!!ورود هر گونه دغدغه، ممنوع




این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ یکشنبه 4 تیر 1396 ] [ 05:30 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

برف دونه!

از دستت خیلی عصبانی ام! :|

واقعا خجالت نمی کشی؟!

این همه تنبلی... این همه کسلی... این همه بی خاصیتی... آخه چرا؟! چت شده؟

سالمی، مشکل خاصی نداری، خانواده ی خوب داری، اوضاع زندگی ت خوبه، درس و دانشگاه هم که دیگه نداری، پس دیگه چه مرگته؟! چرا هیچ کار مفیدی نمی کنی؟ چرا اینقد بی اراده شدی؟!

شب که میخوای بخوابی، میگی فردا دیگه حتما این چند تا کارو انجام میدم... صبح میشه و دست و دلت به انجام هیچ کدوم از اون کارا نمیره!!! دوباره شب که میشه، میگی دیگه فردا حتما انجامش میدم... و به همین ترتیب... الان سه ماهه می خوای بعضی از کارا رو انجام بدی و هنوز موفق نشدی!!!

این تویی واقعا؟! تویی که اوننننن همه پرانرژی بودی، تویی که اون همه اهل مطالعه بودی، اهل کار فرهنگی، اهل ورزش، اهل هنر، ... آخه چت شده... :(

Image result for ‫خسته‬‎

توضیحات: هوای نفس چنان بر من غلبه کرده که نتیجه ش شده فلح شدن... فک میکردم این اتفاق لااقل در سن 60 سالگی برام بیفته ولی الان افتاده!!!! :( خیلی ناراحتم... از دست خودم خیلی عصبانی و کلافه م... و راستشو بخوای اعتراف می کنم مستاصل شدم :( شاید باورت نشه ولی این شب های قدر همه ش دعام فقط اینه که خدایا، بهم اراده بده... مث قدیما... هوای نفس بر من غلبه کرده... منو فلج کرده... خیلی کارا می خوام بکنم ولی هیچ کدومش رو انجام نمیدم... کارای کوچیک حتی... کارای روزمره... منظورم کارای معنوی خاص یا کارای فرهنگی یا اینجور چیزا نیس... خدایا کمکم کن... به حق این شب های قدر... :(



[ شنبه 27 خرداد 1396 ] [ 19:30 ] [ *برف دونه* ] برام دعا کن لطفا :(

چند شب پیش رفتیم سینما تا فیلم ویلایی ها رو ببینیم...

پیشنهاد می کنم اگه هنوز وقت هست، برین این فیلم رو ببینین ولی نه به خاطر خوب بودنش، بلکه صرفاً به خاطر حمایت از فیلم های دفاع مقدسی... همین!

فیلم جالبی نبود... البته از نظر فنی خیلی خوب و طبیعی ساخته شده بودا... بازیگرا هم خوب بازی کردن... ولی خب...

می دونی... ایراد اصلی و مهم این فیلم این بود که خالی از هر نوع محتوای ارزشی و دفاع مقدسی بود... این فیلم رو، ینی دقیقا همین فیلم رو با تمام سکانس ها و دیالوگ هاش (و البته با تغییر نام ها و حذف همون یه تیکه ش که خانم ها دارن دعای توسل می خونن) قشنگ میشد با بازیگرای خارجی ساخت مثلا در مورد جنگ ویتنام یا جنگ جهانی یا هر جنگ دیگه ای در هر زمان یا مکانی... یه تعداد زن های رزمنده ها و فرمانده ها توی یه شهرک تو اندیمشک اسکان داده شدن تا به همسراشون نزدیک باشن که گاهی اونا رو ببینن، و هر از چند گاهی خبر شهادت یکی از این شوهرها رو برای خانم ها میارن که موجب خلق صحنه هایی احساساتی میشه! همین... کل ماجرای فیلم همینه و اتفاق خاصی توش نمیفته... این وسط سیما، همسر یکی از این فرمانده ها، یکم توجیه نیس و می خواد دو تا بچه هاشو ورداره ببره خارج... منتها تا آخر فیلم به دلایلی موندگار میشه...

Image result for ‫ویلایی ها‬‎

شما در این فیلم یه تعداد خانم رو می بینین که حرف های خاله زنکی می زنن، مربا و ترشی درست می کنن، با بچه ها بازی می کنن، لباس می شورن، گاهی آرایش می کنن، دلتنگ شوهرهاشون میشن، و وقتی خبر شهادت یکی از شوهرها می رسه، به همسر اون شهید، دلداری میدن، همین!!! هیچ خبری از تفکرات زینب گونه، افکار مجاهدانه، تبیین ایدئولوژی های انقلابی و جهادی، صبر و استقامت در راه خدا و بیان ارزش های مقاومت و حتی ایران دوستی و وطن دوستی و تعصب ملی دیده نمیشه در این فیلم و در صحبت های زنانه ی بازیگرهاشون... حتی وقتی سیما با عصبانیت به خیری(که عملاً مسئول خانم های اونجاست) میگه که من نمی خوام بچه هام تو این شرایط بحرانی بزرگ بشن، دیالوگی که خیری میگه کوچک ترین رنگی از مقاومت و وطن پرستی نداره، فقط میگه همه ی این زن هایی که اینجا هستن، دارن سختی می کشن!! خدایی ش شما جای سیما باشین، قانع میشین؟!!! خیلی ها خیلی جاهای دنیا دارن سختی می کشن، مام باید حتما بریم اونجا سختی بکشیم ینی؟! این عاقلانه ست؟!  این چه استدلالیه؟!!

