!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




چقد خوبه که این روزا یکم از دست این شبکه های مجازی اندرویدی خلاص شدیم و یه نفسی کشیدیم!

انسان همیشه به دنبال راهیه که راحت تر ارتباط برقرار کنه و راحت تر احساسات و عقایدش رو به اشتراک بذاره، در حالی که نمی دونه این ارتباط راحت تر و سریع تر، نه تنها موجب نزدیک شدن دل ها به هم نمیشه، نه تنها اندیشه ها رو باز نمی کنه، نه تنها دنیا رو بهتر نمی کنه، بلکه وقت ها رو تباه می کنه و زندگی شو پر از تشتّت و تنش می کنه...

این که ارتباط با چند صد نفر از دوستان و آشنایانت در گوشی همراهت و همیشه و همه جا میسر باشه، الزاما چیز خوبی نیس... اینو وقتی می فهمی که یه چند روزی دسترسی ت به این ارتباطات قطع میشه و یکم نفس می کشی!! مث کسی که داشته روی تردمیل میدوییده ولی حتی یه متر هم جابجا نمی شده و حالا که تردمیل رو خاموش کردن، تازه داره یه نفس راحت می کشه و تازه می فهمه که اصن جابجا نشده!!

انصافاً چند نفر از ماها از این ارتباط آسان و همه گیر استفاده ی خدایی می کنیم؟!

توضیحات1 : سر این جریانات اخیر خیلی خوشحال شدم که تلگرام و اینستاگرام رو بستن... هرچند خودم خیلی باهاشون این روزا کار داشتم، ولی واقعا معتقدم با این بی فرهنگی مجازی موجود در جامعه ی ما، خیلی خوب کاری کردن که موقتا مسدودشون کردن، چون واقعاً مردم هر چرت و پرتی که به ذهنشون می رسید، منتشر می کردن و اصن نگاه نمی کردن که چقد تحلیل ها و اخبارشون منطقیه، چه برسه به این که اصن صحت داشته باشه!! چه این وری ها چه اون وری ها! مشکل اصلی فضای مجازی ما، سم پاشی های دشمن نیس... مشکل اصلی عمل نکردن مردم ما به همین یه آیه از قرآنه که در سوره ی مبارکه ی اسرا آیه ی 36 می فرماید: «از چیزی که بدان علم نداری، پیروی نکن زیرا که از چشم و گوش و دل ها، از همگی سوال خواهد شد» و یا این حدیث از پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: «در دروغگویی انسان همین بس که هر چه را که شنید، نقل کند!!»

توضیحات2 : نقد مفصلی دارم به شبکه های اجتماعی امروزی، که نزدیکه یه ساله می خوام بنویسم، هنوز فرصت نشده!! دعا کن به زودی بنویسمش! :|

توضیحات3 : هیچی مث وبلاگ نویسی نمیشه...واقعاً متعجبم از کسایی که به بهانه ی تلگرام و اینستاگرام، دست از وبلاگ نویسی برداشتن!! واقعا چه شباهتی بین این ها هست؟!!! وبلاگ کجا، تلگرام و اینستاگرام کجا؟!!!! 



[ چهارشنبه 13 دی 1396 ] [ 12:16 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

کریسمس رو به همه ی ارمنی ها و مسیحی های عزیز تبریک میگم به عنوان یک عیدِ صوریِ مذهبی

نه به عنوان میلاد حضرت مسیح(ع)!

چون این تاریخ، طبق اعتقاد مورخین مسیحی هم حتی جعلیه!

سال هاست که رسانه ها به مردم دنیا گفتن تقویم میلادی بر اساس میلاد حضرت عیسی مسیح(ع) بنا شده، در حالی که این تقویم هیچ ربطی به این واقعه ی تاریخی نداره!

اولاً روز میلاد این پیامبر بزرگ خدا رو 25 سپتامبر می دونن، ینی در زمستان. اما طبق آیات کتاب مقدس، ایشون نمی تونن در زمستون به دنیا اومده باشن. مثلاً در لوقا 2: 1-8 می فرماید: «مریم طفل خود را در طویله ای در شهر بیت لحم به دنیا آورد. در آن زمان، چوپان ها در صحرا به پاسبانی گله های خویش مشغول بودند.» اما در منطقه بیت لحم(که یه شهر کوچیکه نزدیک اورشلیم یا همون قدس خودمون)هرگز زمستون ها هوا طوری نیست که بشه گوسفندها رو ببری چرا! مورخین معتقدن که طبق این آیه از کتاب مقدس و یه سری آیات دیگه، حضرت عیسی باید تو یه تاریخی حدودای آخرای تابستون یا اوایل پاییز به دنیا اومده باشن. جالب اینه که تا دو قرن اول میلادی، روز تولد حضرت عیسی(ع) رو 6 ژانویه می دونستن!!! اما بعدش کلیسای کاتولیک روم، این تاریخ رو به 25 سپتامبر تغییر داد!! علت این تغییر رو بعضی از مورخین، یه موضوع سیاسی می دونن. میگن در اون موقع، بسیاری از اروپایی ها مسیحی نبودن و خدای خورشید (میترا) رو می پرستیدن که تولدش 25 سپتامبر بود. کلیسای روم برای از یاد رفتن این خدا، این طوری اعلام کرد که میلاد حضرت مسیح(ع) در این تاریخه!! ینی به همین راحتی قضیه جعل شد!!

