیشتر مردها)

2-      رقابت با مردها در خانواده و اجتماع (و این ینی عدم توجه به ظرفیت های زنانه)

در هر دوی این رقابت ها که زن غربی دائماً باهاش درگیره، مسئله ی جنسیت اولویت اوله! نه روح و انسانیت و استعدادها و ظرفیت های وجودی زن! بنابراین زن غربی دائماً در کشاکش جنسیتشه و فرصتی برای تفکر در خودش و زیبایی هاش و خواسته هاش و علایقش و از همه مهم تر، روح زنانگی ش نداره!

دلم برای زن غربی خیلی می سوزه... اون ها خیلی چیزا رو در این یکی دو قرن از دست دادن... ظاهراً آزادن (چون رسانه هاشون می خوان ما اینطور فکر کنیم) اما مجبورن با مد پیش برن، مجبورن با رسانه همسو بشن، مجبورن در یکی از این دو رقابت(یا هر دوش) قرار بگیرن، مجبورن اثبات کنن که اون ها هم آدمن! مجبورن برای تمام کارهاشون مردها رو معیار قرار بدن، مجبورن از همسر شدن و مادر شدن به معنای واقعی فاصله بگیرن، مجبورن تمام بار زندگی رو به تنهایی به دوش بکشن(چون حمایت های مردانه رو از دست دادن)، مجبورن دائماً به بدنشون توجه کنن، و وقتی که سنی ازشون گذشت، به خودشون میان و می بینن که هیچی براشون باقی نمونده، نه زیبایی و فریبایی که در رقابت با سایر زن ها اونا رو پیروز کنه و نه قدرت و توانایی کاری که در رقابت با مردها اونا رو موفق کنه!

به عبارتی زن مدرن، خواست مرد بشه، اما نه مرد شد و نه زن موند!

اما اسلام یک نگاه و تفکر سومی رو برای زن ها ارائه داد. تفکری که نه اجازه میده زن، سنتی و بی سواد و بی فکر و محجور و مورد سختگیری های ستمگرانه ی مرد باشه و نه اجازه میده کرامت و شخصیت و هویت مستقل زن، مورد بهره برداری و هوسرانی های مرد قرار بگیره. اسلام نه اجازه میدن زن حذف بشه و نه اجازه میده مصرف بشه.

در الگوی زن مسلمان، زن با انسانیت خودش وارد عرصه ی اجتماعی، سیاسی، علمی، هنری، اقتصادی و ... می شه، نه با جنسیتش. اسلام می خواد جنسیت زن، فقط در خلوت خانوادگی ش معنا داشته باشه و در جاهای دیگه دیده نشه. وقتی زن با جنسیت خودش وارد جامعه می شه، بدن اون مسئله ی اصلیه. اما وقتی زن با عفت و کرامت و به صورت پوشیده وارد اجتماع می شه، روحش میشه مسئله ی اصلی، نه بدنش؛ و به مردها فرمان می ده که به من به عنوان یک انسان نگاه کنید نه یک ابزار مصرفی. در واقع حجاب حق زن و محدودیت برای مردهاست. چون مرد ذاتاً و فطرتاً می خواد زن رو مجانی استثمار جنسی کنه، ولو در حد یک نگاه، بدون برعهده گرفتن هیچ گونه مسئولویت اخلاقی و حقوقی! و اسلام این اجازه رو به مرد نمیده. (البته این که چرا خدا مردها رو اینجوری آفریده، خودش جای بحث داره که اینجا مجالش نیس)

بنابراین در جامعه ای که زن ها و مردها با تفکر اسلامی زندگی کنن، مردها هرگز علیه زن ها خشونت به خرج نمیدن. وقتی خشونتی نباشه، دشمنی و رقابت معنا نداره. در  چنین تفکری، مرد و زن در دو جبهه ی مخالف و دشمن هم نیستن، بلکه مکمل همند. چه در خانواده و چه در اجتماع. زن، زن می مونه و مرد، مرد می مونه و هر دو انسان! بنابراین رقابت بین این دو، معنا نخواهد داشت مگر در ایمان و تقوا.

در تفکر اسلامی زن ها در رقابت با همدیگه هم قرار نمی گیرن چرا که اسلام اجازه ی تنوع طلبی و هوسرانی رو به مردها نداده بنابراین زن ها مجبور نیستن برای دلبری از مردها، با هم رقابت کنن و درگیر مسائل جنسیتی و مصرف گرایی بشن. هر زنی خودش رو دوست خواهد داشت و هر مردی، به همسر خودش اکتفا خواهد کرد.

در نتیجه میشه گفت نه حذف زن، نه مردستیزی و نه رقابت زن ها با هم و زن ها با مردها، اینا هیچ کدوم مفاهیم اسلامی نیستن و در تفکر اسلامی جایی ندارن.

اسلام با دقت مسئله ی جنسیت زن در خانه و خانواده و مسئله ی جنسیت زن در اجتماع و عرصه ی عمومی رو تبیین و مدیریت کرده که واقعا هر چی بیشتر در موردش مطالعه می کنم، حقیقتاً بیشتر شگفت زده میشم و با خودم میگم کاش می شد این تفکر متعالی اسلام در مورد زن رو به همه ی زبان های دنیا ترجمه کرد و به گوش تمام زن های عالم رسوند تا بیدار بشن و از این ظلم و ستمی که توش هستن و خودشون خبر ندارن، نجات پیدا کنن. امروزه زن های غربی، در خانواده نه لذت معشوقه بودن رو می چشن، نه لذت کرامت و شرافت زنانه رو. نه در جامعه امنیت جنسی و روانی دارن، و نه کرامت انسانی. هیچ تضمینی نیس که مردهاشون تا آخر حامی اون ها باشن، و هیچ تعهدی در قبال اون ها ندارن. سایر مردهای جامعه هم هیچ احساس مسئولیتی نسبت به اون ها ندارن. (فقط سر همین بخش، میشه کلی پست نوشت... یه نگاهی به آمار جهانی در مورد خشونت های خانگی علیه زنان، بچه های بی پدر، سقط جنین، خیانت های جنسی، روسپی گری، تجاوزات جنسی در محل کار، فحشا در بین سیاستمداران و هنرمندان، برده داری جنسی، قاچاق زن و دختر، فاحشه های مرد!! و ... زن های مجرد سن بالا بندازین تا ببینید چه فاجعه ای داره در غرب رقم می خوره و باز زبونشون درازه که شماها حقوق زنان و حقوق بشر رو رعایت نمی کنید!!!)

اسلام یک دید بسیار مترقی نسبت به زن داره که واقعا حیرت آوره. (و غرب سال هاست داره تلاش می کنه با فرافکنی نذاره این دید مترقی به مردم دنیا برسه چرا که هر انسان عاقلی اگه خوب این مسائل رو بفهمه، متوجه میشه که این تفکر چقد به نفعشه نسبت به سایر تفکرات در مورد زن) نکات خیلی مهم و زیادی در مورد زن ها –به عنوان نصف جامعه- در اسلام وجود داره که برای هر کدومش میشه کتاب ها نوشت. اینجا فقط به چند تاشون خلاصه و موردی اشاره می کنم: (در مورد هر کدومشون علاقه داشتید، بگید توصیح مفصل تر بدم)

-          در اسلام خداوند مسیر تکامل انسانی و رسیدن به خدا رو برای زن و مرد یکی میدونه... اعمال نیک و حسنه رو برای زن و مرد یکی میدونه... وظایف اجتماعی و دینی رو برای زن و مرد یکی می دونه. به عبارتی از نظر معنوی هیچ تفاوتی بین شون نیس و بیشتر احکام الهی برای هر دوشون یکسانه.