حقیقتاً دنیای سینما در حوزه ی دفاع مقدس، بسیار بسیار عقبه از دنیای کتاب ها در این حوزه... وقتی گشتی می زنی در کتاب های دفاع مقدسی، چنان به زن های فعال در دفاع مقدس، همسران فرمانده ها، همسران شهدا، مادران شهدا و زنان مبارز اون دوران می بالی، که با خودت میگی کاش ذره ای از اون شجاعت زنانه رو می داشتی... این فیلم کوچک ترین اثری از رشادت های زنانه ی دوران دفاع مقدس رو نشون نداد به نظرم... وگرنه این که دلهره ی زنده بودن شوهرت رو داشته باشی که هر لحظه ممکنه خبر شهادتش رو برات بیارن، که خب هر جای دنیا جنگی هست، وضع و حال زن ها همینه دیگه... خیلی چیز خاصی نیس...

امیدوارم فیلم های بهتر و واقعی تری از رشادت ها و شجاعت ها و عجایب زن ها در دفاع مقدس ایران ساخته بشه تا شاید بخشی از اون حماسه های زنانه رو نسل های بعد درک کنن...

توضیحات: ولی هیچی کتاب نمیشه... کتاب های دفاع مقدسی الحق که بسیار جلودار و پیشتاز هستن و به خوبی تونستن بخش های زیادی از گنج ها و ماجراهای عجیب و حیرت آور دفاع مقدس رو روایت کنن... خوندن این کتاب ها رو از دست نده...



[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 18:05 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

                               روحانی اگه چارتا کار مثبت تو دولتش کرده باشه، با انگیزه ی رای آوردن تو دور دوم بود! 
                              
                               ولی حالا تو دور دوم که دیگه چنین انگیزه ای وجود نداره، خدا به خیر کنه!!! :))))))))))


[ جمعه 12 خرداد 1396 ] [ 12:54 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

همسایه ی جدیدمو بهت معرفی می کنم!

خانم گل!!

یه زن جوون و دوست داشتنی و آروم و عفیف و باوقار! خیلی همسایه ی خوبیه، صداش در نمیاد، آزارش به کسی نمی رسه... اون روزای اول می دیدم که هی با شوهرش میان و میرن، اول توجه نکردم بعد فهمیدم که قراره همسایه مون بشن... تازه ازدواج کردن... شوهرش هم –جای برادر- مرد خوبیه، پرتلاش و پرمحبته... وقتایی که میاد خونه، کلی قربون صدقه ی خانم گل میره، معلومه می خواد جبران نبودنش هاش رو بکنه، چون بیشتر روز رو نیس... یه مرد مهربون درک می کنه که گاهی برای ما زن ها خیلی سخته که کل روز رو تنها تو خونه باشیم... البته یکی دوبار هم دیدم که وقتی آقای لونه (وقتی شوهر من میشه آقای خونه، شوهر اون میشه آقای لونه دیگه!!) اومد، صداشون رفت بالا... ظاهراً بگومگویی بوده... ای بابا... به ما چه! زندگی مشترکه دیگه، بلاخره بالا و پایین داره... نباید که دخالت کرد... والا! دعوا نمک زندگی زن و مرده (البته چه بهتر که آدم بدون نمک زندگی کنه!!! اینجوری برا سلامتی هم بهتره!)... البته این بگومگوها هیچ وقت طول نکشید... این دو تا عاشق تر از اون هستن که سر یه چیز کوچیک، دل های همو بشکونن یا احترام ها رو بریزن... مرد خونه (یا لونه) که مدیر باشه، سریع جمع می کنه این دلخوری ها رو و زود همه چیو به حالت اول بر می گردونه، کافیه یکم ناز زنشو بکشه... ما زن ها خیلی زود راضی میشیم، خیلی زود! و البته زن هم باید گذشت کنه و سخت نگیره و چشمشو رو خیلی چیزا ببنده... و هر وقت که عصبانی شد و خواست تندی کنه، سریع یه playback بزنه به زندگی مشترک شون که چه خیرها که از شوهرش ندید و چه خوبی ها و محبت ها که شوهرش عاشقانه و صادقانه نثارش نکرد... به قول مادر جونم خدا بیامرز، وقتایی که مرد آتش میشه(ینی عصبانی میشه) زن باید آب باشه وگرنه آتش که رو آتش بند نمیشه... کل زندگی رو می سوزونه...

خانم گل اول خیلی می ترسید از من... تا در بالکون رو باز می کردم، در می رفت!! بعد کم کم باهم دوس شدیم، الان دیگه در نمیره :)

چند روز پیش هم که دیدم به به! تو راهی دارن!! اونم دو تا!!!!! ^____^ اینقققققققققده خوشحال شدم که نگو! وای من عااااااشق دوقلو و حتی سه قلوام!