ثانیاً در کتاب های تاریخی میلاد حضرت مسیح رو در زمان پادشاهی «هِرودِ کبیر» می دونن... در حالی که هرود، در سال یک قبل از میلاد از دنیا رفته بود!! بیشتر مورخین رومی (مث کاسیودوریوس، ایرنیوس، ترتولیان، جولیوس، اپیوانیوس و ...) میلاد حضرت مسیح رو 2 تا 3 سال قبل از میلاد می دونن... ینی مثلاً الان که سال 2018 میلادی هست، اینطور نیس که میلاد حضرت، 2018 سال پیش بوده باشه(که مردم عوام اینجوری فک می کنن)... بلکه 2020 یا 2021 سال پیش بوده!!

عمق فاجعه رو درک کردین؟! :))))

جالبه که حتی تاریخ شروع سال میلادی هم با کریسمس یکی نیس! ینی حدود 7، 8 روز بعد تازه شب سال نوی میلادی و اول ژانویه هست!!

از نظر دقت نجومی هم اگه بخواییم بررسی کنیم، تقویم میلادی، جزء تقویم های دقیق نیس و صرفاً به این دلیل بین المللی شده که غربی ها قُلدرن! همین! :)

دقیق ترین تقویم جهان، همین تقویم شمسی ایرانیه که معروفه به تقویم جلالی. از نظر نجومی، تقویم میلادی در هر ۲۵۰۰ سال یک روز خطا داره، در حالی که تقویم جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه خطا داره! شگفت آوره، نه؟! این تقویم توسط گروهی از اخترشناسان مسلمان در زمان سلجوقیان طراحی شد که یکی از مشهورترین شون، جناب خیام نیشابوری بود. (انصافاً چند نفرمون به این تقویم افتخار می کنیم؟!)

در واقع تقویم میلادی که امروزه یه تقویم بین المللی هست، نه از نظر نجومی تایید شده ست، نه از نظر تاریخی و دینی! این تقویم نه از نظر مبدأ با میلاد حضرت عیسی(ع) یکی هست، نه آغازش همزمان با روز میلاد ایشون هست و نه حتی اون روز، تطبیق تاریخی با تاریخ واقعی میلاد ایشون داره!!! کاش مردم دنیا اینقد شجاع بودن که قبل از قبول هرچیزی توسط رسانه های غربی، در موردش سوال بپرسن و همینجور کورکورانه قبولش نکنن!



[ چهارشنبه 6 دی 1396 ] [ 01:51 ] [ *برف دونه* ] نظر خاصی نداری؟!



  چرا یه بچه مسلمون، اونم از نوعِ ایرانی ش باید کریسمس رو جشن بگیره؟!

این واقعاً سوالیه که کسی تا الان بهم پاسخ نداده! :-/

تا چند سال پیش این موضوع اینقد مد نبود... الان توی هر مغازه ای که میری، فضاش کلللللا رفته به سمت کریسمس و نمادهای مسیحیت! حتی مغازه های خیلی کوچیک! واقعاً مسخره نیس؟؟!!! (حالا کریسمس که خوبه، کم کم هالویین و اینا هم داره جا میفته از تو خانواده ها و تو مدارس و مهدکودک ها بگیر تا توی جشن های بزرگتر ها و توی پاساژها و مغازه ها) ینی ارمنی های عزیز کشور اینقد به این مراسم ها توجه ندارن که سایر مردم! :|

جالبه که دقیقاً تو همین چند سال اخیر هم پُز روشنفکرمآبانه ی وطن پرستی و کوروش پرستی و من آریایی ام و من یک ایرانی اصیلم و اینا واگیر شده بین همه! همینایی که میگن من ایرانی ام و برای چی باید تو مراسم عرب ها(بیشتر منظور برنامه های ماه رمضان و محرم و صفر و اربعین و ایناست!) شرکت کنم؟!! اون وقت همینا تو این ایام، جشن یلدای ما ایرانی ها رو(که اتفاقاً اصلاً هم مال عرب ها نیس) هم اینقد بهش توجه نمی کنن که به کریسمس توجه می کنن!! در حالی که حتی نمی دونن ریشه ی کریسمس چی هست اصن!

ببخشید جسارتاً جناب کوروش کبیر، کریسمس می گرفتن اون وقت؟!!! :| این بزرگوار، یا سایر بزرگوارانی که تصاویرشون روی دیوارهای سنگی پرشکوه تخت جمشید حک شده، کلاه کریسمس می ذاشتن سرشون آیا؟!! یا درخت سبز توی کاخ شون رو زنده زنده می بریدن میاوردن وسط کاخ درخت کریسمس درست می کردن باهاش؟!(قابل توجه مدافعین حقوق گیاهان!)

عزیزم! شمایی که لیبرالی و به هیچ مذهبی پایبند نیستی! و معتقدی مذهب، موجبِ پسرفت ملت هاس! آیا می دانستی که کریسمس رسماً یه جشن مذهبیه؟؟؟!! و طبیعتاً باید مال پیروان همون دین و مذهب باشه؟! این همه تناقض برای چی آخه؟!!

من که می دونم این جریان های فرهنگی، ریشه در کجا داره و علتش چیه و مسببینش کیا هستن و چه اهدافی رو دنبال می کنن.