-          خداوند در قرآن خطاب به مردها می فرماید: «عاشروهنّ بالمعروف». معاشرت به معروف ینی رعایت اخلاق انسانی و انصاف نسبت به زن، ینی احترام به زن و عواطف اون، احترام به استعدادها و نیازهای زن، و ... قرآن حتی در مورد طلاق از مردها رعایت انصاف و اخلاق رو می طلبه. طبق قرآن دادن نفقه و مهریه به زن ها هم باید بدون منت و با احترام باشه و مرد حق نداره فشار روانی به همسرش وارد کنه تا از حقوق مالی ش بگذره. اینقد حدیث و آیه داریم در مورد مراعات و احترام و محبت شوهر به زنش و وظایف شوهر نسبت به زنش که حد نداره. حیف که این ها رو بهمون هرگز نگفتن تو کتاب های درسی یا در بیلبوردهای شهری!

-          در نگاه اسلامی زن مسئولیت اقتصادی نداره ولی حقوق اقتصادی داره. اون حق داره کار کنه و درآمدش مال خودش باشه اما مرد حق نداره همسرش و فرزندانش رو از درآمدش محروم کنه. قوام بودن مرد نسبت به زن که در قرآن اومده، به این معنیه که مرد باید از نظر اقتصادی و امنیت تکیه گاه زن باشه. این به این دلیله که سهم مرد در به وجود اومدن انسان، سهم کم تری هست نسبت به سهم زن. به همین دلیل، اسلام فشار اقتصادی رو از دوش زن برداشت. مسائلی مث دیه و ارث هم در همین راستا تعریف میشه در اسلام.

-          مسئله ی حضانت فرزند برای پدر، یک حق برای زن و یک محدودیت برای مرد محسوب می شه تا اتفاقی که الان در غرب بسیار رایجه برای زن مسلمان نیفته (ینی تعداد بسیار زیاد فرزندان بی پدری که مادر بیچاره باید کل خرج بچه رو بده یا بچه رو بسپاره یتیم خونه تا بتونه بره پی زندگی ش) بحث نام خانوادگی پدر برای فرزند هم در همین راستا تعریف میشه.

-          حجاب، حق زن و محدودیت برای مرده. چرا که زن(به دلیل خلقت زیبا و جذابش)اگه خودش رو نپوشونه، ناخودآگاه در جامعه همه به فریبایی و جنسیتش توجه می کنن و مورد سوءاستفاده و مصرف قرار میگیره. بنابراین زن وقتی خودش رو می پوشونه، تازه از نظر اجتماعی با مرد برابر میشه و فقط نگاه انسانی رو به خودش جذب می کنه. به همین دلیله که همیشه در همه جای دنیا، بیشترین طرفداران برهنگی زن ها در اجتماع، مردها بودن!! اسلام در کنار دستور به پوشش زن، دستور به کنترل نگاه مرد هم داده تا این دو دستور در کنار هم، جامعه رو از فضای جنسیتی خالی کنه و فعالیت های جنسیتی صرفا محدود به داخل خانواده بشه.

-          مسئولیت اصلی تربیت انسان بر عهده زن گذاشته شده چرا که خدا در فطرت زن اون حوصله و صبر و محبت و رحمت رو قرار داده که بتونه انسانی رو تربیت کنه. اگر زنی، فرزندش رو از محبت و تربیت مادرانه محروم کنه، هیچ احدی نمی تونه جای اون رو برای فرزندش پر کنه. اسلام برای مقام مادر اینقد ارزش قائل شده که واقعاً ذکرش اینجا نمی گنجه. قدرت مادرها در تعیین روند کلی جامعه بسیار تاثیرگذاره. در جامعه ای که مادرانش مشکل داشته باشن، اون جامعه جامعه ی خرابی خواهد شد.

-...

نکات زیاده، بحث مفصله، مطلب واقعاً مطلب مهمیه... من واقعا تلاش کردم خلاصه بیان کنم و هنوز معتقدم نتونستم حق مطلب رو ادا کنم!

ان شاءالله تصمیم دارم سر فرصت این مطالب رو به انگلیسی هم ترجمه کنم تا شاید بتونم حرف اسلام رو به چند نفر از بانوان خارجی برسونم لااقل. هرچند مطمئنم که بانوان خودمون هم هنوز خیلی از این چیزا رو نمیدونن.

سال هاست غرب تلاش کرده شعارهای مطالبه برای حقوق زن رو با قالب های فمنیستی –این مکتب کثیف هرزه- به خوردِ مردم ناآگاه دنیا، مشخصاً زنان مسلمان- بده تا نگاه ها به ظلم های زیادی که داره بر سر زنان غربی میاد، معطوف نشه. تمام این مطالبات که تحت عنوان درخواست برای حقوق زنان در جوامع غربی و به تبع اون، در جوامع اسلامی مطرح میشه، در واقع حقوق مردهاست!! ینی با انجام اون ها، محدودیت های مردها برداشته میشه و مردها منتفع میشن! در واقع این مطالبات، زنانه نیس، بلکه کاملاً مردانه ست. و من بسیار متاسفم که سیاستمداران و دیپلمات های ما خواب تشریف دارن! که اگه نداشتن، دائما در مجامع بین المللی به جای اینکه از خودشون دفاع کنن، اون ها رو به چالش می کشوندن و اون ها رو به نقض آشکار حقوق بشر و حقوق زنان محکوم می کردن!

به امید آگاهی و هشیاری تمام زنان عالم و رسیدن به مقام باکرامت انسانی در تمام جوامع...



[ جمعه 18 اسفند 1396 ] [ 14:14 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

بیشتر مردم معنی صحیح هوای نفس رو نمی دونن و فک می کنن هوای نفس فقط شامل فحشا میشه! بنابراین خودشونو جزء اون دسته از آدمایی نمی دونن که از هوای نفسشون پیروی می کنن! اما اشتباه می کنن!

هوای نفس چیز خیلی خطرناکیه که مبارزه با اون هدف اصلی زندگی بشریته و خداوند از اون به عنوان دشمن اصلی و پنهان یاد کرده؛ چرا که این مبارزه با هوای نفسه که بین انسان با حیوان تفاوت ایجاد می کنه؛ و ما اومدیم به این دنیا که آدم باشیم! (همین سه تا جمله ای که گفتم یه پست جدا می طلبه! اگه خواستی، بگو بنویسمش)

در قرآن آیات زیادی در مورد خطر پیروی از هوای نفس وجود داره و در بعضی جاها به طرز ترسناکی خدا صریحا می فرماید که هدایت سلب میشه از کسایی که پیرو هوای نفسشون هستن. (اعراف 176-جاثیه 23-قصص50-محمد16 و ...)