هی بهش میگم خانم گل جان! چیزی می خوای بگو... خجالت نکش... اما زیادی خجالتی و پرشرم و حیاست این همسایه ی ما، هیچی ازم نمی خواد... احتمالاً فقط می خواد که مزاحمش نشم... همین... منم گاهی بهش لبخند می زنم و سعی می کنم آروم در بالکن رو باز کنم که خودش و نی نی هاش نترسن...

خلاصه خیلی خوشحالم و خدا رو شکر می کنم که خدا یه همچین همسایه ی لطیف و مهربون و باوقاری نصیبم کرد... امیدوارم منم براش همسایه ی خوبی باشم... چرا که همسایه، خیلی حق بر گردن ما داره... 

توضیحات: می خوای عکسشو ببینی؟! برو آخرین پست اینستاگرامم رو ببین :)



[ چهارشنبه 10 خرداد 1396 ] [ 15:15 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

خب این انتخابات هم تموم شد و می بینم که روحانی دوباره رئیس جمهور شد!!

خیره ان شاءالله!!

از این که دوباره برای 4 سال دیگه باید این دولت بی تقوا و ناکارامد رو تحمل کنم، بسیار ناراحتم... دولتی که هنوز نیومده، در مقام رئیس جمهور قانونی کشور، اوناییو که به هر دلیلی بهش رای ندادن، خشونت طلب و افراطی خوند! افراطی های خشونت طلبی که وقتی نامزد مدنظرشون رای نیاورد -حتی با مشاهده ی تخلف های گسترده ی دولتی ها در روز انتخابات- یه لاستیک تو خیابون آتیش نزدن، یه گارد دولتی رو کتک نزدن، شیشه ی یه مغازه رو نشکوندن، به یه مسجد هتک حرمت نکردن، یه دونه شعار «رای من کو؟!» سر ندادن! واقعا چه افراطی های خشن وحشتناکی هستیم ما! :))))

اما خوشحالم... به دو دلیل: 

اولاً به این دلیل که به خاطر حضور بسیار پرهیجان و پررنگ مردم، رهبر عزیزم خوشحاله. 

ثانیاً به این دلیل که در میون این 23 میلیون و خرده ای که به روحانی رای دادن و الان خیلی خوشحالن، هستن کسایی که با نظام جمهوری اسلامی قهرن! خوشحالم که اینام خوشحال و راضی ان...چون اونایی که کشور و نظامشونو دوس دارن، در هر صورت و تحت هر شرایطی برای آبادی و ارتقای وطنشون تلاش می کنن... ولی اونایی که مخالف حکومت هستن یا دل خوشی از نظام ندارن، معمولاً تلاشی برای ارتقای اون نمی کنن و بیشتر حواسشون به منافع خودشون هست... ولی وقتی دولت دوست داشتنی شون بیاد سر کار، لااقل راضی تر از گذشته هستن و خیلی هاشون تلاش شون برای آبادی وطن بیشتر میشه...البته امیدوارم!!

از خوشحالی این ۲۳ میلیون و خرده ای خوشحالم ولی بهشون تبریک نمیگم چون می دونم چی در انتظارشون نشسته... ولی به اونایی که به روحانی رای ندادن، تسلیت(!!)میگم چون متاسفانه تر و خشک باهم می سوزن!

امیدوارم ان شاءالله روزی برسه که مردم ما نه به خاطر ترس از جنگ ها و افراطی های موهومی، که از سر تفکر و تحقیق و تقوا، رئیس جمهور انتخاب کنن... امسال، روحانی باز رای آورد ولی نه به این دلیل که مردم عاشقش بودن یا از عملکردش راضی بودن! بلکه به این دلیل که از لولویی ترسیدن که هرگز وجود نداشت! و البته که ترس، برادر مرگه!!

این انتخابات هم گذشت و رفت تا چهار سال دیگه... ولی ما قطعا بی اخلاقی ها و بی تقوایی های روحانی و دار و دسته ش رو در این انتخابات هرگز فراموش نمی کنیم...

توضیحات: به قول یه بنده خدایی که می گفت مردم رو از دیوار کشی در پیاده روها و در خانه محبوس کردن زن ها ترسوندن، مردم رو از آشوب و ناامنی توسط رقیب ترسوندن، اما نگفتن در هشت سال ریاست رفسنجانی و هشت سال ریاست خاتمی،  هرگز مخالفانشون امنیت کشور و آسایش مردم رو بهم نزدند... بعد از شونزده سال ریاست حزبی و خانوادگی بر این کشور، هم وقتی که برای اولین بار کسی روی کار اومد که دستش در آبشخور اینا نبود، وقتی دیدن کسی غیر از اونا ( ینی احمدی نژاد) رای آورد، کل کشور رو نا امن کردن، به مغازه ها آسیب رسوندن، به ادارات حمله کردن، آتش زدن، کشتن،  که چی؟...که چرا به ما رای ندادین!! در شگفتم از اون 23 میلیون مردم که چطور باور کردن که کسانی که هر وقت دستشون از منابع ثروت این کشور قطع شد(به عنوان مثال در سال 84 و 88) دنیا و آخرت مردم رو به آتش کشیدن، اهل امنیت مردم و اهل تعامل هستن؟ چطور باور کردن که کسانی که در سال 88 وقتی رای نیاوردن، از امریکا درخواست کردن ایران رو تحریم کنه، آدم های مصلحی هستن؟؟! باید صفاتی چون ترس و ساده لوحی رو از خود بزدائیم تا امثال روحانی با تیم عملیات روانی اش در جلساتشون به این نتیجه نرسن که میشه مردم ایران رو با ترس و ارعاب رام کرد! و بیان یه دو راهی کاذب برامون درست کنن به عنوان جنگ و صلح... امنیت و نا امنی... خفقان و آزادی...!! ساده لوح از اون جهت که این دو راهی رو باور کردیم و بدتر این که فکر کردیم یک شخص عصبی مزاجِ کم تحملِ فحاش رو که در دهه شصت با افراطی گری هاش دائم حرف از اعدام مخالفین اونم در ملاء عام و در نماز جمعه می زد، نماد صلح و امنیت و آزادی دونستیم و ترسو از اون جهت که از سر ترس موهوم از رقیب روحانی به روحانی رای دادیم!!»



