!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




خب این انتخابات هم تموم شد و می بینم که روحانی دوباره رئیس جمهور شد!!

خیره ان شاءالله!!

از این که دوباره برای 4 سال دیگه باید این دولت بی تقوا و ناکارامد رو تحمل کنم، بسیار ناراحتم... دولتی که هنوز نیومده، در مقام رئیس جمهور قانونی کشور، اوناییو که به هر دلیلی بهش رای ندادن، خشونت طلب و افراطی خوند! افراطی های خشونت طلبی که وقتی نامزد مدنظرشون رای نیاورد -حتی با مشاهده ی تخلف های گسترده ی دولتی ها در روز انتخابات- یه لاستیک تو خیابون آتیش نزدن، یه گارد دولتی رو کتک نزدن، شیشه ی یه مغازه رو نشکوندن، به یه مسجد هتک حرمت نکردن، یه دونه شعار «رای من کو؟!» سر ندادن! واقعا چه افراطی های خشن وحشتناکی هستیم ما! :))))

اما خوشحالم... به دو دلیل: 

اولاً به این دلیل که به خاطر حضور بسیار پرهیجان و پررنگ مردم، رهبر عزیزم خوشحاله. 

ثانیاً به این دلیل که در میون این 23 میلیون و خرده ای که به روحانی رای دادن و الان خیلی خوشحالن، هستن کسایی که با نظام جمهوری اسلامی قهرن! خوشحالم که اینام خوشحال و راضی ان...چون اونایی که کشور و نظامشونو دوس دارن، در هر صورت و تحت هر شرایطی برای آبادی و ارتقای وطنشون تلاش می کنن... ولی اونایی که مخالف حکومت هستن یا دل خوشی از نظام ندارن، معمولاً تلاشی برای ارتقای اون نمی کنن و بیشتر حواسشون به منافع خودشون هست... ولی وقتی دولت دوست داشتنی شون بیاد سر کار، لااقل راضی تر از گذشته هستن و خیلی هاشون تلاش شون برای آبادی وطن بیشتر میشه...البته امیدوارم!!

از خوشحالی این ۲۳ میلیون و خرده ای خوشحالم ولی بهشون تبریک نمیگم چون می دونم چی در انتظارشون نشسته... ولی به اونایی که به روحانی رای ندادن، تسلیت(!!)میگم چون متاسفانه تر و خشک باهم می سوزن!

امیدوارم ان شاءالله روزی برسه که مردم ما نه به خاطر ترس از جنگ ها و افراطی های موهومی، که از سر تفکر و تحقیق و تقوا، رئیس جمهور انتخاب کنن... امسال، روحانی باز رای آورد ولی نه به این دلیل که مردم عاشقش بودن یا از عملکردش راضی بودن! بلکه به این دلیل که از لولویی ترسیدن که هرگز وجود نداشت! و البته که ترس، برادر مرگه!!

این انتخابات هم گذشت و رفت تا چهار سال دیگه... ولی ما قطعا بی اخلاقی ها و بی تقوایی های روحانی و دار و دسته ش رو در این انتخابات هرگز فراموش نمی کنیم...

توضیحات: به قول یه بنده خدایی که می گفت مردم رو از دیوار کشی در پیاده روها و در خانه محبوس کردن زن ها ترسوندن، مردم رو از آشوب و ناامنی توسط رقیب ترسوندن، اما نگفتن در هشت سال ریاست رفسنجانی و هشت سال ریاست خاتمی،  هرگز مخالفانشون امنیت کشور و آسایش مردم رو بهم نزدند... بعد از شونزده سال ریاست حزبی و خانوادگی بر این کشور، هم وقتی که برای اولین بار کسی روی کار اومد که دستش در آبشخور اینا نبود، وقتی دیدن کسی غیر از اونا ( ینی احمدی نژاد) رای آورد، کل کشور رو نا امن کردن، به مغازه ها آسیب رسوندن، به ادارات حمله کردن، آتش زدن، کشتن،  که چی؟...که چرا به ما رای ندادین!! در شگفتم از اون 23 میلیون مردم که چطور باور کردن که کسانی که هر وقت دستشون از منابع ثروت این کشور قطع شد(به عنوان مثال در سال 84 و 88) دنیا و آخرت مردم رو به آتش کشیدن، اهل امنیت مردم و اهل تعامل هستن؟ چطور باور کردن که کسانی که در سال 88 وقتی رای نیاوردن، از امریکا درخواست کردن ایران رو تحریم کنه، آدم های مصلحی هستن؟؟! باید صفاتی چون ترس و ساده لوحی رو از خود بزدائیم تا امثال روحانی با تیم عملیات روانی اش در جلساتشون به این نتیجه نرسن که میشه مردم ایران رو با ترس و ارعاب رام کرد! و بیان یه دو راهی کاذب برامون درست کنن به عنوان جنگ و صلح... امنیت و نا امنی... خفقان و آزادی...!! ساده لوح از اون جهت که این دو راهی رو باور کردیم و بدتر این که فکر کردیم یک شخص عصبی مزاجِ کم تحملِ فحاش رو که در دهه شصت با افراطی گری هاش دائم حرف از اعدام مخالفین اونم در ملاء عام و در نماز جمعه می زد، نماد صلح و امنیت و آزادی دونستیم و ترسو از اون جهت که از سر ترس موهوم از رقیب روحانی به روحانی رای دادیم!!»



[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 ] [ 11:27 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

می ترسم از عاقبت احمدی نژاد...

رفتارهاش منو یاد «رُفاعه بن شداد» میندازه...


Image result for ‫رفاعة بن شداد‬‎


[ شنبه 30 اردیبهشت 1396 ] [ 13:23 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

مواظب باش... مبادا توی تله بیفتی!

نظام جمهوری اسلامی تا وقتی بر پایه ی ولایت فقیه استواره، هرگز آرای مردم رو تغییر نمیده و هرگز در اون ها دست نمی بره... ما چیزی به اسم تقلب نداریم اینجا... شاید بعضی جاها تخلف رخ بده(که در قانون براش چاره اندیشیده شده) ولی تقلب نه! ما حماقت و خباثت فتنه گران سال 88 رو تکرار نمی کنیم...