اما کاش "مردم عوام" ما هم یکم هشیار بشن و به فرهنگ خودشون توجه کنن. کاش یکم فک کنن و دیگه "عوام" نباشن. ما مسلمان و ایرانی هستیم. کللللللی مراسم و اعیاد و مناسبت های مذهبی و ملی داریم که اگه بخواییم همه شونو برگزار کنیم، واااقعاً روزهای سالمون پر از تنوع و نشاط میشه. دلیلی نداره بریم سراغ فرهنگ دیگران.(این به معنی دشمنی با دیگران نیستا! باز یه عده نیان پز صلح دوستی بگیرن برا ما!!! این یه جور عزت نفسه. انسان هایی که عزت نفسشون پایینه، میرن سراغ تقلید. میگیری چی میگم؟!) ما حتی می تونیم این مناسبت های پرنشاط خودمون رو صادر کنیم به فرهنگ های دیگه، نه که از اونا بگیریم.



ممکنه یکی این وسط بگه خب تو فرهنگ ملل مختلف می تونه آدم از چیزای قشنگش یاد بگیره، چه اشکالی داره ازش تقلید کنیم؟ هیچ اشکالی نداره، ولی من سوالم اینه که:

اولاً شما چرا فقط اون بخش هایی از فرهنگ غربی ها رو یاد می گیرین که رسانه هاشون بهش توجه می کنن؟!! چرا با موج رسانه ها میرین جلو؟ (ینی همون چیزایی که ماهواره ها و رسانه های غربی به خوردتون میدن) آیا فرهنگ غربی، چیزای قشنگ دیگه ای نداره که تقلید کنید؟!!! این که فقط به همون چیزایی توجه کنین که رسانه هاشون می خوان، آیا این یه جور بردگی نیست؟! چیزای خیلی خیلی مفید و قشنگی توی فرهنگ غربی ها هست که هیچ وقت توی رسانه هاشون نمیگن، چرا از اون بخش هاش تقلید نمی کنید؟!!

ثانیاً فرهنگ خودتو میذاری زمین، میری سراغ فرهنگ غربی ها! آیا این خودفروختگی نیس؟! ینی واقعاً غیرتت اجازه میده؟! چرا اینقد مراسمات فرهنگ خودتو بزرگ نمی کنی که غربی ها ازت تقلید کنن؟! مگه مراسمات ما ایرانی ها چه بدی داره؟! اتفاقا مراسمات و مناسبت های ما دارای محتواها و معانی بسیار غنی هستن که به هیچ وجه قابل مقایسه با محتواهای پوچ مراسمات اون ها نیس... (در مورد همین کریسمس آیا می دونی واقعاً این جشن، هیچ ربطی به میلاد حضرت مسیح(ع) نداره؟! اگه نمی دونی، حتماً پست بعدی رو بخون)

ثالثاً شما که دنبال این هستی که بین المللی عمل کنی و مراسمات زیبا و بانشاط رو از فرهنگ های مختلف بگیری، چرا فقط به هالویین و کریسمس و بالماسکه و ولنتاین رسیدی؟!!! اینا که همه شون مال غربن که!! مثلاً توی فرهنگ ژاپنی یا روسی یا بنگلادشی یا چینی یا آمریکای لاتین یا هندی یا مصری یا مدیترانه ای، احیاناً هیچ مراسم و مناسبت جالب و بانشاطی وجود نداره؟!!! تو حتی ازشون خبر هم نداری!

من فک می کنم اگه کسی فقط یکم به سوالات بالا فک کنه، متوجه میشه که داره خودشو گول می زنه و بدجوری بازی خورده از رسانه های غربی! رسانه هایی که ظاهراً خیلی متنوع و آزاد هستن، ولی در واقع همه شون بلندگوهای مختلف از یه میکروفونن!

امیدوارم یا هرگز ادعای ایرانی بودن یا مسلمان بودن یا بافرهنگ بودن نکنیم، یا اگه چنین ادعاهایی می کنیم، به فرهنگ بسیار غنی خودمون پایبند باشیم و اینقد نریم سراغ مرغ همسایه! اونم مرغ های مُرده ی همسایه!!!


توضیحات: تصویر مال یه مغازه توی رشته. 



[ یکشنبه 3 دی 1396 ] [ 00:32 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

بزرگ ترین و گرانبهاترین سرمایه ی یک مرد برای به دست آوردن دل همسرش، صداقتشه...

هیچ چیز برای یک زن، نمی تونه جای "صداقت" رو بگیره...

و اگه این صداقت، به هر دلیلی خدشه دار بشه، هیچچچچچ چیزی نمی تونه جایگزینش بشه...



توضیحات: خوش به حال زنی که همسرش این سرمایه رو داشته باشه، به خصوص اگه از این نوع باشه.



[ شنبه 2 دی 1396 ] [ 07:37 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

باز تا چشم بهم زدیم، یلدا رسید...

یلدای همه تون مبارک...

یلدا فرصت خوبیه برای دور هم جمع شدن های خانوادگی و شاد بودن... این فرصت رو باید غنیمت شمرد...