[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 ] [ 11:27 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

می ترسم از عاقبت احمدی نژاد...

رفتارهاش منو یاد «رُفاعه بن شداد» میندازه...


Image result for ‫رفاعة بن شداد‬‎


[ شنبه 30 اردیبهشت 1396 ] [ 13:23 ] [ *برف دونه* ] بگو و رد شو...

مواظب باش... مبادا توی تله بیفتی!

نظام جمهوری اسلامی تا وقتی بر پایه ی ولایت فقیه استواره، هرگز آرای مردم رو تغییر نمیده و هرگز در اون ها دست نمی بره... ما چیزی به اسم تقلب نداریم اینجا... شاید بعضی جاها تخلف رخ بده(که در قانون براش چاره اندیشیده شده) ولی تقلب نه! ما حماقت و خباثت فتنه گران سال 88 رو تکرار نمی کنیم...

اینجا انتخابات برپا میشه، نه انتصابات... بعد از چهار دهه دیگه به همه، حتی دشمنان خارجی ایران، حتی اپوزوسیون داخلی ایران، اثبات شد که انتخابات در ایران واقعاً انتخاباته، نه انتصابات؛ برخلاف ادعایی که در تمام این چهار دهه می کردن!! همه فهمیدن که واقعاً رای هاشون موثره... و رای کسی گم نمیشه... برخلاف شعارهای دروغی که یه عده در سال 88 می دادن! جمهوری اسلامی اینقد زیرک بود که کاری کرد که بعد از چهار دهه ما می بینیم که یه عده –که همیشه معتقد بودن باید انتخابات رو تحریم کرد- برای تشویق هم فکرانشون به رای دادن، دقیقا همون شعارهایی رو میدن که چهار دهه ست صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مواقع انتخابات مطرح می کنه!!! :))))))

در واقع جمهوری اسلامی به زیبایی و با متانت تونست کاری بکنه که حتی اپوزوسیون نظام هم در چارچوب قوانین همین نظام بتونن اظهار نظر کنن! این از شگفتی های نظامه واقعا... خیلی باید قدر دونسته بشه... به خاطر همینه که حضرت آقا همیشه بیشتر از اینکه تاکید کنن که مردم به چه تیپ آدم هایی رای بدن، تاکید می کنن که مردم بیان رای بدن... اصل شرکت در انتخابات خیلی مهم تر از اونه که به کی رای بدن... و تاثیرش خیلی مهم تر از اینه که چه کسی رای بیاره... همون هایی که سال 88 میگفتن تقلب شده (و با این خباثتشون بسیاری از جوون های مردم رو به کشتن دادن و دشمن رو تشویق به تحریم های اقتصادی بیشتر کردن و به کشور ضربه های مهلکی زدن) الان دو دوره ست که هم فکرانشون و پیروانشون رو تشویق می کنن به رای دادن!!! آیا قانون انتخابات کشور از سال 88 تا الان تغییری کرده که آقایون براش مشروعیت قائل شدن به تازگی؟!!! :|

دشمنان نظام، معاندین، مخالفین، اپوزوسیون و حتی اون مردم ساده ای که با نظام قهرن، ناخودآگاه با عملشون دارن ثابت می کنن که در سال 88 چه تهمت بزرگی به نظام مظلوم جمهوری اسلامی زده شده بود...

اما تو مواظب باش! می دونم که امروز اتفاقات عجیبی افتاد در بعضی از مناطق کشور... ولی مواظب باش که تو تله ی دشمن نیفتی...

هر کسیو در نهایت شورای نگهبان به عنوان رئیس جمهور اعلام کنه، باید قبولش کنی... مبادا همون ضربه ایو که معاندین و مخالفین نظام در سال 88 به کشور زدن، حالا تو هم ناخواسته به کشور بزنی... بله، همه فهمیدن دولت بی تقوایی کرد در برگزاری انتخابات و تخلف هایی کرد... ولی حتی اگه این تخلف ها و بی تقوایی ها منجر به تغییر نتیجه ی انتخابات بشه، ما ماموریم به اطاعت از حکم نهایی شورای نگهبان... مبادا ناخواسته همون انگیو به نظام بزنی که در سال 88 یه عده با تمام ادوات و امکانات و خدعه ها نتونسته بودن ثابتش کنن!