اینجا انتخابات برپا میشه، نه انتصابات... بعد از چهار دهه دیگه به همه، حتی دشمنان خارجی ایران، حتی اپوزوسیون داخلی ایران، اثبات شد که انتخابات در ایران واقعاً انتخاباته، نه انتصابات؛ برخلاف ادعایی که در تمام این چهار دهه می کردن!! همه فهمیدن که واقعاً رای هاشون موثره... و رای کسی گم نمیشه... برخلاف شعارهای دروغی که یه عده در سال 88 می دادن! جمهوری اسلامی اینقد زیرک بود که کاری کرد که بعد از چهار دهه ما می بینیم که یه عده –که همیشه معتقد بودن باید انتخابات رو تحریم کرد- برای تشویق هم فکرانشون به رای دادن، دقیقا همون شعارهایی رو میدن که چهار دهه ست صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مواقع انتخابات مطرح می کنه!!! :))))))

در واقع جمهوری اسلامی به زیبایی و با متانت تونست کاری بکنه که حتی اپوزوسیون نظام هم در چارچوب قوانین همین نظام بتونن اظهار نظر کنن! این از شگفتی های نظامه واقعا... خیلی باید قدر دونسته بشه... به خاطر همینه که حضرت آقا همیشه بیشتر از اینکه تاکید کنن که مردم به چه تیپ آدم هایی رای بدن، تاکید می کنن که مردم بیان رای بدن... اصل شرکت در انتخابات خیلی مهم تر از اونه که به کی رای بدن... و تاثیرش خیلی مهم تر از اینه که چه کسی رای بیاره... همون هایی که سال 88 میگفتن تقلب شده (و با این خباثتشون بسیاری از جوون های مردم رو به کشتن دادن و دشمن رو تشویق به تحریم های اقتصادی بیشتر کردن و به کشور ضربه های مهلکی زدن) الان دو دوره ست که هم فکرانشون و پیروانشون رو تشویق می کنن به رای دادن!!! آیا قانون انتخابات کشور از سال 88 تا الان تغییری کرده که آقایون براش مشروعیت قائل شدن به تازگی؟!!! :|

دشمنان نظام، معاندین، مخالفین، اپوزوسیون و حتی اون مردم ساده ای که با نظام قهرن، ناخودآگاه با عملشون دارن ثابت می کنن که در سال 88 چه تهمت بزرگی به نظام مظلوم جمهوری اسلامی زده شده بود...

اما تو مواظب باش! می دونم که امروز اتفاقات عجیبی افتاد در بعضی از مناطق کشور... ولی مواظب باش که تو تله ی دشمن نیفتی...

هر کسیو در نهایت شورای نگهبان به عنوان رئیس جمهور اعلام کنه، باید قبولش کنی... مبادا همون ضربه ایو که معاندین و مخالفین نظام در سال 88 به کشور زدن، حالا تو هم ناخواسته به کشور بزنی... بله، همه فهمیدن دولت بی تقوایی کرد در برگزاری انتخابات و تخلف هایی کرد... ولی حتی اگه این تخلف ها و بی تقوایی ها منجر به تغییر نتیجه ی انتخابات بشه، ما ماموریم به اطاعت از حکم نهایی شورای نگهبان... مبادا ناخواسته همون انگیو به نظام بزنی که در سال 88 یه عده با تمام ادوات و امکانات و خدعه ها نتونسته بودن ثابتش کنن!

یادت باشه تحمل چنین دولت بی تقوایی برای 4 سال آینده، شرف داره به متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به تقلب و تخریب اصل انتخابات در ایران عزیز... چرا که چهار دهه –با تمام فراز و نشیب هاش- طول کشید تا اثبات وجود این آزادی رای و اندیشه جا بیفته برای ایرانیان و غیر ایرانیان (و البته هنوز جای کار داره) و این اعتمادسازی اتفاق بیفته... و ما حق نداریم که به اون خدشه ای وارد کنیم... این اعتماد به نظام برای مردم (و حتی مخالفین) به همین راحتی به دست نیومده که ما به راحتی خدشه دارش کنیم...

مواظب باشیم که تو تله نیفتیم...

توضیحات: مشتاقانه منتظر نتایج نهایی انتخابات هستم... خدا به خیر کنه ان شاءالله... هر کس رأی بیاره، ینی مردم لیاقتشون همون شخصه...



[ شنبه 30 اردیبهشت 1396 ] [ 02:55 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

حدود دو سه هفته ست که اینقد درگیر بودم که وقت نمی شد بیام اینجا افکار و احساسات و تحلیل هامو بگم برات! واقعاً پر از حرف بودم تو این بحبوحه ی انتخابات...

تبلیغات نامزدها رو دیدیم، مستندهاشونو تماشا کردیم، مناظره رو با خانواده و دوستان نشستیم گوش کردیم، دعواهاشونو دیدیم، متهم کردن هاشونو شنیدیم، تو تجمعاتشون شرکت کردیم، و خلاصه این یه ماه به سرعت گذشت و فردا وقتشه که بریم پای صندوق های رای...

همونطور که قبلا هم گفته بودم، کسی که نمی خواد رای بده، هیچ ایرادی نداره، مختاره، فقط یادش باشه تا 4 سال آینده حق نداره در مورد بدی یا خوبی دولت نظری بده یا انتقادی از عملکرد دولت بکنه!!! :| 

من هم مطابق رویه ی سال های پیشم، فردا میرم ان شاءالله که رای بدم... با توجه به انصراف هایی که اتفاق افتاد، الان در واقع فقط دو تا نامزد داریم، هر دو هم آخوندن!!! :) یکی روحانی و یکی رئیسی... روحانی برای ماها شناخته شده ست چون هم قبلاً به خاطر شاهکارش تو دوره ی خاتمی خیلی تو اخبار و اینا مورد توجه قرار گرفته بود(اون موقع من دوم راهنمایی بودم و کاملاً یادمه) و هم در چهار سال اخیر رئیس جمهور منتخب ملت بود و به هر حال همه مون عملکردشو تو این چهار سال دیدیم... اما رئیسی تقریباً یه هندونه ی سربسته ست و بیشترمون در حد همین تبلیغات و حرف ها و مستند و برنامه های انتخاباتی ش می شناسیمش... (البته یه عده شاید بیشتر و دقیق تر بشناسنش و از نزدیک باهاش سر و کار داشتن در سال های پیش که سمت های مهمی در جمهوری اسلامی داشت و یا در همین سال اخیر که رئیس آستان قدس بود)

و اما جمع بندی نظرات بنده:

من به روحانی قطعاً و بلاشک رای نمیدم. به چند دلیل زیر:

-          روحانی اساساً و اصولاً غرب گراست... تمایل افراطی به غرب (و به ویژه کشورهای استکباری غرب) داره و از این نظر که غرب رو خیلی دشمن نمی دونه و در واقع اصلاً بهش بدبین نیس، به نظرم خیلی خطرناکه...وقتی رئیس یه گروه یا جامعه ای به دشمنان اون گروه یا جامعه بدبین نباشه این می تونه خیلی خطرآفرین باشه... چون هیچ تمهیدی برای مواجهه باهاش و مصون کردن جامعه ش در نظر نمی گیره... روحانی برخلاف چیزی که همیشه ادعا می کنه(و از سال 82 در دولت خاتمی ادعا می کرده) و از اون به عنوان دستاویزی برای کسب قدرت استفاده می کنه، خودش هم می دونه که هیچ جنگ نظامی ای ما ایرانی ها رو از سوی غربی ها تهدید نمی کنه و در واقع تمایلش برای نزدیک شدن به غرب، به علت قبول ابرقدرتی اون ها و اعتراف به ضعف ما ایرانی ها هست... این نوع تفکر غرب گرایی بسیار خطرناکه و آسیب پذیری کشور رو چند برابر می کنه... رئیس جمهوری که تز فکری ش اینجوری باشه، تمام اطرافیان و مسئولینش رو بر همین اساس انتخاب می کنه، بنابراین ما می بینیم که در تمام این چهار سال کوچک ترین تندی ای از سوی مسئولین ما نسبت به تهمت ها، توهین ها، فشارها و تهدیدهای غرب علیه سردمدارانشون صورت نمی گیره ولی تا دلتون بخواد تندی و پرخاش علیه مردم انجام گرفته! ما می بینیم که رئیس جمهور ما در این چهار سال به عناوین مختلف بیان می کنه که داشتن سامانه های دفاعی برای کشور خیلی هم ضروری نیست! بنابراین ما می بینیم که در این چهار سال بارها و بارها مردم زیادی در کشورهای مختلف اسلامی و غیراسلامی توسط انفجارهای تروریستی کشته شدن ولی دولت روحانی فقط کشته شدگان حادثه ی تروریستی پاریس رو بولد کرد و سریعاً تسلیت گفت و محکوم کرد!! در واقع به نظر می رسه حسن روحانی و دولتش اساساً از غرب می ترسن و اون رو بسیار قوی و بزرگ می دونن و یک نگاه ارباب-رعیتی بر اون ها حاکم هست نسبت به غرب و منظورشون از تعامل با جهان، در عمل خضوع برای غربی هاست. (جالبه که «جهان» از نظر دولت روحانی همیشه چهار پنج تا کشور غربی بوده! روابط ما هم با کشورهای شرق آسیا، هم با کشورهای آمریکای لاتین تقریبا میشه گفت در این دولت قطع بود و منافع اقتصادی زیادی رو که در این کشورها داشتیم، از دست دادیم. با کشورهای همسایه و حاشیه ی خلیج فارس هم روابطمون تیره شد! دولت حتی نتونست حق ما رو در فاجعه ی منا از عربستان زپرتی بگیره!!) این خوشبینی دولت روحانی به غرب و بزرگ انگاری غرب توسط دولت، به شدت مخالف حس ناسیونالیستی، عِرق ملی، اعتقادات دینی و نگاه انقلابی بنده ست و بنابراین نمی تونم چهار سال دیگه این دولت بی اعتماد به نفس رو تحمل کنم.

-          خیلی ها از خلف وعده های روحانی، اشرافیت حیرت انگیز در دولتش، بی توجهی به محرومین و افراد ضعیف، فساد مالی زیاد و بخور بخورهای عجیب و گستاخانه در دولتش شاکی هستن و به همین دلیل نمی خوان بهش رای بدن. من اما مشکل رو عمیق تر از این می دونم و اونم این که از نظر من روحانی تقوای لازم برای ریاست جمهوری در کشور اسلامی ما رو نداره و تقوا، مهم ترین شرط مدیریت بر مردم هست چرا که اگه کسی تقوا داشته باشه( ینی از خدا بترسه و خواست خدا رو به خواست خودش و منافع مردم رو به منافع خودش ترجیح بده) هرگز دزدی نمی کنه، دروغ نمی گه، نمیذاره فساد در دولتش به وجود بیاد، نمیذاره فامیل ها و دوستان جای شایسته ها در دولتش مدیریت ها رو برعهده بگیرن، به مردم سخت نمی گیره و به جاش به دولتش سخت می گیره، با دشمن سرسختی می کنه به جای اینکه به مردمش بد و بیراه بگه، اخلاق و انصاف رو رعایت می کنه، منتقدین رو نمی کوبه، وعده هاشو انکار نمی کنه و با مردم صادق خواهد بود. در ضمن، کسی که تقوا داشته باشه، اصلا سمتی رو که تخصصشو نداره، بر عهده نمی گیره چون عقوبتش نزد خداوند خیلی زیاده. روحانی حرف هایی می زنه و بعد وقیحانه خلافش رو عمل می کنه و هرگز کسی نمی تونه بهش بقوبولونه که بابا جان، خودت این حرف رو زده بودی و این وعده رو داده بودی(تابلوترینش همون وعده ی لغو (و نه تعلیق) تمام تحریم ها!) خب این باعث میشه که انسان فکر کنه که حتی اگه روحانی دروغگو نباشه(در خوشبینانه ترین حالت) اما قطعا انسان مغلطه کاری هست! ینی یه جوری صحبت می کنه و وعده میده که همه ی مردم ازش یه برداشتی می کنن، ولی بعداً می فهمن که منظورش یه برداشت دیگه بود!!! و هرگز هم گردن نمی گیره!! نداشتن تقوا همچنین باعث میشه که شخص، اونطور که باید از راهنمایی های دلسوزانه ی رهبر استفاده نکنه و حتی بهش دهن کجی کنه و در عین حال در بعضی از امور برای فریب مردم با کمال وقاحت از اسم و رسم رهبری مایه بذاره!!!  از این جهت من شدیداً معتقدم که روحانی از نظر  تقوای لازم برای تشکیل دولت بسیار در سطح ضعیفی قرار داره.