بنابراین لازمه تعریف صحیح هوای نفس رو بدونیم تا ببینیم چه وقتایی داریم از هوای نفس پیروی می کنیم.

Image result for ‫هوای نفس‬‎

هوا ینی خواسته

نفس ینی خود

انسان کلاً هر کاری که انجام میده(هرررر کاری؛ از ریزترین و جزئی ترین کارای روزمره تا بزرگترین تصمیمات سرنوشت ساز زندگی ش) دو حالت داره: یا برای خدا انجام میده یا برای غیرخدا

-          کارایی که به خاطر خدا انجام میشه، اسمش میشه عبادت (به تعبیر زیباتر، اسمش میشه عاشقی... چرا که فقط به خاطر خواستِ معشوق انجام شده)

-          کارایی که به خاطر غیرخدا انجام میشه، دو حالت داره: یا برای دل خودته یا برای خواستِ بقیه

              --اون کارایی که برا دل خودت انجام میدی، اسمش میشه هوای نفس

             --اون کارایی که برای خواست بقیه انجام میدی، اسمش میشه بردگی برای بقیه؛ که نه لذت این دنیایی داره، نه اجر اون دنیایی. ینی اوج بدبختیه که آدم به خاطر بقیه کاریو انجام بده و خودش هیچ سودی نبره! فعلا به این دسته هم کاری نداریم.

کارایی که برا دل خودت انجام میدی، حتی اگه بهترین کار دنیا هم باشه، کوچیک ترین ثوابی در آخرت برات نداره. حتی اگه نماز شب هم بخونی، حتی اگه به تمام مردم دنیا هم کمک کنی، حتی اگه روزه بگیری، حتی اگه یتیم سرپرستی کنی، اگه برا دل خودت باشه، فایده نداره. فوقش اجرت رو در همین دنیا میگیری. هر کاری که انجام بدی و سبک بشی، هر کاری که انجام بدی و خودت خوشت بیاد، هر کاری که انجام بدی و کیف کنی، هر کاری که انجام بدی و بگی آخیش، جزء این دسته محسوب میشه. مثلا وقتی شادیم و از فرط خوشحالی بالا پایین می پریم یا سور می دیم، مثلا وقتی عصبانی هستیم و داد می کشیم یا وسیله ای رو پرت می کنیم یا ناسزا میگیم، مثلا وقتی یه فقیری می بینیم دلمون براش می سوزه یهو و میریم کمکش می کنیم، مثلا وقتی کسیو تمسخر می کنیم یا با دوستمون شوخی می کنیم، مثلا وقتی به خاطر گشنگی میریم یه چیزی می خوریم، مثلا وقتی می خوابیم وقتی که خوابمون میاد، مثلا وقتی به خواستگاری بله میگیم صرفاً چون پولداره، مثلا وقتی دردل می کنیم با یکی در مورد مشکلاتمون تا سبک بشیم، مثلا وقتی از روی فضولی میریم سوال می پرسیم از این و اون، مثلا وقتی یهو هوس شکلات یا بستنی می کنیم و میریم می خریم می خوریم و ... هزاران هزارتا مثال می تونم بزنم از کارای روزمره مون که دقیقاً مصداق پیروی از هوای نفسه. ینی داریم از خواست خودمون پیروی می کنیم. ینی کارایی انجام میدیم که «دلمون می خواد»

Image result for ‫هوای نفس‬‎

حالا دین اسلام چی میگه؟

1-  دین اسلام میاد اول خواسته های خدا رو بهت میگه که در جریان باشی(احکام الهی)

2-  بعد بهت میگه در تمام طول زندگی ت، هر جایی که خواست خودت با خواست خدا یکی نیس، حق نداری از خواست خودت پیروی کنی(آیه 36 سوره احزاب) اگه پیروی کنی، اسمش میشه گناه! بگو خدایا خیلی الان دلم می خواست این کارو می شد بکنم ولی چون خلاف خواستِ توهه، انجامش نمیدم.

3-  بعد میگه توی اون کارایی هم که خواست تو با خواست خدا یکی شده، باز اون کارو نیت کن به خاطر خدا انجامش بدی، نه به خاطر دل خودت! تا اینجوری برات اجر عبادت بنویسن و به کمال انسانی نزدیک تر بشی(که این مرحله ی سوم رو ماها معمولا ازش غافلیم ولی بزرگان اینجوری بودن؛ فرق بزرگان با ماها اینه که نه تنها کارهای واجب و مستحب شون، که تمام شئون زندگی شون، ینی حتی راه رفتنشون، غذا خوردنشون و حرف زدنشون هم عبادته؛ فقط و فقط به خاطر خدا.)

این سه مرحله ای که گفتم، خلاصه «بندگی» بود که به زبون خیلی ساده برات توضیح دادم. بندگی ینی همون هدف اصلی خلقت ما و اومدنمون به این جهان که خداوند در آیه 56 سوره ذاریات می فرماید: «جن و انسان را نیافریدیم مگر برای بندگی»

این مطلبی که نوشتم امروز، مطلب خیلی خیلی خیلی مهمیه که از بزرگان یاد گرفتم... ینی اساس دینه... تقریباً میشه گفت این مطلب تمام رابطه ی انسان با خدا رو به طور خییییییییلی ساده و خلاصه و در حد فهم خودم، تعریف می کنه. اینو گفتم برا اونایی که تئوری شو نمی دونستن. شمام دعا کنین برای منی که میدونستم، لااقل عمل کنم. چرا که دونستن بدون عمل، فایده که نداره هیچ؛ حسرت هم به دنبال میاره.

حالا یه سوال... باید چیکار کرد که پیروی از هوای نفس رو در زندگی مون کم کنیم؟ راهکار تو چیه؟



[ دوشنبه 14 اسفند 1396 ] [ 08:16 ] [ *برف دونه* ] راهکار لطفا!

همون موقع که فیلم «محمد رسول الله(ص)» مجید مجیدی رو پرده ی سینماها بود، با دوستان خوابگاه رفتیم و دیدیمش. من خیلی وقته منتظر این فیلم بودم چون از سال ها قبل می گفتن که مجید مجیدی داره رو یه پروژه ی خیلی عظیم در مورد پیامبر (ص) کار می کنه که کار ساختش چندین سال طول می کشه و من همون وقت متعجب شده بودم که آخه مجید مجیدی رو چه به فیلم تاریخی!! O_o جدیداً این فیلم وارد سینمای خانگی شد و ما خریدیمش و دوباره تونستم فیلم رو با دقت بیشتری ببینم.

همون موقع که این فیلم رو دیدم خیلی خورد تو ذوقم. بعد از دیدنش، مصاحبه ی مجید مجیدی در مورد فیلم رو هم خوندم و بیشتر متاسف شدم.

نمی خوام ریشه به تیشه ی این کار بزنم؛ نمی خوام بی ارزش کنم این همه زحمت رو. نمی خوام ایراد بگیرم به کارگردان شناخته شده ی ایران که همیشه درد دین داشته. ولی معتقدم منصفانه باید نقد کرد، حتی سینماگران معتقد و مومن رو. چرا که قصد، تخریب نیس؛ باید منصف بود.