یادت باشه تحمل چنین دولت بی تقوایی برای 4 سال آینده، شرف داره به متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به تقلب و تخریب اصل انتخابات در ایران عزیز... چرا که چهار دهه –با تمام فراز و نشیب هاش- طول کشید تا اثبات وجود این آزادی رای و اندیشه جا بیفته برای ایرانیان و غیر ایرانیان (و البته هنوز جای کار داره) و این اعتمادسازی اتفاق بیفته... و ما حق نداریم که به اون خدشه ای وارد کنیم... این اعتماد به نظام برای مردم (و حتی مخالفین) به همین راحتی به دست نیومده که ما به راحتی خدشه دارش کنیم...

مواظب باشیم که تو تله نیفتیم...

توضیحات: مشتاقانه منتظر نتایج نهایی انتخابات هستم... خدا به خیر کنه ان شاءالله... هر کس رأی بیاره، ینی مردم لیاقتشون همون شخصه...



[ شنبه 30 اردیبهشت 1396 ] [ 02:55 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

حدود دو سه هفته ست که اینقد درگیر بودم که وقت نمی شد بیام اینجا افکار و احساسات و تحلیل هامو بگم برات! واقعاً پر از حرف بودم تو این بحبوحه ی انتخابات...

تبلیغات نامزدها رو دیدیم، مستندهاشونو تماشا کردیم، مناظره رو با خانواده و دوستان نشستیم گوش کردیم، دعواهاشونو دیدیم، متهم کردن هاشونو شنیدیم، تو تجمعاتشون شرکت کردیم، و خلاصه این یه ماه به سرعت گذشت و فردا وقتشه که بریم پای صندوق های رای...

همونطور که قبلا هم گفته بودم، کسی که نمی خواد رای بده، هیچ ایرادی نداره، مختاره، فقط یادش باشه تا 4 سال آینده حق نداره در مورد بدی یا خوبی دولت نظری بده یا انتقادی از عملکرد دولت بکنه!!! :| 

من هم مطابق رویه ی سال های پیشم، فردا میرم ان شاءالله که رای بدم... با توجه به انصراف هایی که اتفاق افتاد، الان در واقع فقط دو تا نامزد داریم، هر دو هم آخوندن!!! :) یکی روحانی و یکی رئیسی... روحانی برای ماها شناخته شده ست چون هم قبلاً به خاطر شاهکارش تو دوره ی خاتمی خیلی تو اخبار و اینا مورد توجه قرار گرفته بود(اون موقع من دوم راهنمایی بودم و کاملاً یادمه) و هم در چهار سال اخیر رئیس جمهور منتخب ملت بود و به هر حال همه مون عملکردشو تو این چهار سال دیدیم... اما رئیسی تقریباً یه هندونه ی سربسته ست و بیشترمون در حد همین تبلیغات و حرف ها و مستند و برنامه های انتخاباتی ش می شناسیمش... (البته یه عده شاید بیشتر و دقیق تر بشناسنش و از نزدیک باهاش سر و کار داشتن در سال های پیش که سمت های مهمی در جمهوری اسلامی داشت و یا در همین سال اخیر که رئیس آستان قدس بود)

و اما جمع بندی نظرات بنده:

من به روحانی قطعاً و بلاشک رای نمیدم. به چند دلیل زیر:

-          روحانی اساساً و اصولاً غرب گراست... تمایل افراطی به غرب (و به ویژه کشورهای استکباری غرب) داره و از این نظر که غرب رو خیلی دشمن نمی دونه و در واقع اصلاً بهش بدبین نیس، به نظرم خیلی خطرناکه...وقتی رئیس یه گروه یا جامعه ای به دشمنان اون گروه یا جامعه بدبین نباشه این می تونه خیلی خطرآفرین باشه... چون هیچ تمهیدی برای مواجهه باهاش و مصون کردن جامعه ش در نظر نمی گیره... روحانی برخلاف چیزی که همیشه ادعا می کنه(و از سال 82 در دولت خاتمی ادعا می کرده) و از اون به عنوان دستاویزی برای کسب قدرت استفاده می کنه، خودش هم می دونه که هیچ جنگ نظامی ای ما ایرانی ها رو از سوی غربی ها تهدید نمی کنه و در واقع تمایلش برای نزدیک شدن به غرب، به علت قبول ابرقدرتی اون ها و اعتراف به ضعف ما ایرانی ها هست... این نوع تفکر غرب گرایی بسیار خطرناکه و آسیب پذیری کشور رو چند برابر می کنه... رئیس جمهوری که تز فکری ش اینجوری باشه، تمام اطرافیان و مسئولینش رو بر همین اساس انتخاب می کنه، بنابراین ما می بینیم که در تمام این چهار سال کوچک ترین تندی ای از سوی مسئولین ما نسبت به تهمت ها، توهین ها، فشارها و تهدیدهای غرب علیه سردمدارانشون صورت نمی گیره ولی تا دلتون بخواد تندی و پرخاش علیه مردم انجام گرفته! ما می بینیم که رئیس جمهور ما در این چهار سال به عناوین مختلف بیان می کنه که داشتن سامانه های دفاعی برای کشور خیلی هم ضروری نیست! بنابراین ما می بینیم که در این چهار سال بارها و بارها مردم زیادی در کشورهای مختلف اسلامی و غیراسلامی توسط انفجارهای تروریستی کشته شدن ولی دولت روحانی فقط کشته شدگان حادثه ی تروریستی پاریس رو بولد کرد و سریعاً تسلیت گفت و محکوم کرد!! در واقع به نظر می رسه حسن روحانی و دولتش اساساً از غرب می ترسن و اون رو بسیار قوی و بزرگ می دونن و یک نگاه ارباب-رعیتی بر اون ها حاکم هست نسبت به غرب و منظورشون از تعامل با جهان، در عمل خضوع برای غربی هاست. (جالبه که «جهان» از نظر دولت روحانی همیشه چهار پنج تا کشور غربی بوده! روابط ما هم با کشورهای شرق آسیا، هم با کشورهای آمریکای لاتین تقریبا میشه گفت در این دولت قطع بود و منافع اقتصادی زیادی رو که در این کشورها داشتیم، از دست دادیم. با کشورهای همسایه و حاشیه ی خلیج فارس هم روابطمون تیره شد! دولت حتی نتونست حق ما رو در فاجعه ی منا از عربستان زپرتی بگیره!!) این خوشبینی دولت روحانی به غرب و بزرگ انگاری غرب توسط دولت، به شدت مخالف حس ناسیونالیستی، عِرق ملی، اعتقادات دینی و نگاه انقلابی بنده ست و بنابراین نمی تونم چهار سال دیگه این دولت بی اعتماد به نفس رو تحمل کنم.

-          خیلی ها از خلف وعده های روحانی، اشرافیت حیرت انگیز در دولتش، بی توجهی به محرومین و افراد ضعیف، فساد مالی زیاد و بخور بخورهای عجیب و گستاخانه در دولتش شاکی هستن و به همین دلیل نمی خوان بهش رای بدن. من اما مشکل رو عمیق تر از این می دونم و اونم این که از نظر من روحانی تقوای لازم برای ریاست جمهوری در کشور اسلامی ما رو نداره و تقوا، مهم ترین شرط مدیریت بر مردم هست چرا که اگه کسی تقوا داشته باشه( ینی از خدا بترسه و خواست خدا رو به خواست خودش و منافع مردم رو به منافع خودش ترجیح بده) هرگز دزدی نمی کنه، دروغ نمی گه، نمیذاره فساد در دولتش به وجود بیاد، نمیذاره فامیل ها و دوستان جای شایسته ها در دولتش مدیریت ها رو برعهده بگیرن، به مردم سخت نمی گیره و به جاش به دولتش سخت می گیره، با دشمن سرسختی می کنه به جای اینکه به مردمش بد و بیراه بگه، اخلاق و انصاف رو رعایت می کنه، منتقدین رو نمی کوبه، وعده هاشو انکار نمی کنه و با مردم صادق خواهد بود. در ضمن، کسی که تقوا داشته باشه، اصلا سمتی رو که تخصصشو نداره، بر عهده نمی گیره چون عقوبتش نزد خداوند خیلی زیاده. روحانی حرف هایی می زنه و بعد وقیحانه خلافش رو عمل می کنه و هرگز کسی نمی تونه بهش بقوبولونه که بابا جان، خودت این حرف رو زده بودی و این وعده رو داده بودی(تابلوترینش همون وعده ی لغو (و نه تعلیق) تمام تحریم ها!) خب این باعث میشه که انسان فکر کنه که حتی اگه روحانی دروغگو نباشه(در خوشبینانه ترین حالت) اما قطعا انسان مغلطه کاری هست! ینی یه جوری صحبت می کنه و وعده میده که همه ی مردم ازش یه برداشتی می کنن، ولی بعداً می فهمن که منظورش یه برداشت دیگه بود!!! و هرگز هم گردن نمی گیره!! نداشتن تقوا همچنین باعث میشه که شخص، اونطور که باید از راهنمایی های دلسوزانه ی رهبر استفاده نکنه و حتی بهش دهن کجی کنه و در عین حال در بعضی از امور برای فریب مردم با کمال وقاحت از اسم و رسم رهبری مایه بذاره!!!  از این جهت من شدیداً معتقدم که روحانی از نظر  تقوای لازم برای تشکیل دولت بسیار در سطح ضعیفی قرار داره.