من نمی دونم از کی مد شده که هندونه بشه نماد یلدا، ولی اگه نظر منو بخوایین، بهتون توصیه می کنم هندونه نخورین این موقع از سال. از نظر طب اسلامی، هر میوه رو باید توی فصلش خورد و اگه خارج از اون فصل خورده بشه، برای بدن مضراتش بیشتر از فوایدشه. هندونه یه میوه با طبع سرده که اصلا مناسب ایام سرد زمستون نیست. عوضش انار رو جایگزین هندونه کنین تو جشن های یلداتون. هم خوشمزه ست، هم زمستونی، هم به شدت مفید و هم فوق العاده زیبا! طبع انار ترش، سرده، به همین دلیل خیلی مفید نیس. اما انار شیرین و ملس طبع معتدل دارن و بسیار برای خون، معده و حافظه مفیدن. البته این میوه از نظر معنوی هم خواصی داره که بسیار به خوردنش توصیه میشه(خصوصاً ناشتا)

اینقد حدیث در فواید انار(البته انار ملس یا شیرین) داریم که نمی دونم کدومشو براتون بذارم! مثلاً در روایت ها اومده که انار معده را دباغی، دهان را خوشبو و ذهن را قوی می سازد. هر کس ناشتا انار بخورد، تا چهل روز دلش روشن و نورانی می شود. انار انسان را نیرومند و جوان و خون را تصفیه می کند. خوردن انار، وسوسه ی شیطان را دور می سازد. بعد از حجامت انار بخورید که خون را می پالاید. به کودکان انار بدهید تا زودتر زبان باز کنند. زنی که در بارداری انار زیاد بخورد، کودکش زیبارو می شود و ...

از نظر طب اسلامی بهتره هر غذایی رو با مُصلِحش بخوریم؛ مصلح انار گلاب، یا گلپر و یا عسله.

شب یلدای سالم و شادی داشته باشید :)



[ چهارشنبه 29 آذر 1396 ] [ 13:55 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

این روزها شبکه ی افق داره سریال بسیار زیبای «مریم مقدس» رو بازپخش می کنه. من هیچ وقت این سریال رو کامل ندیدم... به خاطر همین همیشه منتظر بودم یه بار از اولش کامل همه ی قسمت هاشو ببینم که الحمدلله فعلا دارم اونو دنبال می کنم از شبکه ی افق. واقعاً سریال زیبا و مهمیه. مطالعات بسیار زیادی پشتش وجود داشته و با کارگردانی آقای شهریار بحرانی عزیز، به خوبی از آب در اومده. موسیقی بسیار عمیق و فاخر این فیلم از استاد مجید انتظامی عزیز، جذبه ی خاصی به این فیلم بخشیده.

Related image

یکی از عوامل فیلم، توضیح می داد که چطور نقش حضرت مریم رو انتخاب کردن و نکته ی جالبش این بود که می گفت با خانم شبنم قلیخانی قرار گذاشتیم که دو ماه قبل از شروع کار، ایشون تا حد ممکن از خونه خارج نشن و حتی جز در واقع ضروری از اتاقشون خارج نشن تا بتونن به خوبی اون حس معصومیت و زهد رو بگیرن. و می گفتن اینقد ایشون این نقش رو خوب بازی کردن که اگه قرار باشه دوباره برگردیم و این فیلم رو بسازیم، از ایشون برای این نقش استفاده خواهیم کرد.

Image result for ‫سریال مریم مقدس‬‎

یادمه یکی از اسقف های اعظم لبنان تعریف می کرد که وقتی این فیلم به ما پیشنهاد شد، ما روی خوش نشون ندادیم چون گفتیم اینو مسلمون ها ساختن و تازه معلوم نیس چه کسی نقش این قدیسه رو بازی کرده باشه که حرمتش حفظ شده باشه. اما وقتی فیلم رو دیدیم، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتیم و مسئولین لبنان رو برای اکرانش تشویق کردیم.

Related image

متاسفانه این فیلم اونطور که باید برد جهانی پیدا نکرد. غرب، همیشه کارهای بی محتوای خودش رو چنان بزک می کنه و چنان جو میده که همه ی دنیا خبردار بشن که فلان کار ساخته شده اما ماها وقتی کارهای بامحتوا و فاخر هم می سازیم، اونطور که باید روی رسانه ای شدنش کار نمی کنیم. این فیلم می تونست برای دنیای مسیحیت و غرب، بسیار جذاب و تاثیرگذار باشه و اهداف مهمی رو در زمینه ی تقریب مذاهب محقق کنه که متاسفانه به نظر می رسه اینطور نشد.

حضرت مریم(س)، یکی از چهار زن برتر عالمه... قرآن ایشون رو الگوی تمام مردم دنیا معرفی کرده... ان شاءالله بتونیم طوری زندگی کنیم که ایشون هم در کنار سایر زنان برتر دو عالم، از ما راضی باشن و شفیع ما بشن در روز قیامت...



[ دوشنبه 27 آذر 1396 ] [ 01:14 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

این روزها متاسفانه خیلی زیاد می شنوم که توی محل یا فامیل های دور طلاق اتفاق افتاده... ینی تقریباً هر بار که مامانم رو می بینم، خبر طلاق یکی از کساییو که می شناسم، بهم می ده!!! این همه خبر بد واقعاً برام کلافه کننده ست... سال هاست در آمارها می شنویم که هشدار میدن و میگن آمار طلاق در کشور خیلی رفته بالا... ولی انگار این آمار اینقد رفته بالا که کم کم داره به دور و بری هامون می رسه، داره ملموس میشه :(

این واقعا ناراحت کننده ست... دردناکه... آدم از غصه بمیره، حق داره...