عمیقاً معتقدم در سینما (و کلاً هنر) قالب نباید بر محتوا چیره بشه. اتفاقی که دقیقاً در فیلم مجیدی افتاد! فیلمی که با آخرین روش های روز دنیا و با هزینه ی حدود 63 میلیارد تومن ساخته شد(بعضی ها عدد بیشتری ذکر می کنن) و در زمره ی فاخرترین فیلم های ایران و جهان از حیث فنی قرار گرفت، فیلمی که در مورد برجسته ترین و مقدس ترین شخصیت دینی مسلمانان عالم ساخته شد(اونم در شرایط بحرانی امروز که مردم دنیا دید منفی نسبت به اسلام و پیامبر اسلام دارن)، فیلمی که سازندگانش از همان ابتدا آن را پروژه ای بین المللی و برای مخاطب جهانی معرفی کردند و برای رسانه ای کردن خبر ساخت و اکرانش بسیار تلاش کردند(در واقع خیلی تو بوق و کرنا کردن!) و در ساخت اون از تیم های متخصص بین المللی استفاده شد(این که آیا واقعا این کار لازم بود یا نه، بماند!) و برای تایید صحت محتوا نه تنها از علمای داخل کشور که از بزرگان سایر فرق اسلامی(از جمله علمای الاظهر) مشورت گرفته شد، فیلمی زیباست که فقط زیباست! همین!! شاید یه مسلمون از دیدنش لذت ببره ولی یه غیرمسلمون تقریبا هیچی نمی فهمه!!! اگه بخوام خیلی رک بگم، باید بگم این فیلم با این همه دبدبه و کبکبه هیچ پیامی نداره! هر کسی که این فیلم رو دید، ازش پرسیدم که به نظرت پیام فیلم چی بود؟! هیچی! هیچ پاسخی نداشت.

من تحسین می کنم دغدغه ی ارزشمند آقای مجیدی رو، من تحسین می کنم که ایشون اینطور تلاش کرد برای اعتلا و معرفی شخصیت فخر کائنات و رسول مهربانی ها؛ اما ازشون این سوالو دارم که آقای مجیدی، شما که این همه زحمت کشیدید و سال ها تلاش کردید و با این همه هزینه این فیلم رو با نگاه بین المللی ساختید، شما یک لحظه خودتون رو بذارین جای مخاطب و به من بگید پیام این فیلم چی بود؟! مخاطب بعد از تماشای سه ساعت از فیلم شما، چی دستگیرش می شه؟ در یک جمله پیام فیلمتونو به من بگید!

Image result for ‫محمد رسول الله فیلم مجید مجیدی‬‎

جا داره اینجا یاد کنیم از فیلم ساز بزرگ سوری، مرحوم مصطفی عقاد سازنده ی فیلم «پیام» یا «الرساله» که در ایران به فیلم «محمد رسول الله» مشهور شد. فیلم این کارگردان هالیوودی با بایکوت مالی شدید سینمای غرب مواجه شد و هیچ حمایتی از طرف هالییود برای ساخت فیلمش نشد اما چنان مشهور شد و چنان تاثیر عمیق گذاشت بر مخاطب که هنوزم که هنوزه ما خیلی راحت برای یک غیرمسلمون، که وقت خوندن کتاب نداره، این فیلم رو معرفی می کنیم و میگیم خلاصه ی زندگی پیامبر اسلام رو می تونی در این فیلم به شکلی صحیح و با دیالوگ هایی به شدت عمیق و ماندگار مشاهده کنی.

«محمد(ص) از قلب ها وارد می شود، نه از دیوارها... و این پیروزی، جاودانه است.»

مصطفی عقاد می تونه ادعا کنه که فیلمش یک فیلم تاریخیه؛ ینی از یه جایی از تاریخ(بعثت)شروع میشه و به یه جایی(فتح مکه) ختم میشه و ماجراهای مهم تاریخی رو که در این سال ها رخ میده با محوریت پیامبر اسلام، بدون هیچ تحلیلی، و بسیار منظم و منسجم تعریف می کنه برای مخاطب و با دیالوگ هایی تاثیرگذار، شخصیت پیامبر رو به مخاطب نشون میده و قضاوت رو بر عهده ی اون میذاره. اون توی فیلمش به جزئیات شخصیت پیامبر نمی پردازه، در واقع فیلمش بیان سیره ی پیامبر نیس، اما با بیان تاریخ مسلم اسلام، مخاطب خودش می رسه به این نتیجه که پیامبر چه شخصیت والایی داشت و چه پیام باشکوهی رو برای بشریت آورد.

Image result for ‫محمد رسول الله مصطفی عقاد‬‎

اما فیلم مجیدی اصلا اینطور نیس! فیلمش اصلاً تاریخی نیس. اتفاقاً خیلی آشفته ماجراهای تاریخی رو ذکر می کنه؛ کسی که مسلمون نباشه که هیچی! اصلا کلا چیزی نمی فهمه! اگه هم مسلمون باشه، فقط اگه اهل مطالعه باشه یه چیزایی دستش میاد که چی به چیه! فیلمش سیره هم نیس! چون توش چیزی از مکارم اخلاق پیامبر نمی بینی اصن! این فیلم صرفاً یک توصیف پراکنده ی هنری-ادبی-عاشقانه ی زیباست از دوران کودکی پیامبر! همین! و جالبه که مجیدی با این تاکیدی که بر نگاه برون مرزی و مخاطب جهانی فیلمش داشته، از تمام ابعاد وجودی پیامبر، صرفاً دست گذاشته روی "مبارک و پربرکت" بودن این وجود نازنین که اتفاقا برای مردم عالم، مشخصا غیرمسلمون ها، خیلی جذابیت نداره و چیز جدیدی نیس! چون اون ها معتقدن مسیح هم پربرکت بود و ذکر معجزه هایی که نعمت برای مردم نازل می کرد، در کتاب مقدس چندین بار اومده! مریم مقدس هم پربرکت بود! حواریون و حتی بسیاری از کشیش ها هم مایه ی خیر و برکت برای مردم بودن! پیروان سایر ادیان هم همینطور؛ اون ها هم معتقدن که شخصیت های مذهبی و مقدس شون، پربرکت بودن و هرجا پا میذاشتن، اونجا پر از آب و غذا و نعمت و برکت می شد!! آیا پیامبر اسلام، حتی در کودکی، فقط پربرکت بودن؟! آیا چیز دیگه ای در زندگی ایشون و شخصیت ایشون نبود که بشه به عالم معرفی کرد؟!

از بزرگ ترین ایرادات محتوایی فیلم، بی منطقی اون هست. منطق فیلم ایرادات اساسی داره. قطعا برای مخاطب، مشخصا مخاطب خارجی این سوال پیش میاد که چطور این فرزند بابرکت و معجزه گر، می تونه دایه ش، حلیمه، رو از بیماری و مرگ نجات بده، اما مادرش رو نمی تونه؟!! می تونه قبیله ای غریب در ساحل رو با معجزه ی ماهی های دریا، از گرسنگی نجات بده اما گرسنگی یاران خودش رو در شعب ابی طالب نه؟!!!