-          رشد علمی به شدت در این دولت کاهش پیدا کرد. خود روسای دانشگاه های فنی مهم کشور –با اینکه هم فکر این دولت هستن- اعتراف کردن که رشد علمی و شتاب علمی کاهش پیدا کرده و حتی تعداد مقاله هایی که ما به صورت جهانی منتشر می کردیم، کم شده! با این حال، من در این ادعا به آمارها تکیه ندارم، بلکه چیزیه که خودم دیدم و چشیدم. در این زمینه قاطعانه روی نظرم هستم که لااقل در رشته های فنی مهندسی ضربه ای که این دولت به علم کشور ( و به خصوص جوون ها) زد، هیچ دولتی نزد! در واقع این دولت اصلا و ابدا اعتقادی به «ما می توانیم» نداره و اینو تو این چهار سال (و البته تو حرف هاش) ثابت کرده. صنعت هسته ای که واضحه بر همه که چه بلایی سرش اومد. صنعت هوافضا در این دولت تقریباً می تونم بگم به مرز نابودی رسید. به اخبارهای ملاحظه کارانه و دروغ های رسانه ای صدا و سیما در این چهار سال نگاه نکن، بارها از دستاوردهای هوافضایی صحبت می شد در تلویزیون که اصلاً جدید نبودن و بازدید فلان وزیر یا شخص رئیس جمهور از اون مثلاً دستاوردها کاملاً نمایشی بود و فریبی بیش نبود. دانشگاه شریف ماهواره ی آزمایشی دانشجویی ساخت ولی این دولت هرگز اجازه نداد که پرتاب بشه... فعالیت های شرکت های دانش بنیان به کلی مختل شد در این دولت و هیچ حمایت مالی ازشون نشد... من خیلی متاسفم که هیچ کدوم از نامزدهای منتقد دولت در مناظره ها حرفی از این فلج شدن های علمی نزدن.(هرچند آقای میرسلیم عزیز چند جا تو سخنرانی هاش درد دل ما مهندس ها رو گفت و من از این جهت خیلی دوس داشتم به میرسلیم رای بدم! چون اشراف کامل به بحث های فنی در کشور و بحث ارتباط دانشگاه با صنعت داشت و به خاطر دیسپلین خاصی که داشت و بی حاشیه بودنش، به نظرم می تونست رئیس جمهور خوبی برای کشور بشه) به همین دلیل من می خوام دو نمونه از این فلج شدن ها رو بگم بهت: 1) خیلی از مردم نمی دونن ولی در کشور ما چندین سال بود که بودجه ی کلانی اختصاص داده شده بود برای یک طرح ملی بسیار بزرگ که اگه به انجام می رسید، هم در دنیا مطرح می شدیم و هم به خودکفایی بزرگی می رسیدیم، و هم تولید علم در چند جهت در کشور اتفاق میفتاد: طرح ملی طراحی و ساخت هواپیمای مسافربری 150 نفره . دولت محترم به محض شروع دولتش این طرح رو تعطیل کرد و در واقع خواست اعلام کنه که «لازم نیست ما بتوانیم! به جاش وارد می کنیم!!» در نهایت هم دو سه تا دونه هواپیمای مرجوعی ایراددار رو با هزار التماس وارد کشور کرد و مث ندید بدیدها کلی رسانه ایش  کردن و هی باهاش عکس گرفتن!!!!! (این که وارد کردن این چند تا هواپیمای وارد شده چقد آب خورد و چه مشکلات زیرساختی ای براش در کشور وجود داره و چه کلاه گشادی سرشون رفت و چه تغییری واقعا در ناوگان هوایی کشور ایجاد شد، توضیحاتش یه کتاب میشه که اینجا فرصت بیانش نیس) ما دیگه از برزیل که بدتر نبودیم که! چند دهه پیش وقتی برزیل دید که بوئینگ آمریکا و ایرباس اروپا براش ناز می کنن، تصمیم گرفت خودش هواپیمای مسافربری بسازه و ساخت و وارد بازار جهانی شد. 2) در کشور ما سازمان مستقلی وجود داشت به نام سازمان فضایی... این سازمان زیرنظر نهاد ریاست جمهوری کار می کرد و در سازمان ملل هم ثبت بین الملی شده بود و تمام پروژه های فضایی ای که تا الان ایران انجام داد، محصول این سازمان بود. این سازمان برای ایران، حکم ناسا برای آمریکا رو داشت. پروژه های علمی و تحقیقاتی این سازمان هم به هیچ وجه نظامی و دفاعی نیستن... به عنوان چند نمونه از پروژه های این سازمان میشه به ساخت ماهواره ی مصباح، سینا، امید، پرتاب غرورآفرین ماهواره بر سفیر امید(که ما رو در زمره ی 8 کشور دارای فناوری پرتاب ماهواره قرار داد)، ساخت کاوشگرهای 1 تا 4، پرتاب محموله ی زیستی به فضا(میمون پیشگام) اشاره کرد... توی چشم انداز این سازمان، پرتاب انسان به فضا پیشبینی شده بود و اخبار موثق دارم که سازمان داشت خیلی جدی روش کار می کرد... این سازمان 16000 نیرو داشت اما دولت محترم در اولین اقدام علم دوستانه ش(!) این سازمان رو –که به هیچ وجه فعالیت هاش نظامی نبود- منحل کرد، نیروهاش رو به 9000 نفر رسوند(یکی از افرادی که اونجا مدیریت داره، به من گفت که دولت قصد داشت تعدیل نیرو رو به 3000 نفر برسونه ولی با دخالت رهبری سر همون 9000 نفر متوقف شد!) و اونو برد زیر نظر وزارت ارتباطات(ینی اینقد این دولت بی سواده که نمی فهمه اولا فعالیت های فضایی فقط در ماهواره خلاصه نمیشه، ثانیا ماهواره ها هم فقط در ماهواره های مخابراتی خلاصه نمیشن!!!)