-          رشد علمی به شدت در این دولت کاهش پیدا کرد. خود روسای دانشگاه های فنی مهم کشور –با اینکه هم فکر این دولت هستن- اعتراف کردن که رشد علمی و شتاب علمی کاهش پیدا کرده و حتی تعداد مقاله هایی که ما به صورت جهانی منتشر می کردیم، کم شده! با این حال، من در این ادعا به آمارها تکیه ندارم، بلکه چیزیه که خودم دیدم و چشیدم. در این زمینه قاطعانه روی نظرم هستم که لااقل در رشته های فنی مهندسی ضربه ای که این دولت به علم کشور ( و به خصوص جوون ها) زد، هیچ دولتی نزد! در واقع این دولت اصلا و ابدا اعتقادی به «ما می توانیم» نداره و اینو تو این چهار سال (و البته تو حرف هاش) ثابت کرده. صنعت هسته ای که واضحه بر همه که چه بلایی سرش اومد. صنعت هوافضا در این دولت تقریباً می تونم بگم به مرز نابودی رسید. به اخبارهای ملاحظه کارانه و دروغ های رسانه ای صدا و سیما در این چهار سال نگاه نکن، بارها از دستاوردهای هوافضایی صحبت می شد در تلویزیون که اصلاً جدید نبودن و بازدید فلان وزیر یا شخص رئیس جمهور از اون مثلاً دستاوردها کاملاً نمایشی بود و فریبی بیش نبود. دانشگاه شریف ماهواره ی آزمایشی دانشجویی ساخت ولی این دولت هرگز اجازه نداد که پرتاب بشه... فعالیت های شرکت های دانش بنیان به کلی مختل شد در این دولت و هیچ حمایت مالی ازشون نشد... من خیلی متاسفم که هیچ کدوم از نامزدهای منتقد دولت در مناظره ها حرفی از این فلج شدن های علمی نزدن.(هرچند آقای میرسلیم عزیز چند جا تو سخنرانی هاش درد دل ما مهندس ها رو گفت و من از این جهت خیلی دوس داشتم به میرسلیم رای بدم! چون اشراف کامل به بحث های فنی در کشور و بحث ارتباط دانشگاه با صنعت داشت و به خاطر دیسپلین خاصی که داشت و بی حاشیه بودنش، به نظرم می تونست رئیس جمهور خوبی برای کشور بشه) به همین دلیل من می خوام دو نمونه از این فلج شدن ها رو بگم بهت: 1) خیلی از مردم نمی دونن ولی در کشور ما چندین سال بود که بودجه ی کلانی اختصاص داده شده بود برای یک طرح ملی بسیار بزرگ که اگه به انجام می رسید، هم در دنیا مطرح می شدیم و هم به خودکفایی بزرگی می رسیدیم، و هم تولید علم در چند جهت در کشور اتفاق میفتاد: طرح ملی طراحی و ساخت هواپیمای مسافربری 150 نفره . دولت محترم به محض شروع دولتش این طرح رو تعطیل کرد و در واقع خواست اعلام کنه که «لازم نیست ما بتوانیم! به جاش وارد می کنیم!!» در نهایت هم دو سه تا دونه هواپیمای مرجوعی ایراددار رو با هزار التماس وارد کشور کرد و مث ندید بدیدها کلی رسانه ایش  کردن و هی باهاش عکس گرفتن!!!!! (این که وارد کردن این چند تا هواپیمای وارد شده چقد آب خورد و چه مشکلات زیرساختی ای براش در کشور وجود داره و چه کلاه گشادی سرشون رفت و چه تغییری واقعا در ناوگان هوایی کشور ایجاد شد، توضیحاتش یه کتاب میشه که اینجا فرصت بیانش نیس) ما دیگه از برزیل که بدتر نبودیم که! چند دهه پیش وقتی برزیل دید که بوئینگ آمریکا و ایرباس اروپا براش ناز می کنن، تصمیم گرفت خودش هواپیمای مسافربری بسازه و ساخت و وارد بازار جهانی شد. 2) در کشور ما سازمان مستقلی وجود داشت به نام سازمان فضایی... این سازمان زیرنظر نهاد ریاست جمهوری کار می کرد و در سازمان ملل هم ثبت بین الملی شده بود و تمام پروژه های فضایی ای که تا الان ایران انجام داد، محصول این سازمان بود. این سازمان برای ایران، حکم ناسا برای آمریکا رو داشت. پروژه های علمی و تحقیقاتی این سازمان هم به هیچ وجه نظامی و دفاعی نیستن... به عنوان چند نمونه از پروژه های این سازمان میشه به ساخت ماهواره ی مصباح، سینا، امید، پرتاب غرورآفرین ماهواره بر سفیر امید(که ما رو در زمره ی 8 کشور دارای فناوری پرتاب ماهواره قرار داد)، ساخت کاوشگرهای 1 تا 4، پرتاب محموله ی زیستی به فضا(میمون پیشگام) اشاره کرد... توی چشم انداز این سازمان، پرتاب انسان به فضا پیشبینی شده بود و اخبار موثق دارم که سازمان داشت خیلی جدی روش کار می کرد... این سازمان 16000 نیرو داشت اما دولت محترم در اولین اقدام علم دوستانه ش(!) این سازمان رو –که به هیچ وجه فعالیت هاش نظامی نبود- منحل کرد، نیروهاش رو به 9000 نفر رسوند(یکی از افرادی که اونجا مدیریت داره، به من گفت که دولت قصد داشت تعدیل نیرو رو به 3000 نفر برسونه ولی با دخالت رهبری سر همون 9000 نفر متوقف شد!) و اونو برد زیر نظر وزارت ارتباطات(ینی اینقد این دولت بی سواده که نمی فهمه اولا فعالیت های فضایی فقط در ماهواره خلاصه نمیشه، ثانیا ماهواره ها هم فقط در ماهواره های مخابراتی خلاصه نمیشن!!!)

 

این سه دلیل اصلی ترین دلیل من برای رای ندادن به روحانی هست... نه تنها بهش (و به دار و دسته ش) رای نمیدم بلکه بسیار نذر و نیاز هم می کنم که دولتش چهار ساله بشه ان شاءالله.

 

و اما رئیسی... خیلی نمی شناسمش...میگن آدم خوبیه، میگن آدم پاکیه، می گن باهوشه، آدم های مومنی ازش حمایت می کنن، میگن به شدت باتقواست، روحانی با اینکه خیلی تلاش کرد تخریب کنه وجهه ش رو، ولی خیلی موفق نبوده چون بهونه ای ازش ندارن ، میگن ظرفیت تعامل با اقشار مختلف و تفکرات مختلف رو داره، نمیدونم اینا چقد درسته... ولی من راستش خیلی به این دلایل کاری ندارم.

صادقانه دارم میگم من قاطعانه به رئیسی رای میدم چون رقیب اصلی روحانی هست!!! همین یه دلیل کافیه برای رای دادن به رئیسی برای کسی که از روحانی و دولت ریاکارش متنفره!

 

توضیحات1: یه چیزی که خیلی سر انتخابات ها دلمو می سوزونه اینه که یه عده بدون فکر (و فقط به خاطر احساسات و جوگیری و پیروی کورکورانه از جریانات مدنظر خودشون) رای میدن. به هر کی می خوای رای بدی، آزادی... حق قانونی و شرعی ته... راحت باش... فقط تو رو خدا خوب تحقیق و تفکر کن، یادت باشه از تک تک این رای دادن هامون در قیامت سوال خواهد شد و یادت باشه هر گلی زدیم، به سر خودمون زدیم!