من به شخصه معتقدم این طلاق ها علت های متفاوتی داره، و مطمئنم خیلی از این طلاق ها کاملا قابل پیشگیریه، ینی کافیه اون زن و شوهر یه سری نکات روانشناسی و سیاست های زندگی رو بدونن تا کارشون به طلاق کشیده نشه، اما متاسفانه گویا اصل قبح طلاق برای مردم ما ریخته شده و خیلی سعی نمی کنن جلوشو بگیرن!!

فعلا به این دلایل کاری ندارم، چون صحبت در مورد این دلایل مختلف، از حوصله ی اینجا خارجه . اما چیزی که من رو خیلی اذیت می کنه، اینه که خیلی از این موارد طلاقی که می شنوم این روزها، اولاً در سال های ابتدای زندگی مشترک زوج ها نیس(ینی همه شون بچه دارن و بچه های بعضی هاشون نوجوونن حتی) ینی نشون میده حاصل جوگیری و ناامیدی های رایج سال های اول زندگی که بعد از اتمام هیجانات کاذب عاشقانه و رمانتیک به وجود میاد، نیست. و متاسفم که بگم همه ی این طلاق های در سن بالا، یه نکته ی مشترک دارن: خیانت مرد!

بیشتر این طلاق هایی که من می شنوم و غالباً در سنین بالا اتفاق میفتند(ینی لااقل ده سال از شروع زندگی مشترک اون زوج ها گذشته) به این صورته که پای یه زن جدید در میون میاد، و زن اول ترجیح میده اون زندگی رو ترک کنه.(دقیقاً عین فیلم ها!!) حالا یا زن جدید به صورت نامشروع میاد وارد زندگی اون مرد یا با صیغه و اینا. و متاسفم که بگم در میان این طلاق ها مورد های مذهبی هم داریم کم کم می شنویم!! واقعاً تاسف باره. آدم نمی دونه چی بگه.(خدا میدونه از شنیدن بعضی هاشون چقددددد از عمق قلبم ناراحتم که واقعاً اینجا از وصفش عاجزم. چون افراد مذهبی با این کارها، ضربه های فرهنگی مهلک به اسلام می زنن)

بله می دونم...ممکنه الان بگی که نباید قضاوت کرد و شاید اون زن، زن زندگی نبوده که شوهرش مجبور شده بره زن دیگه ای بگیره. بله، منم انکار نمی کنم. شاید همینطور باشه. ولی این موضوع به هیچ وجه گناه اون مرد رو کم نمی کنه. سوال من اینه: آیا اگه مردی، مرد زندگی نباشه(که خیلی ها نیستن!)، اون زن باید بره سراغ یه مرد دیگه؟؟!!! (که الان این مدلیشم زیاد شده!!) پس این دلیل خوبی برای خیانت مردها نیس.

این وسط یه عده مذهبی هستن که میگن خب اسلام اجازه داده، کار حرام که نکرده. (با کمال احترام به نظرات متفاوت و مختلف، اما بذار اوناییو که این حرفو می زنن، با تبر از وسط دو نصف کنم!!!  ) این همون قضیه ی "علم دین " و "فهم دین"ه که حاج آقا قرائتی میگه!! :|

آخه چطور کار حرام نکرده؟! دقیقا کار حرام کرده این مرد. هرچقدم که زندگی ش سخت بوده باشه، هر چقدم که زنش بد بوده باشه، اگه واقعا مومنه، اگه مسلمونه، اگه خدا و پیغمبر سرش میشه، باید زندگی شو درست کنه. نه که سریع صورت مسئله رو پاک کنه و به این بهونه که دو همسری در اسلام ایرادی نداره، بره سراغ یه زن دیگه. من قبول دارم که خیلی از زن های امروزی(با این تفکرهای فمنیستی که از ماهواره ها و فضای مجازی بهشون منتقل شده) واقعاً زن زندگی نیستن.(بماند که اگه شوهرش واقعا مدیر و مدبر بود، نمیذاشت پای ماهواره و اینجور چیزا تو زندگی ش باز بشه) ولی بهم حق بده که نتونم بپذیرم که این کار مردها هم به عنوان یه راهکار صحیحه!

من سوالم اینه از این تیپ مردهای مذهبی که آیا واقعاً فقط حرام نبودن اصل اون عمل، موجب تایید اون کار میشه؟!! مثلا خود امر طلاق هم حرام نیس. کاملا هم حلاله. آیا باید یکی راه به راه بره طلاق بگیره؟!!! پس الان چون طلاق حرام نیس، همه مون بریم طلاق بگیریم یا طلاق بدیم؟!!! خیلی از کارها توی اسلام حرام نیس، پس باید بریم همه شونو انجام بدیم؟!! این چه استدلالیه؟! این چه دینیه شما دارید؟! این چه فقهیه؟!

آیا عواقب اون فعل به ظاهر حلال، توش حرامی نداره؟ توش مفسده نداره؟ بذار چند نمونه از این مفسده ها و حرام های الهی رو بگم که اتفاقاً از قِبَلِ همین حلال خدا (ینی زن دوم گرفتن) میاد بیرون(خطابم فقط فعلا با مردهای مذهبیه، چون غیرمذهبی ها وقتی خیانت می کنن، به اسم دین خدا این کارو انجام نمیدن الحمدلله!) :

-          خداوند در قرآن ازدواج رو مایه ی آرامش انسان قراره داده. آیا شما با داشتن زن دوم و بهم زدن زندگی اول تون واقعا احساس آرامش می کنین؟! ینی برهم زدن روند عادی زندگی(ولو مشکلاتی هم داشته باشه)، آرامشه؟!!! اسلام دستور داده انسان ها ازدواج کنن تا آرامش پیدا کنن. آیا هدف از ازدواج دوم شما، واقعا رسیدن به آرامشه؟! آیا برای این دستور خدا ازدواج می کنید؟ گیرم که جوابتون بله باشه، برای همسرتون چی؟ آیا ازدواج دوم شما موجب آرامش اونم شده؟!!! آیا اونم می تونه خیلی راحت از شما دل بکنه و بره سراغ یه مرد دیگه؟! آیا دین بهش همچین اجازه ای میده؟! آرامش یکیو بهم می زنین به خاطر آرامش سطحی خودتون؟! این حلاله آیا؟!