 

این سه دلیل اصلی ترین دلیل من برای رای ندادن به روحانی هست... نه تنها بهش (و به دار و دسته ش) رای نمیدم بلکه بسیار نذر و نیاز هم می کنم که دولتش چهار ساله بشه ان شاءالله.

 

و اما رئیسی... خیلی نمی شناسمش...میگن آدم خوبیه، میگن آدم پاکیه، می گن باهوشه، آدم های مومنی ازش حمایت می کنن، میگن به شدت باتقواست، روحانی با اینکه خیلی تلاش کرد تخریب کنه وجهه ش رو، ولی خیلی موفق نبوده چون بهونه ای ازش ندارن ، میگن ظرفیت تعامل با اقشار مختلف و تفکرات مختلف رو داره، نمیدونم اینا چقد درسته... ولی من راستش خیلی به این دلایل کاری ندارم.

صادقانه دارم میگم من قاطعانه به رئیسی رای میدم چون رقیب اصلی روحانی هست!!! همین یه دلیل کافیه برای رای دادن به رئیسی برای کسی که از روحانی و دولت ریاکارش متنفره!

 

توضیحات1: یه چیزی که خیلی سر انتخابات ها دلمو می سوزونه اینه که یه عده بدون فکر (و فقط به خاطر احساسات و جوگیری و پیروی کورکورانه از جریانات مدنظر خودشون) رای میدن. به هر کی می خوای رای بدی، آزادی... حق قانونی و شرعی ته... راحت باش... فقط تو رو خدا خوب تحقیق و تفکر کن، یادت باشه از تک تک این رای دادن هامون در قیامت سوال خواهد شد و یادت باشه هر گلی زدیم، به سر خودمون زدیم!

توضیحات2: به چند پست آخرم در اینستاگرام رجوع کن لطفا 



[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 ] [ 20:14 ] [ *برف دونه* ] تحلیل و تفکر

سلام عزیزان،

می دونم که دیگه مث سابق اینجا طرفدار نداره(قبلا هم البته طرفدار خاصی نداشته ها) بلاخره هرچی باشه در دنیای تلگرام و اینستاگرام دیگه کسی به یه کلبه ی کوچیک و خلوت سر نمی زنه! همه می خوان چیزای سطحی و فوری رو بخونن و رد بشن... و فقط اونا رو فوروارد کنن برا بقیه! همین!! مردم این دوره زمونه دیگه حوصله ی خلوت کردن با خودشون رو ندارن!

به هر حال من هنوزم معتقدم چیزی نمی تونه جای وبلاگ رو بگیره، همون طور که چیزی نمی تونه جای کتاب رو بگیره... بنابراین من به شخصه قصد ندارم اصلا اینجا رو ترک کنم... هرگز هم برای خوشامد کسی اینجا ننوشتم و دغدغه ی اینو نداشتم که مثلاً چند نفر نظر گذاشتن و کیا نظر گذاشتن و چیا نوشتن و ... ولی اعتراف می کنم که نظرات خواننده های اینجا (یا حتی غریبه هایی که فقط یه بار اومدن به این وب و نظر گذاشتن) گاهی خیلی برام مفید بود و خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم... به خصوص که بعضی از دوستان اهل اندیشه و تحلیل بودن و با نظرات خوبشون فکرمو باز می کردن اینجا...

متاسفانه میهن بلاگ اومده به جای کد تصویر، یه سیستم امنیتی دیگه(به نام کپچا) گذاشته برای بخش نظرات برای اینکه جلوی مزاحمت های تبلیغاتی و نظرات سازماندهی شده توسط ربات ها رو بگیره، اما همه شاکی هستن، چون تقریبا تو هیچ مرورگری(حتی در جدیدترین ورژنش) کار نمی کنه و چون کار نمی کنه نمی شه نظر رو ارسال کرد!!!!! حالا انتقاد کردیم، امیدوارم پاسخگو باشن...(توی بخش اخبار میهن بلاگ، شماهایی هم که میهن بلاگی نیستین، می تونین برین اعتراض تونو بنویسین... جالبه که فقط تو همون صفحه ی اعتراضی خودشون کپچا کار می کنه!!!! :| )

از این بابت، خواستم عذرخواهی کنم ازتون... البته نمی دونم دیگه اصن کسی هست اینجا رو بخونه یا نه، و اگه هست چند نفر هستن، اما بعید می دونم خواننده های اینجا به تعداد انگشتان یک دست هم برسن :)

با این حال از همون یکی دو نفر باقی مونده عذرخواهی می کنم بابت این سیستم جدید و ناکارامد میهن بلاگ، امیدوارم زودتر برش دارن، تا اون موقع اگه نظری یا تحلیلی یا انتقادی دارین، فعلا از گزینه ی "تماس با ما" در بخش «گزینه ها» سمت چپ وبلاگ استفاده کنید تا ببینیم میهن بلاگ چیکار می کنه. ممنون از همه تون...  



[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 ] [ 13:08 ] [ *برف دونه* ] نظرات رو اینجا باز گذاشتم

تعداد کل صفحات : 93 ::     1  2  3  4  5  6  7  ...