توضیحات2: به چند پست آخرم در اینستاگرام رجوع کن لطفا 



[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 ] [ 20:14 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

سلام عزیزان،

می دونم که دیگه مث سابق اینجا طرفدار نداره(قبلا هم البته طرفدار خاصی نداشته ها) بلاخره هرچی باشه در دنیای تلگرام و اینستاگرام دیگه کسی به یه کلبه ی کوچیک و خلوت سر نمی زنه! همه می خوان چیزای سطحی و فوری رو بخونن و رد بشن... و فقط اونا رو فوروارد کنن برا بقیه! همین!! مردم این دوره زمونه دیگه حوصله ی خلوت کردن با خودشون رو ندارن!

به هر حال من هنوزم معتقدم چیزی نمی تونه جای وبلاگ رو بگیره، همون طور که چیزی نمی تونه جای کتاب رو بگیره... بنابراین من به شخصه قصد ندارم اصلا اینجا رو ترک کنم... هرگز هم برای خوشامد کسی اینجا ننوشتم و دغدغه ی اینو نداشتم که مثلاً چند نفر نظر گذاشتن و کیا نظر گذاشتن و چیا نوشتن و ... ولی اعتراف می کنم که نظرات خواننده های اینجا (یا حتی غریبه هایی که فقط یه بار اومدن به این وب و نظر گذاشتن) گاهی خیلی برام مفید بود و خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم... به خصوص که بعضی از دوستان اهل اندیشه و تحلیل بودن و با نظرات خوبشون فکرمو باز می کردن اینجا...

متاسفانه میهن بلاگ اومده به جای کد تصویر، یه سیستم امنیتی دیگه(به نام کپچا) گذاشته برای بخش نظرات برای اینکه جلوی مزاحمت های تبلیغاتی و نظرات سازماندهی شده توسط ربات ها رو بگیره، اما همه شاکی هستن، چون تقریبا تو هیچ مرورگری(حتی در جدیدترین ورژنش) کار نمی کنه و چون کار نمی کنه نمی شه نظر رو ارسال کرد!!!!! حالا انتقاد کردیم، امیدوارم پاسخگو باشن...(توی بخش اخبار میهن بلاگ، شماهایی هم که میهن بلاگی نیستین، می تونین برین اعتراض تونو بنویسین... جالبه که فقط تو همون صفحه ی اعتراضی خودشون کپچا کار می کنه!!!! :| )

از این بابت، خواستم عذرخواهی کنم ازتون... البته نمی دونم دیگه اصن کسی هست اینجا رو بخونه یا نه، و اگه هست چند نفر هستن، اما بعید می دونم خواننده های اینجا به تعداد انگشتان یک دست هم برسن :)

با این حال از همون یکی دو نفر باقی مونده عذرخواهی می کنم بابت این سیستم جدید و ناکارامد میهن بلاگ، امیدوارم زودتر برش دارن، تا اون موقع اگه نظری یا تحلیلی یا انتقادی دارین، فعلا از گزینه ی "تماس با ما" در بخش «گزینه ها» سمت چپ وبلاگ استفاده کنید تا ببینیم میهن بلاگ چیکار می کنه. ممنون از همه تون...  



[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 ] [ 13:08 ] [ *برف دونه* ] نظرات رو اینجا باز گذاشتم

در فضای مجازی فقط پیج ها و سایت های طرفدار روحانی هستن که شدیداً در حال تمسخر و تحقیر سایر نامزدها هستن... ینی از تمسخر قیافه و لباس پوشیدن نامزدها بگیر تا تکیه کلام ها و توپوق ها و رفتارهاشون... و تنها دلیلی که برای توجیه 8 ساله شدن این دولت دارن اینه که دولت قبلی اینقد گند زده که 4 سال برای این دولت خیلی کم بوده که جمع کنه اون گندها رو!!!!!!!!!! (خدا می دونه بعد از اتمام 8 ساله شدن دولت، چه بهانه ای قراره بیارن برای این همه کم کاری و فشل بودن!) یه عده جوون قرتیِ خام هم همین توجیحات رو تکرار می کنن، یکم تعقل نمی کنن ببینن مملکت این همه مشکل داره، به خاطر 8 سال دولت محمود احمدی نژاد بوده فقط؟ یا به خاطر 28 سال ریاست تفکر روحانی و امثال روحانی در رأس امور کشور(8 سال میرحسین موسوی + 8  سال هاشمی رفسنجانی + 8 سال محمد خاتمی + 4 سال حسن روحانی)؟؟!! واقعا کدوم بیشتر فرصت داشتن که مملکت رو گند بزنن و بچاپن و کدوم بیشتر فرصت داشتن که اونو آباد کنن؟! (جداً اینو دوس دارم دوستان غرب گرا و انقلاب گریز(!) ما پاسخگو باشن)

شما پیج های طرفداران هیچ کاندیدای دیگه ای رو نمی بینین که تا این حد به تمسخر و تحقیر و سخنان سخیف در مورد سایر نامزدها پرداخته باشه!(غالباً هم استدلالی برخورد نمی کنن با مطالب و برنامه های سایر نامزدها، فقط تمسخر می کنن) البته از اول هم واضح بود چه کسانی اطراف روحانی و دار و دسته ش جمع میشن! یه عده هوچی گر دور امثال روحانی و جهانگیری که خدای هوچی گری و دروغگویی هستن...

توضیحات1: هرچند به شخصه خیلی سبک شدم از حرف های قالیباف در برنامه ی «با دوربین» و «مناظره» ولی لازم بود با پنبه سر ببره و نذاره فضا به سمت تنش و جنجال بره، چرا که نون امثال روحانی در هوچی گری و تنش زایی هست و چون هرگز اهل اندیشه و استدلال نیستن و کوچک ترین تقوایی در مسئولیت هاشون ندارن و از فرق سر تا نوک پاشون رو تکبر فرا گرفته، به جای پاسخ به سوال ها، سریع شروع می کنن به گرد و خاک هوا کردن و خب این، بهترین راه برای رأی جمع کردن از مردم مخالف نظام، مردم غربگرا، مردم ماهواره گوش کن، مردم سطحی نگر، مردم غیرمذهبی و دین گریز و مردم مرفه بی درد در جامعه هست.

توضیحات2: حرف های بالا به این معنی نیس که بنده طرفدار قالیباف هستم... من هنوز تصمیم نگرفتم به چه کسی رأی بدم چون هیچ کدوم از نامزدها از نظر من اونی که باید باشن، نیستن و با حالتی که انتظار دارم، خیلی فاصله دارن... من فقط می خوام این دولت فشل و ناکارامد و مفت خور و هوچی گر دیگه ادامه پیدا نکنه، همین...




دیروز تو مناظره، محض رضای خدا یک نفر در مورد فرهنگ صحبت نکرد!!!