-          زنی که مطلقه میشه، زندگی ش سرشااااااااار از مفسده میشه. این احیانا حرام نیس؟! (در کشور ما، قانونی وجود داره که اگه زنی بفهمه همسرش دوباره ازدواج کرده، می تونه حتی دورادور طلاق بگیره. طبق فرهنگ ایرانی، طبیعتاً نادرند زن های ایرانی که حاضر بشن همچنان با همسری که بهشون خیانت کرده، زندگی کنن، بنابراین اولین نتیجه ی زن دوم گرفتن شما، که شرعاً حرام نیس، برهم خوردن یه زندگی مشترکه که در اسلام بسیااااار منفوره) زنی که زن باشه واقعا، ینی اون فطرت زنانه ش هنوز زنده باشه، بدترین اتفاقی که می تونه براش بیفته اینه که بفهمه دیگه معشوق کسی نیس. دیگه همسرش دوستش نداره. دیگه تنها شده. یه همچین زنی، از درون خرد میشه. زنی هم که از درون خرد میشه، دست به هر کاری می زنه. اصن خیلی از این زن هایی که خودشونو وارد زندگی یه مرد متاهل می کنن، همین زن های مطلقه هستن. اونا دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن. خیلی ها فک می کنن زن های مطلقه آدم های بدی هستن. اینطور نیس. خیلی از اون ها نه بی حیا هستن نه بد. اما بلایی که خیانت همسرشون سرشون آورده، اونجوری که اون ها خرد شدن(اگه زن باشی می فهمی من چی میگم) از اون ها یه آدم بی باک می سازه که دیگه هیچی(حتی زندگی هم جنس هاشون) براشون مهم نیس و چیزی برا از دست دادن ندارن. آیا اون مردی که میره سراغ یه زن دیگه(حالا یا ازدواج دائم یا موقت) می دونه که با این کار، نه تنها زندگی خودش بلکه زندگی خیلی های دیگه رو قراره خراب کنه؟!! این همچنان حرام نیس؟! زنی که مطلقه ست، تنها میشه، بی پناه میشه، سرخورده میشه، بی دین و ایمون میشه، از همه چی می بره، می شکنه، داغون میشه، مسیر هدایت رو گم می کنه، مسیر کمال رو رها می کنه، فعالیت های اجتماعی ش رو نمی تونه دیگه انجام بده، له میشه... اینا رو می تونی پاسخ گو باشی؟!! بماند که در کنار تمام این مسائل، نیازهای عاطفی و جنسی و روحی شدید در همسر اول تون به وجود میاد که دیگه کسی نیس اون ها رو برآورده کنه... عامل این همه مفسده شمایید... شمایی که میگی کار خلاف شرع نکردم!!!! فردای قیامت می تونی جوابشو بدی؟!

-          اون بچه یا بچه هایی که به خاطر فعل به ظاهر حلال شما، فرزند طلاق میشن، احیانا این مسئله مفسده نداره؟!!! حرام نیس؟!  اون بچه ای که دیگه گرمی خانواده رو نمی چشه، دیگه به اون شادی های حضور باهم پدر و مادرش دسترسی نداره، اون غمی که سراغش میاد، اون افسردگی، اون خشم، اون نفرت که ازش ممکنه هرموجودی بسازه، و ضررهای زیادی به جامعه بزنه، و اون بچه رو از کمال انسانی ش باز بداره، آیا این ها مفسده نیس؟ حرام نیس؟ شرعیه این ها آیا؟

-          شمایی که مذهبی هستی و این کار شنیع رو با اسم حلال بودن و شرعی بودن انجام میدی، آیا به تاثیر عملت در بین اطرافیان فکر نمی کنی؟ اگر دختران جوان فامیل یا خانواده هاشون با دیدن زندگی تو و خیانتت،به همه ی پسرهای مذهبی و مومن بدبین بشن که میشن، اگه به خاطر عمل مزخرف تو، به دین خدا طعنه بزنن که می زنن، اگه این عمل تو موجب وهن اسلام عزیز بشه که میشه، این همه حرام رو چجوری توجیه می کنی؟!!! این ها خلاف شرع نیس؟!!!!!

خانواده اصلی ترین و مهم ترین رکن تربیتی و اجتماعی جامعه ست، اگه فاسد بشه یا از هم بپاشه، انسان های سالمی تحویل اون جامعه داده نمیشن. به همین دلیله که دشمن هم همیشه خانواده رو هدف گرفته تا ضربه بزنه به اون اجتماع و اسلام همیشه تاکید بسیار زیاد داشته بر امر خانواده و سلامت اون تا انسان ها بتونن رشد کنن و به کمال برسن و به خدا برسن و جامعه شونو اونطور که باید، بسازن. انسان باید در خانواده آرامش داشته باشه تا بتونه در اجتماع به فعالیت های علمی، اقتصادی، هنری، سیاسی، ورزشی و ... برسه و مفید باشه برای جامعه. از خانواده های درهم برهم و از هم پاشیده، هرگز انسان های سالمی بیرون نمیاد.