مجیدی در مصاحبه ش گفته که می خواد با فیلمش به مردم دنیا بفهمونه که حضرت محمد(ص) حقیقتاً کیه تا دیگه دلشون نیاد علیه ش کاریکاتور موهن بکشن و ایشون رو به خشونت و جنگ طلبی و مسائل منفی دیگه متهم کنن. من از آقای مجیدی سوال می پرسم که الان مثلا شما می خواستی بگی پیامبر ما خیلی خوبه خیلی صلح طلبه خیلی مهربونه چون در بچگی پربرکت بوده؟! آیا کسی که در کودکی پربرکت بوده، نمی تونه در بزرگسالی خشن و جنگ طلب باشه؟! این چه منطقیه؟! :-/

Image result for ‫محمد رسول الله فیلم مجید مجیدی‬‎

شاید یه مسلمون از دیدن این فیلم خرسند بشه، احساساتی بشه، لذت ببره. بگه وای چقد قشنگ بود! آخی قدرت خدا رو ببین پیامبرش چقد بابرکت و مبارک بود! آخی طفل معصوم هم پدرش رو از دست داد هم مادرش رو... و براش اشک بریزه. صحنه های مربوط به حمله ی لشکر ابرهه، صحنه اون قبیله ی ساحل نشین، صحنه برداشت گل محمدی در اون باغ باصفا، اینا همه از صحنه های زیبای این فیلمه که به شدت مخاطب مسلمون رو-که ماجراهای زندگی پیامبرش رو می دونه- تحت تاثیر قرار میده.

اما واقعیت اینه که برای مخاطب غیرمسلمون، اصلا اینطور نیس! دیالوگ های بسیار پیچیده و ادبی به همراه playbackهای سردرگم کننده، فهم همون یه ذره بُعد تاریخی فیلم رو هم از مخاطب خارجی دریغ می کنه! اتفاقات ناپیوسته و کلیشه ای –که از نظر تاریخی هیچ ربطی به هم ندارن و فقط همه شون می خوان تاکید کنن که این کودک، خیلی بابرکت هست- برای مخاطب غیرمسلمون خسته کننده ست.

و از همه بدتر، پایان نامعلوم فیلم هست! انسان حالت منتظر داره آخر فیلم... و ناخودآگاه میگه: همین؟! تموم شد؟!!

سوالی که باید از مجیدی پرسید، اینه که اگه این فیلم برای مخاطب مسلمان اینطور تیکه تیکه ساخته شده چون مسلمون ها خودشون همه ی این حوادث تاریخی رو از حفظن، پس اصن چرا باید این همه هزینه بشه برای چیزی که مردم خودشون می دونن؟! اگه هم فیلم برا مخاطب خارجیِ غیرمسلمان ساخته شده، چرا اینطور مشوش و تیکه تیکه و بی منطق؟!

Image result for ‫محمد رسول الله فیلم مجید مجیدی‬‎

طبق روند همیشگی نقد نوشتن های من از یک فیلم، ابتدا متن این پست نوشته شد و بعداً رفتم ببینم منتقدین سینما در مورد این فیلم چیا گفتن. جالبه که تمام منتقدین هم مث من معتقدن که فیلم نامه ی این فیلم اینقد ضعیف بوده که کل هزینه ساخت این فیلم رو میشه هدر رفته تلقی کرد!! فراستی، منتقد مشهور سینما، فیلم محمد رسول الله مجیدی رو یک فیلم مشوش و مغدوش معرفی کرده و واژه ی جالبی برای توصیف این فیلم به کار برده: ابتر! من پیشنهاد می کنم حتما نقد کامل فراستی رو بخونی، چون واقعا حرف دل مخاطب رو می زنه و به نکات مهم دیگری هم اشاره کرده که شاید در نگاه اول، به دلیل جاذبه ی تصویری فیلم، پنهون مونده باشه ولی حقیقتا با کمی دقت به چشم میاد.

منتقد دیگه ای در نقد به شخصیت پردازی ضعیف این فیلم، گفته: « حمزه ی مجیدی را که می بینی ناخودآگاه دلت برای آنتونی کوئین تنگ می شود و آن هیبتش!»

من فک می کنم این جمله از یکی از منتقدین دیگه ی سینما، بهترین توصیفی باشه در وصف این فیلم مجیدی: " فیلم بصورت پله وار تنها قصد داشته آنچه را که در روایات آمده به تصویر بکشد و برنامه ای به جهت ارتباط دادن این داستان ها به یکدیگر در قالب یک قصه واحد نداشته است. در واقع محمد رسول الله(ص) بیشتر شبیه چند تکه کلیپ مذهبی است که به یکدیگر متصل شده اند و تشکیل یک فیلم واحد را داده ان!!"

نمی دونم، من متخصص سینما نیستم، شاید واقعا لازم باشه برای رسیدن به جایگاه تاثیرگذاری در سینمای دنیا، اینقد هزینه کنیم و خراب کنیم تا کم کم دستمون بیاد که چجوری یه کار فاخر و تاثیرگذار برای سینمای جهان تولید کنیم. هرچند این سوال برا آدم پیش میاد که واقعاً ضعف در سناریو و شخصیت پردازی ها، چیزی نبود که بشه از همون اول تشخیص داد و این همه هزینه نکرد؟!

همیشه از این متاسفم که ما مسلمون ها، این همه حرف مهم و تازه برای گفتن به دنیا داریم و نمی گیم! حتی وقتی که از نظر فنی و تکنولوژی پیشرفت می کنیم!!!

امیدوارم در آینده شاهد فیلمی بهتر، مدون تر، منطقی تر و موثرتر در مورد مقدس ترین و برترین شخصیت عالم اسلام باشیم.





[ سه شنبه 8 اسفند 1396 ] [ 11:24 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

اصن بدیِ غرور –این رذیلت اخلاقی ویران کننده- اینه که به هیچ وجه قبول نمی کنی این رذیلت رو داری!!! :)



[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 18:24 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

از لحاظ تعادل خرد و احساس، معتقدم بهترین آدم ها کسیه که زندگی ش سرشار از احساساته و اونا رو نشون میده ولی در تصمیم گیری ها با خِرد کارشو پیش می بره و احساسات رو درگیر نمی کنه... و بدترینشون کسیه که آدم خشکیه و تا می تونه از نشون دادن احساساتش جلوگیری می کنه و انتظار داره همه احساساتش رو درک کنن، ولی در پیچ و خم های مهم زندگی ش با احساسات تصمیم می گیره!



[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 18:23 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

من می فهمم چرا شیطان و ایادی اون(که مروّجین فرهنگ غربی اصلی ترینشون هستن)، دوس دارن که عملِ زشتِ زنا توی دنیا منتشر بشه. دلایل زیادی داره، مث مشغول شدن بیش از حد انسان به شهوت های پست و خارج شدن از مدار تفکر، از هم پاشیدن خانواده ها که منجر میشه نسل بعد قوی و متفکر و اخلاق مدار تربیت نشن(و اساساً انسان زنازاده خیلی سخت تر از حالت عادی مسیر تکامل و سیر الی الله رو طی می کنه)، افزایش مصرف گرایی که همیشه موجب شادی سرمایه داران و مافیای تجارت کالا هست، درگیر شدن انسان ها با عشق های نامشروع و شکست های عشقی و ماجراهای مربوط به اون و در نتیجه غفلت از اعمال و رفتار سیاستمداران و قدرتمندان و حساس نبودن روی چپاولگری های اون ها و اتفاقات تعیین کننده در دنیا و جنگ ها و ... خلاصه اینکه منم اگه جای مافیای زر و زور و تزویر بودم، به کمک رسانه ها و انواع تهاجم های فرهنگی، این عمل رو ترویج می کردم!