یه دونه از سوال ها، در مورد فرهنگ و معضلات فرهنگی نبود... (بماند که تا اسم فرهنگ میاد، همه یاد سینما و هنر و اینا میفتن!!!!)

یک نفر نگفت معضل ازدواج جوونا، اول از همه ریشه در فرهنگ داره، نه در مسکن و شغل و وام. هیچ نامزدی حرف از فرهنگ نزد... کوچک ترین دغدغه ای در باب فرهنگ وجود نداشت در ذهن هیچ کدوم از اون ها... جای تاسف داره... واقعا جای تاسف و تاثر داره...

هیچ سوالی در مورد این نبود که آقای نامزد محترم، برنامه ی شما برای دیندار شدن مردم چیه؟ برنامه ی شما برای تقویت اسلام ناب در جامعه چیه؟ برنامه ی شما در مورد افزایش معنویت در جامعه و کاهش جرم و جنایت چیه؟ برنامه ی شما برای آموزش و پرورش بچه های این سرزمین چیه؟!

واقعا متاسفم که با این سیستم فکری، می خوایم یکیو بذاریم رئیس جمهور کشور اسلامی!!! واقعا متاسفم برای طراحان مناظره ی امسال...با اون سوال های مسخره و کلیشه ای!!

توضیحات1: حالا نیس خیلی برنامه های اجتماعی شونو تبیین کردن کاندیداها؟! :| فقط همه می گن اینجوری باید بشه اونجوری باید بشه!! هیچ کس دوزار برنامه نداشت! یا لااقل نگفت! ایننننن همه وقت داشتن هر کدومشون، ولی کوچک ترین استفاده ی مفیدی ازش نکردن...

توضیحات2: روحانی و جهانگیری یه جوری میگفتن اینطور باید بشه اونطور باید بشه انگار در چهار سال اخیر، عمه ی بنده رئیس دولت بود!!!!

توضیحات3: امسال سطح همه ی نامزدها بسیار پایینه متاسفانه و مجبوریم صب کنیم و مطابق آنچه پیش میاد در روزهای آخر، بین بد و بدترها، بد رو انتخاب کنیم.

توضیحات4: چقد راحت همه ی نامزدها دم از حل مشکلات می زنن، و معتقدن همه ی مشکلات مربوط به فقر و بیکاری و عدالت و شکاف طبقاتی و ظلم این مردم حل میشه، در حالی که این مشکلات بشر تا قبل از ظهور منجی الهی، هرگز به طور کامل که حل نمیشه هیچ؛ بلکه اضافه هم میشه... چقد ایده آل گرا و فانتزیه فکرم اگه بگم باید اولین و مهم ترین سوال از هر نامزدی این می بود که برنامه ی دولت شما برای تعجیل در ظهور مولامون بقیه الله(ع) چیه...!! آه...



[ شنبه 9 اردیبهشت 1396 ] [ 19:29 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

هر بار که وقت انتخابات می رسه، این قضیه منو رنج می ده که چرا غالب مردم ما باید اینقد جوگیرانه و بدون فکر و تحقیق رأی بدن که نامزدها اینطور دنبال ایجاد جو و احساساتی کردن مردم(شما بخونید توهین به شعور مردم) برن!

وقتی بزرگان می فرمایند که انتخابات یکی از بزرگ ترین امتحان های ملت ماست، به این معنیه که باید تمام وقت و انرژی و دقتمونو بذاریم تا از این امتحان پیروز بیرون بیاییم...  اما آیا واقعا ما اینطوریم؟! اگه آدم یه امتحان مهم داشته باشه، همینجور ول می چرخه و سر جلسه از این و اون می پرسه چه جوابی به سوالات بده؟! یا از چند ماه قبل براش تلاش می کنه و سعی می کنه خوب درس هاشو بخونه؟! آیا حواسمون هست که انتخابات ریاست جمهوری مهم ترین انتخابات کشوره و یکی از مهم ترین امتحانات این ملته و تاثیر انتخاب های ما مستقیماً به خودمون و به فرزندانمون می رسه؟!

یک عده که کلاً اصن رأی نمیدن! خب الحمدلله!!! من کاری به این دسته ندارم فقط دو جمله خطاب به این سیب زمینی های عزیز(!) بگم و اونم این که هیچ اشکالی نداره که رأی نمیدین هیچ وقت اما اینو بگم که بعداً شماها خیلی غلط می کنید اگه بخوایید انتقادی به دولت یا مجلس یا مشکلات شهری و مشکلات مملکت داشته باشید!! بهتره سرتون تو آخور خودتون باشه و کاری به کار سیاست و اقتصاد و وضعیت معیشتی و مشکلات جوانان نداشته باشید. والسلام! :| 

اما سایر عزیزان که رأی میدن همیشه(با هر سلیقه و عقیده ای که هستن) حواسشون باشه که با فکر رأی بدن... اگه دقت کنین در دوره های اخیر انتخابات ریاست جمهوری همیشه کسانی پیروز انتخابات شدن که بهتر تونستن مردم رو احساساتی بکنن(حالا چه احساسات مثبت چه منفی). هر نامزدی که با حماسی حرف زدن یا با مظلوم نمایی یا با ایجاد جوهای متضاد و هیجان انگیز بیشتر تونست بیشتر مردم رو به هیجان بیاره و بیشتر بولد بشه، اون تونست پیروز انتخابات بشه... واقعاً چرا؟!

در این سال ها داشتیم نامزدهایی که حرف های مهم و بسیار واقع گرایانه ای می زدن و برنامه های خیلی خوبی داشتن، ولی بلد نبودن(یا نمی خواستن) جو ایجاد کنن و مردم رو احساساتی کنن... این افراد هیچ وقت رأی نیاوردن!!

این خیلی بده... که مردم ما که در بسیاری از بزنگاه های حساس تونست از امتحان های بزرگ پیروز بیرون بیاد، سر انتخابات(اونم انتخابات ریاست جمهوری)  اینطور احساسی و بدون فکر عمل کنه... و خب نتیجه میشه همین مشکلاتی که داریم در فرهنگ و اقتصاد و سیاست کشور می بینیم... از ماست که بر ماست!