اون هایی که عین لباس عوض کردن، زن شونو عوض می کنن، و زن غریبه ای رو جای معشوق قبلی شون میارن تو زندگی مشترک شون، از عذاب خدا بترسن... من معتقدم این جور آدم ها هرگز روی خوش نمی بینن...چه در این دنیا، چه در اون دنیا... حالا هر چقدم که مذهبی باشن...

توضیحات: اینقد دلم پره از این موردهای طلاق بچه مذهبی ها که حد نداره... قلبم به شدت تحت فشاره... دلم برای اسلام می سوزه... این دینِ زیبای مظلوم... 



[ یکشنبه 26 آذر 1396 ] [ 19:10 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

خسته ام...

خسته ام از این که همه ش من باید در راس یک جریان یا فعالیت گروهی باشم... نعمت خیلی بزرگیه که خداوند به من داده، برکت های زیادی برام داشته، ولی دیگه واقعاً خسته شدم... از همراهی نشدن ها خسته شدم... از دست تنها بودن... از این همه نقشه های برآورده نشده و برنامه ی روی زمین مونده... از این همه هدفی که بهشون نرسیدم... از این همه رویاهایی که دود شدن رفتن هوا... از این همه آرمانِ رنگ پریده...

دلم می خواد خودم بشم جزئی از یه مجموعه ی بزرگ تر... که به جای این همه مسئولیت و هدایتگری، خودم یه جزء کوچیکی باشم و عوضش کمی یاد بگیرم و استفاده کنم از مدیریت بقیه... دلم استاد می خواد، راهنما می خواد، هدایتگر می خواد... یکی که منو بفهمه...یکی که منو از سرچشمه ی معرفت دینی سیراب کنه...

خسته ام...

خیلی خسته...



[ یکشنبه 5 آذر 1396 ] [ 17:57 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

باورت میشه وقتی اومدم تو آخرین پست اینستاگرامم، هشتگ مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل بزنم، اینستا نذاشت پستمو بفرستم؟!!!! :| و بعد وقتی خواستم همین هشتگ ها رو به جاش، توی بخش نظرات بذارم، بازم نظرم فرستاده نشد!!!!!!!!!!!!! باورت میشه؟!! O_o



[ چهارشنبه 1 آذر 1396 ] [ 13:19 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

من برگشتم!

الحمدلله علی ما هدانا...

چه سفر محشری بود... چه شکوهی... چه غوغایی... چه دریایی...

واقعاً نمیشه وصفش کرد...

انسان هی توی مسیر از فرط لبریز شدن احساساتش دوس داشت فیلم بگیره، عکس بگیره، نمیدونم، یه جوری ثبت و ضبط کنه این احساسات رو... ولی خیلی زود عاجز میشد... از این که هیچ دوربینی نمی تونه این احساسات رو ضبط کنه... چون همونطور که قبلاً هم گفتم، پارامترهایی غیر از پارامترهای صوتی و تصویری توی اون فضا وجود داره که فعلاً دوربین های اختراع شده توسط بشر نمی تونن ضبطش کنن!

امسال چیزایی دیدم که پارسال نبود. پارسال هم البته چیزایی دیدم که امسال به تورمون نخورد... نمیشه گفت کدوم سفر بهتر بود... هر کدوم جذابیت های خودشو داشت... ولی به نظرم امسال برام آسون تر بود... به خصوص از نظر جسمی... و البته وسواس های بهداشتی م هم کمتر شده بود!! :)))) در ضمن امسال توفیق بیشتری در نزدیک شدن به ضریح های مقدس داشتم... الحمدلله...

شکوه حیرت آور زائرین پیاده ی اربعین، هر قلب سالمی رو به خضوع وادار می کرد... و دائم این ترس رو بر دل تزریق می کرد که مبادا سال دیگه نتونم بیام؟!...

مردم عراق هم که باز گل کاشتن... از فرط محبت اون ها انسان نمی دونست باید چیکار کنه... کاش می شد یه جوری جبران کرد... هرچند جبران کننده ی اصلی اون ها خود امام حسین(ع) خواهد بود... توی مسیر به خانمی از اهل بصره برخوردم و باهاش چند کلامی صحبت کردم... عاشق ایران و ایرانی ها بود... یه بچه ی چند ساله داشت... خوش برخورد بود و گرم و دوست داشتنی... منم یه عکس زیبا از ضریح آقا علی بن موسی الرضا بهش دادم... چون میدونستم بهترین یادگاری از ایرانی ها برای عراقی ها عکس های مشهده... اینقده خوشحال شد که نگو...هی بوسیدش، هی چسبوندش به سینه ش، هی مالیدش به چشم هاش... می گفت تا حالا نتونسته سفر کنه به مشهد... و این یکی از بزرگ ترین آرزوهاشه... خدایا! لطفاً به زودی آرزوشو برآورده کن!