اما چیزی که نمی فهمم تاکید عجیب استکبار بر ترویج همجنس گرایی هست! ینی سردمداران غرب چنان تاکید دارن روی ترویج این عمل پلید و با چنان سرعتی دارن به کشورها فشار میارن که قانون به رسمیت شناختن همجنس گراها رو تصویب کنن که آدم متحیر میشه واقعا... که علت چیه؟ انسانِ زناکار به درد سیستم سرمایه داری و طاغوتی غرب می خوره، ولی انسان همجنس گرا به چه دردش می خوره؟!

همجنس بازی داره به ناموس غرب تبدیل میشه!! در بسیاری از کشورهای غربی، به هیچ وجه نمیشه حتی اندکی علیه ش صحبت کرد چه برسه بخوای بهش بتازی... یک عمل کریهِ غیرطبیعی! که به هیچ وجه با فطرت انسان که هیچ، حتی با جسم انسان هم سازگار نیس!... اما واقعا چرا غرب تا این حد روش تاکید داره؟  تلاش عجیب غرب برای ترویج این عمل پلید و به رسمیت شناختن اون به عنوان یک سبک زندگی معمولی انسانی، این سوال رو در ذهن انسان ایجاد می کنه که واقعاً یک انسانِ همجنس گرا چی داره که انسانِ زانی نداره و این تا این حد به دردِ غرب می خوره؟! یک انسان اگه از مرحله زانی بودن رد بشه و به مرحله ی پست ترِ همجنس باز بودن برسه، چه اتفاقی درش میفته که شیطان اینقد مشتاقشه؟!

این سوال مدتیه که ذهن منو مشغول کرده... همجنس بازها به بسیاری از مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی دنیا نفوذ کردن... این قضیه اتفاقی نیس... واقعاً چه چیزی پشت این ماجراست؟!

اگه کسی تحلیلی داره، لطفا منو در جریان بذاره...ممنون

توضیحات : میشه خواهش کنم عاجزانه که همه جواب بدن لطفا؟! می دونم اینجا دیگه اینقد سوت و کوره که خیلی کسی بهش سر نمی زنه، ولی اگه کسی اومد، لطفا حتما جواب بده... من نیاز دارم تحلیل های بقیه رو بدونم در این زمینه.ممنون



[ پنجشنبه 3 اسفند 1396 ] [ 05:14 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

ببین بذار راحتت کنم: ما این جناح و اون جناح و این حزب و اون دولت و اینا نداریم... آدمای مملکت ما از همون قبل از انقلاب تا الان دو دسته بیشتر نیستن: حزب اللهی ها، حزب شیطان ها(به این دسته ی دوم میگیم لیبرال!)

حزب اللهی ها تفکراتشون سالمه، ایمانشون درسته، استکبارستیز هستن و تکیه شون فقط به خداست... منتها ایراد اصلی شون (که خیلی هم ضربه می زنه به کشور و اسلام) کم کار بودن و غیرمنسجم بودنشونه. تفکر سالمه ولی عمل، کنده. وقتی عمل نباشه یا عملِ صحیح و موثر نباشه، تفکر و ایمان سالم هم به درد اسلام و مسلمین نمی خوره. خیلی هاشون تنبلن، خیلی هاشون بی تفاوتن، خیلی هاشون فقط حرف می زنن! خیلی هاشون که اصن درگیر خودشونن، نمی تونن بقیه رو تحمل کنن؛ نمی تونن کار گروهی و تشکیلاتی بکنن، نمی تونن با موانعی که هست، کار بکنن، زود خسته می شن، زود می برن، زود میرن یه گوشه کز می کنن که خدایا تو شاهدی من می خواستم برا اسلام کار کنما، اینا نذاشتن!! خیلی هاشونم درگیر کارای مختلف می شن و در واقع هیچ کاری نمی کنن! و البته همیشه معتقدن که اتفاقاً خیلی هم دارن جهاد فی سبیل الله می کنن!!! به عبارتی، اولویت ها رو تشخیص نمی دن... و البته خیلی هاشونم هیچ کدوم از این ایرادها رو ندارن، و میشن یکی مث چمران، همت، زین الدین، ابراهیم هادی، شهریاری، احمدی روشن، قاسم سلیمانی، محسن حججی... که نامشون برای همیشه در آسمانِ انسانیت می درخشه.

دسته ی دوم، ظاهراً اونقد هم شاید بد نباشن که اسمش روشه، اصن شاید خیلی هاشون خودشونم متوجه نیستن که جزء حزب شیطانن! خیلی هاشونم مذهبی ان اتفاقا. مسئله اصن مذهبی بودن و نبودن نیس. مسئله حتی انقلابی بودن و نبودن و یا از لانه جاسوسی بالا رفتن و نرفتن هم نیس! مسئله عمق تفکر یک شخصه. تفکر، تفکر اسلامی ناب نیس. تفکر تفکر لیبرالیه. نه اینکه خودشون آدم های لیبرال و بی قید و بندی باشن، نه! خیلی هاشون نماز و روزه شونم پا برجاست اتفاقاً. خیلی هاشون که الحمدلله حوزوی هم بودن و هستن!! اما تهِ قلبشون همیشه با غربه! همیشه –و گاهی ناخودآگاه- یه ابهتی در غرب می بینن... تفکر سرمایه داری و لیبرالی غرب یه هیمنه ای داره براشون... طاغوت براشون جلوه کرده... شاید خودشون هم خبر نداشته باشن و وقتی بهشون بگی انکار کنن و حتی یه بد و بیراهی هم به غرب و آمریکا بگن... اما اگه اعمال و رفتارشون رو بررسی کنی، حرفاشون رو حلاجی کنی، یه کم وقت بذاری و لایه های ذهنشون رو موشکافی کنی، در عمق تفکراتشون می رسی به جایی که آشکارا خلاف آیه ی قرآن یا سخن صریحِ معصومه؛ بذار بی پرده بگم، اینا یه جایی ریشه ی تفکرشون، اون تهِ ته ِ تهِ اعتقادات و جهان بینی بنیادین و ایدئولوژیک شون طاغوت رو خدا گرفتن، نه الله رو! بعضی هاشونم که آشکارا این اعتقادات لیبرالی شون رو به زبون میارن و دوس دارن کل مملکت هم مث خودشون برای تفکر لیبرالی غرب (با تمام ابعاد و زوایای مختلفش) دولا بشن و سجده کنن!