خیلی هامون که همون صبح روز انتخابات تازه برمیگردیم به هم میگیم خب فلانی به کی رأی بدیم بلاخره؟!!!!! خیلی های دیگه مون هم که اصن برنامه های نامزدها رو دنبال نمی کنیم و همینجوری –بنا به پس زمینه های فکری بعضاً غلط خودمون- یکیو از پیش انتخاب می کنیم و بهش رأی میدیم... خیلی هامون هم به فلانی رأی میدیم چون هم حزبی ها و هم تفکری هامون (یا در حالت جالب تر، یه عده بازیگر سینما و خواننده و فوتبالیست و سلبریتی!) گفتن از فلانی حمایت می کنن!! و از همه جالب تر، خیلی هامون به فلانی رأی میدیم از لج اون یکی نامزد که بعضی از حزب ها –که ازشون متنفریم- گفتن ازش حمایت می کنن!!!! :|

واقعاً اینطور می خواییم کسیو انتخاب کنیم که قراره دومین مقام بالای کشور و در رأس قوه ی مجریه باشه؟ کسی که تا چهار سال سیاست هاش و برنامه هاش تمام زندگی ما رو تحت تاثیر قرار میده...

من امیدوارم مردم ما (مخصوصاً تحصیل کرده ها و جوانان) با دقت و خردمندانه، تمام برنامه های انتخاباتی تمام نامزدها رو دنبال کنن، به حرف هاشون با دقت و حوصله گوش بدن، پای صحبت هاشون بشینن، برنامه هاشون رو تحلیل کنن، به عمق حرف هاشون فکر کنن، ایدئولوژی شون رو آنالیز کنن، سوابقشون رو مطالعه کنن، با افراد دیگه –خصوصاً از سلایق مخالف- مباحثه کنن و در نهایت خردمندانه تصمیم بگیرن که به کدوم نامزد رأی بدن.

یادمون باشه که ما می خواییم رییس جمهور –ینی رئیس قوه ی مجریه- رو انتخاب کنیم... بنابراین باید کسی انتخاب بشه که برنامه های مدون و منسجم اجرایی در حوزه های سیاست، اقتصاد، فرهنگ و ... داشته باشه... نه صرفاً کسی که خوش بیانه یا نماینده ی فلان حزب یا فلان جبهه ست یا کسی که آدم خوب و پاکیه! چه بسا نامزدی در بین نامزدها باشه که عقایدش با عقاید ما جور باشه و از نظر اخلاقی و دینداری و پاک دستی بسیار جلو باشه ولی مدیر اجرایی خوبی نباشه... بنابراین یادمون باشه که درگیر جوهای ایجاد شده در رسانه ها و خصوصاً فضای مجازی نشیم و چنان عاقلانه اسمی رو در برگه ی رأی بنویسیم که فردای قیامت بتونیم در برابر سوال خداوند، از انتخابمون دفاع کنیم...

ان شاءالله خداوند انتخابات این دوره از ریاست جمهوری رو ختم به خیر کنه ... آمین...



[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ] [ 18:03 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

پریشب با آقای همسر رفتیم سینما که فیلم "ماجرای نیمروز" رو ببینیم... تعریفش رو زیاد شنیده بودیم... و دیدیم تو یه مدت کمی خیلی فروش کرد... این شد که رفتیم ببینیمش... بذار حرف آخر رو همین اول بزنم:

ببین! آب دستته، بذار زمین برو سینما ببین ش!

 Image result for ‫ماجرای نیمروز‬‎

واقعاً محشر بود... از همه نظر...

کارگردانش محمدحسین مهدویان هست، یه جوون متولد سال 60 که قبلاً مستند زندگی شهید حسن باقری(آخرین روزهای زمستان) و فیلم سینمایی حاج احمد متوسلیان(ایستاده در غبار) رو ازش دیدیم.

Related image

موضوع فیلم «ماجرای نیمروز» مربوط میشه به اتفاقات تلخ سال 60، سالی که منافقین رسماً وارد فاز مسلحانه برای مبارزه با نظام اسلامی شدن. ترورهای آیت الله بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و ترور حضرت آقا که اون موقع امام جمعه ی تهران بودن... و همچنین ترورهای کور منافقین تو کوچه و خیابون... بارها در این باره خوندیم و شنیدیم ولی من حتی فکرشم نمی کردم اوضاع شهرها(به خصوص تهران) ایننننقد وحشت آور و خوفناک بوده باشه... این فیلم واقعاً مث یه تونل زمان می بردت به سال 60 در تهران... صحنه ها محشره... اصن من نمی دونم اینا کجا فیلم برداری این فیلم رو انجام دادن که اینققققد شبیه خیابون های سال 60 تهران شدن!

ماجرای این فیلم، مربوطه به یه تیم اطلاعات عملیات که می خوان عامل این ترورها رو کشف کنن... یه ماجرای فوق العاده هیجان انگیز و اکشن و در عین حال تاثیر گذار!

در تاثیرگذاری و موفقیت داستان پردازی این فیلم همینقد بهت بگم که وقتی به این تیم اطلاعاتی خبر میدن که مثلاً ساختمون حزب جمهوری رو امروز صبح منفجر کردن، اینقد توی فیلم غرق هستی که با خودت میگی واااای شهید بهشتی هم اونجا بود، نکنه کشته شده باشه!!!!!!!!!! یا چند وقت بعدش که قضیه ی انفجار ساختمون پاستور رو می گن تو فیلم، با خودت میگی واااااای نکنه رجایی هم آسیب دیده باشه!!! ینی تا این حد این فیلم تو رو می بره تو زمان سال 60 و الحق که صحنه ها کاملاً متناسب اون سال هست. بازیِ بازیکنانش هم که حرف نداره... اصن یه درصد احتمال نمیدی اینا دارن فیلم بازی می کنن!!

به نظر من این فیلم هیجان انگیز اگه واقعی نبود، به اندازه ی کافی جذاب بود خودش... دیگه چه برسه وقتی می فهمی ماجراهای این فیلم کاملاً واقعی و بر اساس تاریخ ساخته شده و فقط اسم ها رو عوض کردن و چقد حس عجیبی بهت دست میده وقتی می فهمی همین سی و خرده ای سال پیش تو همین کشور، این بلاها رو سر مردم بی گناهت آوردن... مردمی که مث کوه محکم بودن و ذره ای غر نزدن و اعتراض نکردن و با قدرت پشت انقلابشون، پشت نظامشون واستادن... مردمی که هنوز از انقلابشون فارغ نشده بودن که جنگ در گرفت و هنوز خوب پردازش نکرده بودن چی شده که همزمان بحث کردستان و بحث این ترورها هم پیش اومد... این همه امتحان سخت به صورت همزمان برای یه ملت، واقعا عجیبه... و مردم صبور ما چه سرافرازانه و چه مقتدرانه از این امتحان ها بیرون اومدن... احسنت به سازندگان این فیلم که جوونای امروز رو بردن به اون زمون تا شاید کمی درک کنن که برای امنیت این خاک چه خون دل ها که خورده نشد و چه بی گناه هایی که شهید نشدن... باورم نمیشه یه کارگردان نسل سومی انقلاب، این فیلم رو ساخته باشه!! کسی که خودش تازه تو همون سال به دنیا اومده بود!