در جای دیگه با یه پیرمرد بسیاااار خوش خنده ی عراقی مواجه شدیم... آدم بانمکی بود... نمی دونم موکب دار بود یا نه، موقعی که برای صبحونه خوردن یه گوشه نشستیم، همینجور تصادفی کنار ما نشسته بود... نمی دونم چرا از ما خوشش اومده بود و شروع کرد باهامون خوش و بش کردن... صبحونه مون که تموم شد، موقع خداحافظی بهش گفتم: "انتم العراقیون، فخرنا و علی رأسنا" یهو قیافه ی خندونش تغییر کرد، از رو صندلی خم شد دو تا دستاشو مالید رو خاک و با اشک گفت اینجوری نگو، ما خاک پای شما ایرانی ها هستیم...

ذهن من اون صحنه رو، اون قیافه رو و اون اشک های خالصانه رو هرگز فراموش نخواهد کرد...

یه چیزی که امسال خیلی برام جالب بود و به چشم می خورد، این بود که امسال بازار دعا برای ظهور مولا(عج) خیلی داغ بود... آخه ما ایرانی ها به برکت انقلاب اسلامی، معمولاً بیشتر از بقیه حواسمون به دعای ظهور هست... بقیه ولی معمولاً خیلی تو این فضاها نیستن... برام خیلی جالب بود که امسال، همه، حتی غیرایرانی ها هم همه جا اول برای ظهور آقا امام زمان(عج) دعا می کردن... جالبه حتی وقتی صف مون تو مرقد آقا اباعبدالله(ع) رسید به نزدیک قبه همه بلند بلند فقط می گفتن اللهم عجّل لولیک الفرج! و تو نمی تونستی جلوی اشک هاتو بگیری... آیا خدای حسین، به تضرع و خلوص و اشک این همه زائر اربعین که همه شون در یک زمان، در یک مکان جمع شدن و دارن یه دعا می کنن، بی توجهی می کنه؟! آیا میشه به زودی زود تو همین سال های پر تلاطم و پرتحول، شاهد "انا المهدی" گفتن حضرت باشیم؟!

توفیق داشتم امسال توی این سفر، یه کتاب کوچیک 180 صفحه ای رو بخونم. اولش وقتی اسمشو دیدم و یه تورقی زدم، حس کردم یه کتاب معمولیه مث هزاران کتاب مشابه که احتمالاً کسل کننده هم هست. اما وقتی که اون شب توی اون موکب، از فرط سر و صدا نتونستم بخوابم و شروع کردم به خوندنش، دیدم خیلی کتاب جالبیه و باعث شد تا آخر سفر، موکب به موکب بخونمش.

نگاه نویسنده به مسئله ی زیارت و مخصوصاً پیاده زیارت رفتن یه نگاه خاص بود که قبلاً جایی مشابهش رو نخونده بودم. یه نگاه معرفتی عرفانی خاص داشت که البته از سطح فهم و درک من خیلی بالاتر بود... بعضی جاها خیلی نمی فهمیدم استاد فیاض بخش چی داره میگه، ولی به هر حال غبطه می خوردم بهش و به همه ی اونایی که این حس های زیبا رو چشیدن...

اگه از حال و هوای آدمای اهل دل خوشتون میاد، پیشنهاد می کنم این کتاب کم حجم رو از دست ندین.

بخشی از این کتاب که برای من خیلی امیدبخش و شیرین بود: 

"شنیدند که امام صادق(ع) در یکی از مناجات هایشان خطاب به خداوند می فرماید: بارخدایا! زائرین قبر پدرم حسین(ع) را بیامرز! آنان که اموالشان را انفاق کرده و ابدانشان را به تعب انداخته اند، به جهت میل و رغبت در احسان به ما و به امید آنچه در نزد توست... و به منظور ادخال سرور بر پیغمبرت و به جهت اجابت کردن فرمان ما و به قصد وارد کردن غیظ بر دشمنان ما...اینان اراده و نیتشان از این ایثار، تحصیل رضا و خشنودی توست پس تو هم از طرف ما این ایثار آن ها را جبران کن و احسانشان را جوابگو باش و در شب و روز، حافظ و نگاه دارشان باش و اهل و اولادی که از ایشان باقی مانده اند، را بهترین جانشینان قرار بده و از شر هر ستمگر و منحرفی و از شر هر مخلوق ضعیف و قوی نگاهشان دار و ایشان را از شر شیاطین جن و انس محفوظ بدار و اعصا کن به ایشان برترین چیزی را که در دوری از وطن، از تو آرزو کرده اند و برتر و بالاتر از آن را به آن ها ببخش. خدایا! دشمنان ما ایشان را برای این سفر مورد ملامت و سرزنش قرار داده اند ولی این سرزنش های دشمنان آنان را از این سفر بازنداشت و این ثبات آنان به خاطر مخالفتشان با دشمنان ماست. پس تو این صورت هایی را که حرارت آفتاب آن ها را در راه ما سوزانده مورد ترحم خودت قرار بده و صورت هایی را که بر قبر اباعبدالله الحسین(ع) قرار میدهند و برمیدارند، مشمول لطف و رحمتت قرار بده و به چشم هایی را که برای ما اشک ریخته اند، نظر عنایت فرما و بر دل هایی که به خاطر ما سوخته اند، رحم کن... خدایا! بدن ها و روح های آن ها را نزد تو امانت قرار دادم، تا در روز عطش اکبر که بر حوض کوثر وارد می شوند، سیراب کنی..."




[ سه شنبه 30 آبان 1396 ] [ 13:58 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

تعداد کل صفحات : 101 ::     ...  3  4  5  6  7  8  9  ...