واضحه که امام خمینی(ره) در زمره ی گروه اول بود و الان هم حضرت آقا در زمره ی این گروه هستن. اما متاسفانه بسیاری از مسئولین کشور، حتی مسئولین بلندپایه ی کشور، و همچنین بسیاری از افراد تاثیرگذار در سیاست یا اقتصاد یا فرهنگ کشور(که شاید خیلی هم تو چشم نباشن) جزء دسته ی لیبرال ها هستن. باورش سخته ولی اینقد لیبرال ها در کار رهبر و سایر مسئولین که حزب اللهی هستن، سنگ اندازی کردن تو این 40 سال که حد نداره... هر چی زمان داره می گذره، بیش از پیش، دارم به این قضیه پی می برم. این که میگم سنگ اندازی، ممکنه یکی بگه خب شاید تفکر لیبرال ها درست باشه! بحثم فعلاً درست و غلط بودنش نیس، بحثم اینه که خوبه بعد از 40 سال انقلاب، مردم بفهمن که هنوز تفکر اسلامی توی کشور پیاده نشده اصن... ینی هنوز پیاده نشده که ببینیم اصن کارامد بوده یا نه! این خیلی عصبانی کننده ست. مثلاً در حوزه ی آموزش و پرورش، در علوم انسانی، در بحث رسانه، در کللللل بحث اقتصاد، تو تصویب خیلی از قوانین، و در بسیاری از بخش های این کشور، اصلاً تفکر حزب اللهی حاکم نبوده، حاکم که چه عرض کنم، حتی دخیل نبوده. ولی چون حکومت اسمش جمهوری اسلامیه، مردم دائماً فک می کنن که این بخش ها هم دست حزب اللهی ها بوده.(و البته رسانه های غربی هم خوب آتش این فکر رو داغ می کنن!) ینی ناخودآگاه فک می کنن تمام کشور اسلامیه، بعد از خودشون می پرسن پس چرا اینقد مشکلات داریم؟! پس لابد اسلام و حکومت اسلامی و کلاً حکومت دینی کارامد نیس... مردمی که چنین فکری بکنن، به نظرت آیا برای ظهور یک منجی الهی و برقراری یک حکومت دینی جهانی تلاش می کنن؟! براش حتی دعا هم نمی کنن دیگه!!

این که واقعاً کدوم تفکر(تفکر حزب اللهی یا تفکر لیبرالی) بیشتر به درد مردم و مملکت می خوره، با یکم(فقط یکم) مطالعه ی تاریخی قابل حله. کافیه انسان یکم تاریخ صدر اسلام و تاریخ اهل بیت و بعداً تاریخ همین صد سال اخیر ایران و جهان رو مطالعه کنه تا بفهمه که کدوم تفکر برای کل انسانیت (و تبعاً مملکت ما) مضره و کدوم مفیده. چون تا دنیا دنیا بوده، یه عده تفکر الهی داشتن یه عده تفکر طاغوتی.

و اگه کسی می خواد خیلی عمیق تر بدونه، کافیه اندکی از نظریات جامعه شناسی که پایه های تفکر لیبرال و سکولار بودن رو مطالعه کنه تا بفهمه آیا عقل می پذیره چنین تفکری رو یا نه. همچنین می تونه یه تحقیقی هم بکنه در زندگی مردم عامه در کشورهای سکولار و لیبرال غربی در چند قرن اخیر.

بنده معتقدم کشور ما 40 ساله از حکومت طاغوت رها شده ولی هنوز از تفکر طاغوتی رها نشده. هنوز این تفکر مث یه پیچک سمج، در تار و پود اقتصاد و سیاست و فرهنگ این کشور تنیده شده و دست و پای نظام رو بسته تا نتونه اسلام رو پیاده کنه. در حوزه ی سیاست، تشخیص مسئولین لیبرال خیلی آسون تره، ولی در سایر حوزه ها، متاسفانه خیلی از این افراد قابل تشخیص نیستن و در لباس مذهبی ها دارن ضربه های جدی به اسلام و کشور می زنن. این وسط کم کاری و بی تفاوتی و تنبلی حزب اللهی ها هم میدون رو برای لیبرال ها باز کرده... به همین دلیل معتقدم اون ها هم به اندازه ی لیبرال ها در ضربه به کشور مقصرن.

امیدوارم ببینم روزی رو که ملت ما خودشون با دست های خودشون این تفکر رو در کشور، ریشه کن کنن تا ما ببینیم این اسلامی که خمینی برامون آورد، چه میوه ای میده. مطمئنم میوه ی شیرینی خواهد بود...



[ یکشنبه 29 بهمن 1396 ] [ 10:11 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

این کیهانِ روز پنجشنبه 12 بهمن سال 57ه که توی آرشیو روزنامه ای پدر پیداش کردم.

چه حس خوبیه برای یک ملت که بعد از تلاش های چند ساله و کلی شهید دادن، بلاخره قیام شون نتیجه داد و کشور رو گرفتن از چنگال ابرقدرت ها و دادن به دست مردی از جنس خدا... مردی از نسل فاطمه(س)...

انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده ی شگفت انگیز در تمام اعصار بود و ابعاد مختلفی داره که حقیقتاً با چند تا مستند دیدن به دست نمیاد... باید بریم در موردش کاملاً مطالعه کنیم و ابعاد مختلفش رو مورد بررسی قرار بدیم تا بتونیم در موردش اظهار نظر کنیم... کاش اونایی که با چهارتا شعار مخالف دادن مردم تو خیابون ها، به طرز مضحکی فک می کنن تو ایران باز داره انقلاب میشه برن یکم جامعه شناسی و تاریخ انقلاب های دنیا رو بخونن تا بفهمن که اساساً پدیده ای به اسم انقلاب چجوری شکل می گیره... اون وقت می فهمن که این چهارتا شلوغ بازی و اغتشاش، حتی الفِ انقلاب هم نیس! :)

در تمام این سال ها، همیشه برامون از فداکاری بزرگ مردان جبهه ی دفاع مقدس گفتن، از شهدای جنگ، از جانبازها و فرماندهان شجاع ایرانی... البته که اون ها ستارگان بزرگ تاریخ این مرز و بوم باقی می مونن... ولی کمتر به ما از انقلابی ها گفتن، از کساییه که جونشون رو، آبروشون رو، حتی ناموسشون رو برای انقلاب دادن... گفتنش آسونه، ولی وقتی فک می کنی با رژیمی طرف بودی که خفقان مطلق بود، و مردم از ترس ساواک حتی نظرات سیاسی شون رو به نزدیک ترین دوستانشون هم نمی تونستن منتقل کنن، تازه می فهمی انقلابی ها چقد زحمت کشیدن و چه ابرمردها و ابرزن هایی بودن که از راحتی و خوشی زندگی شون زدن و با شجاعت مثال زدنی شون تونستن پایه های این انقلاب عظیم رو بکارن... مردها و زن هایی که شاید اسم هاشونو ندونیم اما قطعاً پیش خدا بسیار ارزشمندن و من به همه شون افتخار می کنم...

برای این کشور عزیز، این خاک مقدس، این ایران زیبا و مقتدر، خون های زیادی ریخته شد، چه قبل از انقلاب، چه بعد از انقلاب.... کاش قدرِ این خون ها رو بدونیم و نذاریم پایمال بشن... کاش همیشه رو کشورمون تعصب داشته باشیم و اینقد حرف های دشمنان قسم خورده ی این کشور رو باور نکنیم و از اون ها تبعیت نکنیم... و اجازه ندیم کسی کشورمون رو، ملت مون رو، فرهنگ مون رو، دین مون رو، رهبرمون رو و نظام مون رو تحقیر کنه...