دیدن این فیلم محشر رو از دست نده... زودتر برو چون ممکنه دیگه کم کم اکرانش از پرده ها برداشته بشه چون مدت هاست که رو پرده ست.

Image result for ‫ماجرای نیمروز‬‎

و در ضمن، لطفاً منتظر نمون اینجور فیلم های ارزشی که سازندگانش جوون هستن، بیاد تو تلویزیون  که بعد ببینی ش، برو سینما و به خاطرش پول بده تا این سازندگان جوون و پردغدغه انگیزه ی فیلم سازی های مشابه رو پیدا کنن. امیدوارم سینمای ایران و انقلاب روز به روز پرمحتواتر و موفق تر بشه و به زودی شاهد فیلم های استراتژیک و ارزشی بیشتری باشیم.

با آرزوی موفقیت در دنیا و اجر اخروی برای محمدحسین مهدویان(نویسنده و کارگردان) و سید محمود رضوی(تهیه کننده)



[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 22:33 ] [ *برف دونه* ] دوست دارم نظرتو بشنوم...

این که آدم یکیو داشته باشه که پایه ی انواع بحث های اعتقادی و تحلیلی و سیاسی و تاریخی و اینا باشه، خیلی نعمت بزرگیه... حتی اگه علم و اطلاعاتش از تو کمتر باشه، مث یه استاد متفکر می مونه که کمکت می کنه فکرت باز بشه و از زاویه های مختلفی به قضایا (چه قضایای ریز زندگی روزمره ی ما آدم ها، چه قضایای کلان کشور و اسلام و جهان و عالم هستی) نگاه کنی... این خیلی خیلی باارزشه... اصن به نظرم انسانی که تحلیلگر و آگاه به مسائل روز نباشه و دید تحلیلی به مسائل ریز و درشت نداشته باشه و یا ذهنش تحلیلی باشه ولی حوصله ی مباحثه نداشته باشه، خسته کننده ترین آدم روی زمینه و بیش از نیم ساعت نمیشه کنارش نشست و دوستی باهاش ادامه دار نمیشه! خلاصه اگه چنین کسیو تو زندگی ت داری، خیلی قدرشو بدون!

بله! داشتم می گفتم... ینی من از خدامه فقط وقتایی که خونه شون هستیم، یه فرصتی پیش بیاد که خودم و خودشون تنها بشیم باهاشون مباحثه کنم! پدرشوهرمو عرض می کنم! کارم هم فقط همینه که بحث رو باز کنم (با یه سوالی ابهامی نظری چیزی) و بذارم بقیه شو خودشون ادامه بدن... چون می خوام وقتی صحبت می کنن، شنونده باشم بیشتر و ازشون چیز یاد بگیرم.

نکته ی خیلی عجیب قضیه می دونی چیه؟

اینه که ایشون نه خیلی اهل مطالعه ست(در سال های اخیر) نه استاد دانشگاهه، نه روحانیه، نه فعال فرهنگیه ظاهراً، نه تحصیلات خیلی بالا و خفنی داره و نه اهل فضای مجازیه، ولی خیلی از چیزایی که ایشون در تحلیل هاشون میگن، من به هیچ وجه در آدم های عادی همسن ایشون که هیچی، حتی در دانشجوهای تحصیل کرده ی مذهبی و فرهنگی هم نشنیدم اصن!... ینی مسائلی که میگن و تحلیل هایی که بیان می کنن، اولاً خیلی به روز هستن، ثانیا خیلی موشکافانه و دقیق و کاملاً منطبق بر اصول اعتقادی. این خیلی عجیبه! مثلا یهو ایشون در فلان تحلیل سیاسی یا فرهنگی و یا حتی تاریخی از زاویه ای به موضوع نگاه می کنن و نکاتی رو میگن که من در سخنرانی های سنگین اعتقادی استاد پناهیان عزیزم اون نکات رو شنیدم!!!!!O_o

گاهی با خودم فک می کنم چی میشه که یکی اینجوری میشه... منِ دانشجویی که خیر سرم تحصیل کرده هستم، پای کلی سخنرانی نشستم، کلی کتاب خوندم، با آدم های گنده سر و کله زدم، تو کلاس ها و دوره ها و جریان شناسی های مختلف شرکت کردم، دیدم تا این اندازه وسیع و جامع و دقیق نیس که دید ایشون... واقعاً علت چیه؟! باید چیکار کنم که مث ایشون بشسم؟!

خودم با کمی فکر به این نتیجه رسیدم( شاید جوابم هنوز ناقصه ولی قطعا غلط نیس) که سه دلیل داره که این شخص اینطور «حکیم» از آب در اومده(حکمت در حد وسع و ظرفیت خودش) یکی رعایت تقواست(نه فقط تقوا، بلکه ورع) که طبق آیات صریح قرآن، موجب میشه خدا به انسان حکمت بده؛ یکی جهاده(ایشون از رزمندگان دفاع مقدس و همرزم شهید احمد کاظمی بودن) که اگه کسی خالصانه پای در راه خدا بذاره، خدا هدایتش می کنه و یکی هم مسجدی بودن که موجب میشه همیشه آگاه به زمان باشی و نور حضور در بین مومنین در وجودت بشینه...

برای خودم تکرار می کنم:

برف دونه! تقوا داشته باش تا خدا بهت حکمت بده... با مومنین نشست و برخاست کن و به خونه ی خدا زیاد رفت و آمد کن که خدا تو رو در زمره ی نیکان و آگاهان و هدایت شدگان و دارندان فرقان قرار بده... و تلاش کن برای خدا پای در راه جهاد فی سبیل الله بذاری که آخرتت باهاش تامینه. با خودت تکرار کن برف دونه... اینقد تکرار کن که اهل عمل بشی...

خلاصه که من قطعا خیلی خوشبختم که پدر دومم همچین شخصیت جذاب و حکیمی از آب در اومده برام ^____^ امیدوارم یه روزی مث ایشون بشم :)

توضیحات1: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَیُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا دارید، براى شما [نیروى‌] تشخیص [حق از باطل‌] قرار مى‌دهد؛ و گناهانتان را از شما مى‌زداید؛ و شما را مى‌آمرزد؛ و خدا داراى بخشش بزرگ است.» سوره ی انفال-آیه 29

توضیحات2: « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» «و كسانى كه در راه ما كوشیده‌اند، به یقین راه‌هاى خود را بر آنان مى‌نماییم و در حقیقت، خدا با نیكوكاران است.» سوره عنکبوت- آیه 69



[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 17:44 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

تعداد کل صفحات : 93 ::     1  2  3  4  5  6  7  ...