Related image

خداوند دید که اون مردم برای خدا از جان و دل قیام کردن و از هیچ چیز جز خدا نترسیدن، پس به اون مردم شجاع و مومن عنایت کرد و براشون رهبری از نسل فاطمه(س) و شجاع و مقتدر، عالم و عارف بالله فرستاد تا با هدایت اون، طاغوت رو زمین بزنن و به سمت نور حرکت کنن... و بعد از اون هم، عالمی دیگه رو جانشین اون برای این کشور قرار داد که برای ما نسل سومی هایی که خمینی رو ندیدیم، قطعا مث خمینی در دل هامون جا گرفته و به وجودش افتخار می کنیم.

ولایت، قطعاً نعمت بزرگیه که خدا به هر ملتی نمیده... اگه قدرش رو ندونیم، از دستش خواهیم داد... حکومت جمهوری اسلامی، هرچند تا اسلامی شدن کامل، بسیار فاصله داره و نقدهای زیادی بهش وارد هست، اما من به عنوان یک نسل سومی، یک دهه ی شصتی، با افتخار اعلام می کنم که عاشق این نظام هستم و اونو با تمام ایراداتی که داره، با تمام ضعف هایی که داره دوست دارم و برای رفع ایراداتش تا جایی که بتونم تلاشمو می کنم و سعی می کنم به جای غر زدن، درستش کنم در حد وسع خودم و یک تار موشو به این همه کشور در دنیا نمیدم... چون درک می کنم که این حکومت با انقلاب تشکیل شد، ینی از صفر (حتی زیر صفر) و الان فقط 39 سال ازش گذشته... و در این 39 سال، شاید نصفش رو درگیر بود دائماً با موانعی که می خواستن ریشه ش رو بزنن... از جنگ های خارجی دشمنان بگیر تا منافقین و و نفوذی ها و فتنه ها و کج فهم ها و خشک مغزها و لیبرال ها... و البته که مبارزه هنوز ادامه داره...بنابراین خیلی مسخره ست که اونو مقایسه کنیم با کشورهایی که قرن هاست جنگ به خودشون ندیدن و هرگز اینو تجربه نکردن که تمام کشورها علیه ش متحد بشن و از آخرین حربه ها علیه ش استفاده کنن.

دهه ی فجر انقلاب اسلامی ایران رو تبریک میگم به همه ی مومنین جهان... نه فقط ایرانی ها... چرا که وقتی دهه ی فجر میشه، بسیاری از دوستان خارجی من که مومن هستن، بهم تبریک میگن و برای این حادثه ی حماسی 40 سال پیش، در کشورهای خودشون جشن میگیرن...اون هایی که از اون ور آب دائماً پیگیر مسائل داخل کشور هستن و به ما تذکر میدن که مبادا انقلاب رو تضعیف کنین، مبادا رهبرتون رو تنها بذارین، مبادا به دشمنان تون روی خوش نشون بدین... بدونین که تنها نیستید و قلب های ما از سراسر دنیا با شماست... و چشم امید ما به شماست... و کشورِ قلب های ما کشور اسلامی شماست.

من یک نسل سومی ام... وقتی به دنیا اومدم که امام خمینی عزیز از دنیا رفته بود... اما افتخار می کنم که در این دوره از کشورم به دنیا اومدم... افتخار می کنم که این حکومت، یک حکومت ولاییه و معتقدم این حکومت همون حکومتیه که سال ها تمام 124 هزار پیامبر و اولیا خدا قصدِ تشکیلش رو داشتن و موفق نشدن...  و معتقدم که این حکومت، اگر ایرادهاش برطرف بشه، بهترین الگوی سیاسی برای تمام مردم دنیا خواهد بود...

و روزی مردم ایران و تمام مردم عالم اینو خواهند فهمید که حکومت های طاغوت همگی ناکارامد هستند و باید فقط به یک حکومت الهی پناه ببرن... به امید اون روز...



[ شنبه 14 بهمن 1396 ] [ 11:20 ] [ *برف دونه* ] تبریک

اینو یادته قبلاً گفته بودم؟!

جالبه که من خودم چند سال پیش در مورد موسیقی به این نتیجه رسیده بودم اول، بعداً با این حرف های امام مواجه شدم که برام خیلی جالب بود و مطمئن شدم که نتیجه ی تجربی ای که خودم به دست آوردم، ظاهراً صحیح بوده. حتی برام جالبه که امام از واژه ی تخدیر و مخدر استفاده کرده، در حالی که من این حرف های امام رو قبل از نوشتن اون پست نخونده بودم!!!!

یادمون باشه که امام خمینی(ره)، قبل از اینکه یک انقلابی و سیاستمدار باشن، یک فقیه و عالم دینی و یک عارف بزرگ در عصر ما بودن که دوست و دشمن به علم ایشون اعتراف کرده و می کنن...

بحث ایشون که کامل ترش در جلد 8 صحیفه هست و من قسمت هایی ش رو برات در ادامه میذارم، کاملاً دلسوزانه ست وگرنه اگه یک سیاستمدار قدرت طلب بودن، قطعاً جوانان رو به موسیقی و انواع سرگرمی های تخدیرکننده تشویق می کردن تا کاری به کار حکومت نداشته باشن و سرشون گرم باشه تا بتونن بچاپن! رادیو و تلویزیون مون که خیرسرشون به این حرف ها عمل نکردن!!! لااقل ما حرف های دلسوزانه ی این پدرِ پیرِ امت رو در سبک زندگی شخصی مون جدی بگیریم تا روحمون سالم تر بمونه:

«از جمله چیزهائی که باز مغزهای جوان ها را مخدر می کند و تخدیری است موسیقی است. موسیقی اسباب این می شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد تبدیل می شود به یک مغزی غیر آن کسی که جدی باشد، از جدیت انسان را بیرون می کند و متوجه می کند به جهات دیگر... موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش می آید، لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشاند، دیگر یک جوانی که عادت کرد که روزی چند ساعت را با موسیقی سر و کار داشته باشد (که اینها شاید اکثر رادیوشان و تلویزیون شان از همین قسم ها بود) یک جوانی که اکثر اوقاتش را صرف بکند پای موسیقی و اکثر اوقاتش را صرف بکند در اینکه پای موسیقی بنشیند و اینها، این از مسائل زندگی و از مسائل جدی بکلی غافل شود، عادت می کند، همانطور که به مواد مخدره عادت می کند. کسانی که به مواد مخدره عادت می کنند، دیگر نمی توانند یک انسان جدی باشند که بتوانند در مسائل سیاسی فکر بکنند. فکر انسان را موسیقی جوری کند که دیگر نتواند در غیر همان محیط موسیقی و مربوط به شهوات و مربوط به موسیقی نتواند اصلش فکرش را بکند... موسیقی با تریاک فرق ندارد، تریاک یک جور خلسه می آورد این یک جور خلسه می آورد.»




[ پنجشنبه 12 بهمن 1396 ] [ 23:58 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

تعداد کل صفحات : 104 ::     ...  4  5  6  7  8  9  10  ...